سیاستگذاری؛ فرهنگ و ارتباطات
امروز
دوشنبه هفتم اردیبهشت 1388
طرح اولیه پایان نامه: به سوی نظریه پردازی اسلامی ارتباطات
اشاره
در این یادداشت، طرح اولیه پایان نامه کارشناسی ارشد خود را در اختیار تمام خوانندگان عزیز قرار می دهم. امیدوارم همچون یادداشت های قبلی با نظرات خوب و سازنده خود مرا در این تحقیق بنیادین و بسیار مهم یاری کنید. البته تأکید می کنم که این فقط یک طرح اولیه است و چارچوب نظری پایان نامه در حال تکوین می باشد.
عنوان اولیه پایان نامه
نظريهپردازي ارتباطات در معناي عام کلمه يکي از حوزههاي بسيار مهم و تعيينکننده و در عين حال مغفول در ايران است. هر چند پيچيدگي موضوع و سختيهاي دسترسي به منابع، پژوهيدن در اين حوزه را با دشواريهايي همراه ساخته است، اما ضرورت توليد دانش بومي در اين حوزه باعث گرديده است تا بگوييم هيچ جايگزيني براي پژوهيدن در نظريهپردازي ارتباطات وجود ندارد.
به مدد چرخش پارادايمي در رشتهي ارتباطات - که برخي از آن به عنوان "چرخش چندفرهنگي" (Multicultural Turn) در رشته ياد ميکنند- تحقيقات گستردهاي در تبيين اروپايي-آمريکاييمحورِبودن(Euro-U.S.-centered) نظريهي ارتباطات و ارائهي ديدگاههاي جديد بر مبناي چارچوبهاي فرانظري (Metatheoretical Frameworks) متفاوت انجام گرفته و ميگيرد. (از آن جمله ميتوان به انديشههاي مولانا ، ميايک، ديسانيک، کينيسايد و ... اشاره کرد)
در اين ميان، براي ما دانشگاهيان مسلمان حوزهي ارتباطات، توجه به قرآن کريم و سنت در سطحي بنيادين، و نيز ميراث انديشهي اسلامي داراي اهميتي بنيادين است. از اين رو در اين پاياننامه با تمرکز بر آراي دو تن از فيلسوفان و انديشمندان معاصر شيعي، علامه طباطبايي و علامه جعفري (رحمهالله عليهما)- که بررسي آثار آنها نشان از ظرفيت بسيار بالاي انديشههاي اين دو بزرگوار در سهيمشدن در نظريهي ارتباطات دارد- گامي در راستاي نظريهپردازي اسلامي ارتباطات برداشته خواهد شد.
قالب کلي پاياننامه
پس از بررسي جوانب مختلف موضوع و نيز بررسي تجربيات ساير سنتهاي غيرغربي، در دو بخش به طرح اين موضوع خواهيم پرداخت.
در بخش نخست، با در نظر گرفتن اين نکته که برخورد اسلام و نظريهي ارتباطات عمدتاً در سطح فلسفه و فرانظريه اتفاق ميافتد – همانگونه که مولانا، کريگ و کينيسايد نيز به اين امر اشاره ميکنند- به تبيين ابعاد مختلف فلسفه و فرانظريه در نظريهپردازي ارتباطات خواهيم پرداخت. در اين قسمت، با تمرکز بر انديشههاي فلسفي علامه طباطبايي و علامه جعفري (رحمهالله عليهما) تلاش خواهد گرديد تا منظري اسلامي در سطح فرانظريهي ارتباطات تبيين گردد.
در بخش دوم، اين نکته مد نظر قرار ميگيرد که مفاهيم قلب نظريهها ميباشند. اگر مفاهيم اسلامي متمايز و متفاوتي وجود نداشته باشد (که وجود دارد) بنابراين صحبت از نظريهپردازي اسلامي ارتباطات نيز بيمعني خواهد شد. نظريههاي منبعث از مفاهيم بنيادين مطرح شده توسط انديشمندان اسلامي ميتواند مبنايي براي نظريهپردازي اسلامي ارتباطات فراهم آورد. پس از بررسي آثار و انديشههاي علامه طباطبايي و علامه جعفري (رحمهالله عليهما) دو مفهوم بنيادين "ولايت" (مطرح شده توسط علامه طباطبايي) و "حيات معقول" (مطرح شده توسط علامه جعفري) انتخاب گرديد. در بخش دوم پاياننامه، تلويحات ارتباطي (Communicative Implications) اين دو مفهوم مورد بررسي قرار خواهد گرفت.
سؤالات اساسي:
برخورد اسلام و نظريهي ارتباطات در چه سطحي و به چه نحو ميباشد؟
با تمرکز بر آراي فلسفي علامه طباطبايي و علامه جعفري، چه رهيافت اسلامي به فرانظريهي ارتباطات قابل ارائه است؟
با اتخاذ کدام مبناي روششناختي ميتوان به بازخواني ميراث انديشهي اسلامي در حوزهي ارتباطات پرداخت؟
چه تلويحات ارتباطي از انديشههاي علامه طباطبايي و علامه جعفري قابل استنباط است؟
به سوي نظريهپردازي اسلامي ارتباطات با تمرکز بر انديشههاي فلسفي علامه طباطبايي و علامه جعفري (رحمهالله عليهما)
Towards Islamic Theorizing of Communication with Fuscous on Philosophical Thoughts of Allame Tabatabayi & Allame Jafari
اساتيد پيشنهادي براي راهنمايي و مشاوره:
پروفسور سيد حميد مولانا
دکتر ابراهيم فياض
مقدمهپروفسور سيد حميد مولانا
دکتر ابراهيم فياض
نظريهپردازي ارتباطات در معناي عام کلمه يکي از حوزههاي بسيار مهم و تعيينکننده و در عين حال مغفول در ايران است. هر چند پيچيدگي موضوع و سختيهاي دسترسي به منابع، پژوهيدن در اين حوزه را با دشواريهايي همراه ساخته است، اما ضرورت توليد دانش بومي در اين حوزه باعث گرديده است تا بگوييم هيچ جايگزيني براي پژوهيدن در نظريهپردازي ارتباطات وجود ندارد.
به مدد چرخش پارادايمي در رشتهي ارتباطات - که برخي از آن به عنوان "چرخش چندفرهنگي" (Multicultural Turn) در رشته ياد ميکنند- تحقيقات گستردهاي در تبيين اروپايي-آمريکاييمحورِبودن(Euro-U.S.-centered) نظريهي ارتباطات و ارائهي ديدگاههاي جديد بر مبناي چارچوبهاي فرانظري (Metatheoretical Frameworks) متفاوت انجام گرفته و ميگيرد. (از آن جمله ميتوان به انديشههاي مولانا ، ميايک، ديسانيک، کينيسايد و ... اشاره کرد)
در اين ميان، براي ما دانشگاهيان مسلمان حوزهي ارتباطات، توجه به قرآن کريم و سنت در سطحي بنيادين، و نيز ميراث انديشهي اسلامي داراي اهميتي بنيادين است. از اين رو در اين پاياننامه با تمرکز بر آراي دو تن از فيلسوفان و انديشمندان معاصر شيعي، علامه طباطبايي و علامه جعفري (رحمهالله عليهما)- که بررسي آثار آنها نشان از ظرفيت بسيار بالاي انديشههاي اين دو بزرگوار در سهيمشدن در نظريهي ارتباطات دارد- گامي در راستاي نظريهپردازي اسلامي ارتباطات برداشته خواهد شد.
قالب کلي پاياننامه
پس از بررسي جوانب مختلف موضوع و نيز بررسي تجربيات ساير سنتهاي غيرغربي، در دو بخش به طرح اين موضوع خواهيم پرداخت.
در بخش نخست، با در نظر گرفتن اين نکته که برخورد اسلام و نظريهي ارتباطات عمدتاً در سطح فلسفه و فرانظريه اتفاق ميافتد – همانگونه که مولانا، کريگ و کينيسايد نيز به اين امر اشاره ميکنند- به تبيين ابعاد مختلف فلسفه و فرانظريه در نظريهپردازي ارتباطات خواهيم پرداخت. در اين قسمت، با تمرکز بر انديشههاي فلسفي علامه طباطبايي و علامه جعفري (رحمهالله عليهما) تلاش خواهد گرديد تا منظري اسلامي در سطح فرانظريهي ارتباطات تبيين گردد.
در بخش دوم، اين نکته مد نظر قرار ميگيرد که مفاهيم قلب نظريهها ميباشند. اگر مفاهيم اسلامي متمايز و متفاوتي وجود نداشته باشد (که وجود دارد) بنابراين صحبت از نظريهپردازي اسلامي ارتباطات نيز بيمعني خواهد شد. نظريههاي منبعث از مفاهيم بنيادين مطرح شده توسط انديشمندان اسلامي ميتواند مبنايي براي نظريهپردازي اسلامي ارتباطات فراهم آورد. پس از بررسي آثار و انديشههاي علامه طباطبايي و علامه جعفري (رحمهالله عليهما) دو مفهوم بنيادين "ولايت" (مطرح شده توسط علامه طباطبايي) و "حيات معقول" (مطرح شده توسط علامه جعفري) انتخاب گرديد. در بخش دوم پاياننامه، تلويحات ارتباطي (Communicative Implications) اين دو مفهوم مورد بررسي قرار خواهد گرفت.
سؤالات اساسي:
برخورد اسلام و نظريهي ارتباطات در چه سطحي و به چه نحو ميباشد؟
با تمرکز بر آراي فلسفي علامه طباطبايي و علامه جعفري، چه رهيافت اسلامي به فرانظريهي ارتباطات قابل ارائه است؟
با اتخاذ کدام مبناي روششناختي ميتوان به بازخواني ميراث انديشهي اسلامي در حوزهي ارتباطات پرداخت؟
چه تلويحات ارتباطي از انديشههاي علامه طباطبايي و علامه جعفري قابل استنباط است؟