تبليغاتX
سیاستگذاری؛ فرهنگ و ارتباطات
امروز 

یکشنبه سی و یکم شهریور 1387

برگزاری نخستین دوره علمی- پژوهشی پیرامون مبانی فرهنگ و ارتباطات

پنجم تا دهم مرداد ماه امسال فرصت درخشانی برای ما بود تا نخستین دوره علمی، پژوهشی پیرامون مبانی فرهنگ و ارتباطات را برگزار کنیم. این دوره از جهات مختلف با اهمیت می باشد. سخنرانی های ارائه شده در این همایش در حال پیاده سازی و ویرایش می باشد و به زودی در قالبی مناسب ارائه خواهد. منتظر گزارش تفصیلی دعوت باشید و فعلاً بخوانید مصاحبه زیر با بنده در مورد دعوت را که فعلاً منتشر شده است:

1-     طرح دعوت ابتکارِ که بود؟ و چه کسی یا کسانی آن را برگزار کردند؟

پیشینه برگزاری هفته دعوت به 4 سال پیش برمی گردد. یعنی زمانی که ما (دانشجویان ورودی 83) وارد دانشگاه امام صادق و رشته معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات شدیم. گروهی از دانشجویان با علایق مختلف و از فرهنگ ها و شهرهای مختلف. اما بعد از گذشت مدت زمان کوتاهی متوجه دغدغه هایی مشترک شدیم که می توانستیم آن ها را در رشته فرهنگ و ارتباطات پیگیری کنیم. همین دغدغه ها باعث می گردید که جلسات بسیار زیادی داشته باشیم و درباره اقداماتی که می توانیم در راستای اهدافمان انجام دهیم بسیار صحبت و همکری داشته باشیم.

اختلاف نظرها بینمان بسیار بود اما در اهداف کاملاً مشترک بودیم. علاوه بر اشتراک در هدف در فعالیت بسیار زیاد نیز مشترک بودیم و جمع مذکور علاوه بر این که به لحاظ علمی و پژوهشی بسیار پرکار بودند در سایر نهادهای دانشگاه از جمله بسیج و دفتر اعزام مبلغ و همچنین برخی نهادهای بیرون دانشگاه فعال بودند. مهمترین نقطه ضعف جمع مذکور در عدم شکل دهی کارهای تیمی و گروهی بود.

بالاخره دوست عزیزم آقای محسن بدره و اینجانب توانستیم در سال تحصیلی گذشته نوعی همکاری علمی را شکل دهیم و در مورد برخی حوزه های بنیادین فرهنگ و ارتباطات به پژوهش و تأمل و تفکر بپردازیم. البته منظرها و رویکردهای ما متفاوت بود منتها در موضوعات و اهمیت آن ها کاملاً اشتراک نظر وجود داشت. این فرایند علمی همراه بود با برقراری ارتباط و گفتگو با اساتید ارتباطات در داخل و خارج از ایران که این قسمت بیشتر بر عهده بنده بود. سلسله تلاش های علمی صورت گرفته دستاوردهای درخشانی داشت به گونه ای که ما هم در حوزه های پژوهشی دستاوردهای خوبی داشتیم و هم توانستیم به جمع بندی نسبتاً جامعی از فضای علمی حاکم بر جامعه ارتباطات ایران برسیم. البته در این مسیر سایر دوستان نیز کمک و همکاری داشته اند.

عوامل دیگری نیز وجود داشت که ما را در برگزاری این دوره علمی و پژوهشی مصمم کرد. از جمله ارتباط های علمی گسترده ای بود که با دانشجویان ورودی های بعدی داشتیم. در این زمینه هر دو رویکرد فعالانه و انفعالی را داشتیم. یعنی هم مراجعه از سوی خود دانشجویان را داشتیم و هم ما بنا به اهداف و دغدغه هایی که داشتیم سراغ این دانشجویان می رفتیم و با آن ها گفتگو و صحبت داشتیم. این امر ما را ترغیب می کرد که با طراحی برنامه ای بتوانیم اولاً در فضایی آرام و به دور از دغدغه های ترم های تحصیلی و ثانیاً به صوری منسجم و با حضور همه دانشجویان بتوانیم در مورد فعالیت های علمی خود در حوزه فرهنگ و ارتباطات همفکری و گفتگو نماییم.

تا این که در یکی از این جلساتی که در واپسین روزهای سال تحصیلی و در حالی که سایر دانشجویان مشغول مطالعه برای امتحان بودند، پیشنهادی مطرح گردید که منجر به برگزاری هفته دعوت شد. در آن جلسه مسئول واحد پژوهش و نشر بسیج دانشجویی دانشگاه نیز حضور داشت و با طرح برنامه های بسیج برای سال آینده که موضوع تولید علم و بومی سازی دانش جزو اولویت های آن بود از ما درخواست کرد تا برای تابستان امسال نیز برنامه ای بریزیم.

در نهایت پس از طرح پیشنهادهای مختلف و بررسی و ارزیابی آن ها در مورد کلیات برگزاری دوره ای علمی و پژوهشی در تابسان امسال و برای دانشجویان رشته معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات به توافق رسیدیم و بسیج دانشجویی حمایت کامل خود را از طرح اولیه ما اعلام کرد.

زمان بسیار کمی در اختیار ما بود و مشکلات و محدودیت ها بسیار زیاد بود. بنا به دلایلی و علیرغم پیگیری های ما حمایت و کمک اساتید دانشکده همراه ما نشد اما ما بسیار مصمم بودیم که حتی اگر با هزینه شخصی خودمان باشد این دوره را برگزار کنیم. از آنجا که در طول سال گذشته به مبانی و چارچوب های نسبتاً محکمی دست یافته بودیم به لحاظ مبانی نظری و چارچوب های طرح دستمان کاملاً پر بود. بنابراین توانستیم با نوشتن یک طرح پژوهشی مفصل و دقیق حمایت معاونت پژوهشی دانشگاه را نیز کسب کنیم.

بنابراین آقای محسن بدره و اینجانب با حمایت بسیج دانشجویی و معاونت پژوهشی دانشگاه تمام توان خود را برای اجرای هر چه بهتر این طرح به کار گرفتیم. حمایت و همفکری دوست عزیزمان آقای مجتبی احمدی که دبیر انجمن علمی نیز بود  در این زمینه بسیار موثر بود. البته سایر هم رشته ای ها و بچه های بسیج به خصوص آقای محسنی باغ سنگانی که مسئول واحد پژوهش و نشر بسیج بود بسیار کمک و همکاری داشت. سایر کارها و به خصوص امور مربوط به برگزاری دوره تماماً توسط خود دانشجویان انجام گرفت از کارهای تدارکات گرفته فیلم برداری و پیاده سازی سخنرانی ها و تا برنامه ریزی ها و هماهنگی حضور اساتید و از این لحاظ هفته دعوت در نوع خود بی نظیر است و می تواند الگوی خوبی برای سایر دانشجویان و سایر رشته ها باشد.

 2-     دعوت به چه معناست و چرا «هفتۀ دعوت»؟

محتوای این دوره مباحثی درباره "مبانی فرهنگ و ارتباطات" با رویکرد و تأکیدی اسلامی بود. برای برگزاری این دوره دنبال اسم مناسبی بودیم. چند تا اسم مطرح گردید که دارای ویژگی هایی چون کوتاه بودن، زیبا بودن و حاکویت از محتوای دوره نبود. در نهایت تصمیم گرفتیم تفألی به قرآن بزنیم. نتیجه برایمان عجیب بود. آیه 14 سوره رعد : "له دعوۀ الحق". خوب مفهوم دعوت برایمان کاملاً آشنا بود. نشریه دانشجویی ما با عنوان "دعوت" منتشر می شد و یکی از دوستانمان به نام آقای سید علی غمامی در تبیین این مقهوم قرآنی تلاش های زیادی کرده است.

مفهوم دعوت از جمله مفاهیم قرآنی است که تمام مبانی آن و متعلقات آن در قرآن بیان شده است. یعنی هم به نوعی اشاره به مباحث حوزه ارتباطات است و مفهومی است که در مقابل مفهوم پروپاگاندا قرار می گیرد و همچنین نوعی رویکرد و دغدغه فرهنگی در ارتباطات را نشان می دهد و هم برتر و بالاتر از همه این که مفهومی بومی و قرآنی است. بنابراین تمام ویژگی های مد نظر ما را داشت.

معنا و مفهوم دعوت نیز بحث مفصلی می طلبد که می توانید به سخنرانی دوست عزیزمان آقای غمامی در هفته دعوت مراجعه کنید.

3-     هدف از برگزاری هفتۀ دعوت چه بود؟ و از طرح دعوت چه دستاوردهایی را انتظار داشتید؟

هدف گذاری های چندگانه ای داشتیم. که می توان آن ها را در دو دسته خلاصه کرد. نخستین دسته از اهدافمان مربوط به وضعیت دانشجویان رشته معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات دانشگاه امام صادق می شد. چهار سال تحصیل در این رشته و ارتباطات گسترده با ورودی های مختلف دانشجویان این رشته در دانشگاه ما را به جمع بندی های خوبی نسبت به نقاط ضعف رشته و نیز آسیب شناسی وضعیت علمی دانشجویان (از جمله خودمان) رسانده بود.

همانطور که می دانید رشته ی ما رشته ای کاملاً جدید و با پیشینه کمی است. پس از تلاش ارزشمندی که اساتیدمان در دانشکده در راه اندازی این رشته در دانشگاه داشتند هیچ اقدام قابل توجه دیگری برای شناسایی نقاط ضعف ها و رفع آن ها صورت نگرفته بود. ما معتقد بودیم که بعد از 5 دوره پذیرش دانشجو اکنون نیاز یه نوعی بازنگری در دروس و برنامه های این رشته بود.

بررسی برنامه درسی این رشته و نیز وضعیت دانشجویان به روشنی نشان می داد که مجموعه مباحثی بسیار مهم وجود دارد که بنابه دلایلی دانشجویان این رشته هیچ وقت با آن ها مواجه نمی شوند یا آن طور که باید به آنها نمی پردازند. بنابراین ما تلاش داشتیم در هفته دعوت نوعی مدخل و ورودی برای این مباحث فراهم بکنیم تا در برنامه های بعدی خود بتوانیم به طور تفصیلی به آن ها بپردازیم.

نکته دیگر در مورد دانشجویان ایجاد انگیزه و فراهم ساختن فرصت هایی برای انجام پژوهش های تیمی، معرفی حوزه هایی برای پژوهش و اندیشیدن بود. با توجه به جدید بودن رشته دانشجویان در عمل و در حوزه پژوهش با مشکلاتی بسیار جدی مواجه بودند و شور و نشاط علمی لازم برای پژوهش را نداشتند. طبیعی است که برگزاری یک دوره علمی و پژوهشی مخصوصاً اگر توآم با ابتکاراتی چون جلسات شبانه و غیر رسمی باشد در این زمینه می تواند بسیار موثر باشد.

دسته دیگر اهدافمان مربوط به پیشبرد حوزه دانشی فرهنگ و ارتباطات و به خصوص با رویکردی اسلامی بود. در این زمینه تأکید اولیه ما بر مباحث مبانی بود که به اعتقاد ما دارای اهمیت بسیار زیادی بوده و بسیار مغفول واقع شده است.

تلاش داشتیم تا در برگزاری هفته دعوت با توجه به محدودیت های بسیار زیادی که با آن مواجه بودیم مجموعه ای از اهداف فوق را مد نظر داشته باشیم.

برگزاری چنین برنامه ای می تواند دستاوردهای بسیار درخشانی داشته باشد. به گونه ای که هم دانشجویان این رشته یک گام به جلو خواهند رفت و هم مباحث نظری این حوزه.

4-     به نظر شما مباحثی که در این هفته مطرح گردید، چه تأثیری می تواند بر روند آموزش و پژوهش ارتباطات در ایران داشته باشد؟

هفته ی دعوت در واقع دعوت به خوب فهمیدن ارتباطات و تلاش برای تولید علم بومی ارتباطات است. البته هفته دعوت تنها یک حلقه از مجموعه برنامه هایی است که مد نظر برگزار کنندگان می باشد.

همانگونه که مطرح گردید یک دسته از اهدافمان مربوط به حوزه مباحث نظری فرهنگ و ارتباطات بود که در این زمینه دستاوردهای بسیار مهم و راهگشایی داشتیم. 

هر حوزه دانشی مبتنی بر یک سری مباحث و مفاهیم بنیادین است که بدون فهم آن ها نظریه پردازی در آن علم صورت نمی گیرد و این مشکل اساسی ارتباطات در ایران است. در حالی که عمده مباحث ارتباطات در ایران تنها در برخی مباحث در حوزه رسانه و جامعه اصلاعاتی و مباحث اینچنینی خلاصه می شود اما حوزه هایی از ارتباطات وجود دارد که دارای اهمیت بسیاری بوده و علاوه بر این با فرهنگ اسلامی و ایرانی ما سازگارتر است. یکی از این مباحث "فلسفه ارتباطات" است که در معنای دقیق کلمه در ایران وجود ندارد. این حوزه حتی در خود آمریکا نیز جدید بوده و بیش از 15 سال سابقه ندارد و به اعتقاد بنده جزو حوزه هایی است که ما می توانیم در آن مرجعیت علمی داشته باشیم. خود حوزه فرهنگ و ارتباطات به صورت کلی نیز در ایران مغفول است. حتی در دانشکده ما نیز کار علمی قابل توجهی در این زمینه صورت نگرفته است. مثال دیگر موضوع "روش شناسی فرهنگ و ارتباطات" است که کاملاً بحث جدیدی است. اگر یک بررسی اجمالی فرمایید تأیید خواهید کرد که در مورد "روش شناسی مطالعات میان رشته ای" کار درخوری صورت نگرفته است. سایر مباحث نیز عمدتاً جزو مباحثی بود که در ایران بسیار کم به آن ها پرداخته شده است. این در حالی است که این موضوعات دارای اهمیتی بسیار زیاد می باشد.

ما در جریان هفته دعوت تلاش داشتیم تا در یک حرکت علمی منسجم به این جنس مباحث بپردازیم و از این حیث هفته دعوت را می توان نخستین تلاش علمی منسجم در زمینه تبیین مبانی فرهنگ و ارتباطات دانست. بسیاری از مباحث ما حتی در سطح جهانی نیز بحث هایی نو و مفید بود و به اعتقاد بنده هفته دعوت به خصوص اگر استمرا یابد می تواند نوعی نگاه جدید به ارتباطات را تبیین نماید که نه تنها موجب تحول این علم در ایران می گردد بلکه در سطح جهانی نیز می تواند مکتب جدیدی در ارتباطات را شکل دهد.

 5-     نقش هفتۀ دعوت و به طور کلی هفته های دعوت در بومی سازیِ علوم ارتباطات، رسانه ها و فرهنگ را چگونه ارزیابی می کنید؟

متأسفانه موضوع بومی سازی در ایران هیچ وقت جدی گرفته نشده است و تلاش ها برای بومی سازی همیشه با تمسخر و تحقیر همراه بوده است و نمی توان نشانه های بدی که این واقعیت از وضعیت کلی اساتید و دانشجویان ارتباطات نشان می دهد را منکر شد. اما در عین حال تلاش ها برای بومی سازی نیز مشکلاتی داشته است که در این امر بی تأثیر نبوده است.

اما جالب است بدانید که موضوع بومی سازی در خارج از ایران کاملاً حل شده است. مقالات بسیار زیادی در مورد ماهیت اروپایی-آمریکایی ارتباطات نوشته شده است و تلاش های ارزشمندی در مورد شکل دهی منظر آسیایی و شرقی به ارتباطات انجام یافته است. اخیراً ویژه نامه ای را مطالعه می کردم که مرکز مطالعات رسانه های چین آن را منتشر کرده بود و به موضوع رویکرد آسیایی در ارتباطات پرداخته بود. اساساً اگر ما از منظری جهانی به ارتباطات نگاه کنیم می بینیم که ارتباطات حوزه های بسیار مختلف و گسترده ای را شامل می شود که در کشورهای مختلف بنا به نیازها و بوم خاصی که علم در آن واقع شده است به جنبه های خاصی از آن پرداخته شده است و هر کشور علوم ارتباطات خاص خودش را دارد. البته اشتراک هایی نیز با هم دارند. بنابراین حتی اگر ما دغدغه اسلامی نیز نداشته باشیم با ملاحظه مباحث فرهنگی نیز باید بگوییم که ما به ارتباطات ایرانی نیاز داریم و هیچ راه گریزی از آن نیست.

در چنین فضایی ما با مشکلات زیادی برای بومی سازی علم ارتباطات در ایران مواجه ایم.خودباختگی و غرب زدگی آشکاری بر پیکره جامعه علمی ما حاکم است و ما افراد معدودی داریم که به طرح مباحث بومی در ارتباطات آن هم به شکل علمی پرداخته اند و ما در جریان هفته دعوت تلاش داشتیم از تمام افرادی که در این زمینه فعالیت داشته اند دعوت به عمل آوریم. هفته دعوت در زمینه سازی برای ورود به این مباحث و همچنین تشویق دانشجویان برای پرداختن به این موضوعات بسیار موثر بوده است. البته کار اصلی در این زمینه بر عهده برنامه های بعدی ما خواهد بود.

نکته دیگری که در مورد موضوع بومی سازی بسیار دارای اهمیت است، جایگاه مباحث بنیادین هر حوزه دانشی است. اگر ما می خواهیم ارتباطات را بومی کنیم، نخست باید خود ارتباطات را خوب بفهمیم و برای فهم ارتباطات، مبانی و فلسفه ارتباطات دارای اولویت اول می باشد که همانگونه که مطرح شد تأکید اولیه هفته دعوت بوده است

6-     آیا نخستین هفتۀ دعوت توانست به تمام اهداف و برنامه هایش دست یابد؟

همانگونه که مطرح گردید ما با محدودیت های بسیاری مواجه بودیم. همین محدودیت ها باعث گردید که نتوانیم به تمام اهدافمان برسیم. اما علیرغم این محدودیت ها هفته دعوت در کلاس و سطح بسیار بالایی برگزار شد. به گونه ای که ما هم حضور اساتید برجسته فرهنگ و ارتباطات ایران را داشتیم و هم استقبال گرم دانشجویان رشته. به طور کلی می توان اینگونه جمع بندی کرد که با عنایات خداوند متعال و با توجه به نیت خالصانه ای که برگزارکنندگان دوره داشتند، بسیار بیشتر از آن چیزی بود که خودمان یشبینی می کردیم.

یکی از این محدودیت ها دانشجو بودن ما بود. همانگونه که مطرح گردید این دوره تماماً توسط دانشجویان طراحی و برگزاری گردید اما ما با توجه به ارتباطاتی که با اساتید برقرار کرده بودیم و نیز با توجه به اعتمادی که معاونت پژوهشی و بسیج دانشجویی به ما داشت توانستیم بر این محدودیت غلبه کنیم. جالب است بدانید که در ایام برگزاری هفته دعوت برنامه های مشابهی نیز در دانشکده های مدیریت و اقتصاد دانشگاه نیز برگزار می شد که با بودجه هایی بسیار بالاتر و توسط اساتید دانشکده های فوق برگزار می شد. یعنی مشابه برنامه ما را خود دانشکده ها آن هم با بودجه هایی بسیار بالاتر برگزار می کرد. جالب تر این که یک تیم ارزیابی مجرب توسط بسیج دانشجویی که در هر سه مورد از برنامه ها مشارکت داشت به صورت روزانه برنامه های ما را مورد ارزیابی قرار می دادند و به اعتقاد آن ها برنامه ما در میان سه برنامه موفق ترین برنامه بود. طراحی چندگانه اهداف و اجرای مشارکتی برنامه جزو ابتکاراتی بود که منجر به موفقیت برنامه ما گردید.

هیچ کس از یک جمع دانشجویی انتظار برگزاری چنین دوره ای آن هم در این سطح و این ابعاد را نداشت اما فقط و فقط با توکل بر خدا توانستیم این طرح را برگزار کنیم.

بررسی دقیق دستاوردهای هفته دعوت در گزارش تفصیلی خواهد آمد اما اجمالاً این که ما در هر دو حوزه اهدفمان موفق بوده ایم. درحوزه اول، استقبال دانشجویان رشته از این مباحث، برگزاری موفق جلسات شبانه و مباحثی که در حاشیه سخنرانی ها و جلسات مطرح می گردید پاسخ هایی برای برخی سوالات آن ها فراهم کرده و ایده هایی برای پژوهش و مطالعه و انگیزه ای قوی برای حرکت در آن ها به وجود آورده بود. به گونه ای که تا حدود یک ماه بعد از برگزاری هفته دعوت، تنها دانشجویان رشته فرهنگ و ارتباطات بودند که در اقامتگاه تابستانی بودند و به مطالعه و پژوهش مشغول بودند.

در حوزه مباحث نظری نیز دستاوردهای قابل توجهی داشتیم. و در این زمینه سخنرانی پروفسور مولانا، دکتر محسنیان راد و دکتر پاکتچی بسیار شاخص بودند.

7-     در آسیب شناسیِ هفتۀ دعوت، چه مؤلفه هایی را مانع تحقق اهداف طرح شناسایی کرده اید؟

محدودیتهایی وجود داشت که توانستیم برآن غلبه کنیم اما مولفه هایی وجود دارد که در تحقق اهداف درازمدت ما را بامشکل مواجه  سازد

متأسفانه در دانشگاه های ما شور و نشاط علمی لازم وجود ندارد. هر چند وضعیت ما به عنوان دانشگاه امام صادق در این زمینه خیلی بهتر است اما باز هم حرکت علمی قابل توجهی دیده نمی شود. مباحثی که ما به آن ها پرداختیم می توانست 4 سال پیش نیز مطرح شود. در واقع به اعتقاد بنده ما در هر ماه باید یک حرکت علمی مانند هفته دعوت داشته باشیم اما اینگونه نیست.

با توجه به محدودیت ها و مشکلات بسیار زیادی که در زمینه تولید علم در ایران با آنها مواجه هستیم، حرکت در مسیر تولید علم نوعی حرکت جهادی می طلبد. حرکت جهادی یک مفهوم خاصی است که چند سالی است در دانشگاه ما و برخی دیگر از دانشگاه ها برای رفع محرومیت از مناطق محروم کشور شروع شده است. این حرکت ها دارای چند ویژگی است که آن ها را بسیار ممتاز می سازد. در این حرکت ها دانشجویان برای خدا کار می کنند و کسی به آن ها بابت کاری که می کنند حق الزحمه نمی دهد. آن ها صبح تا سب تمام توان خود را به کار می گیرند تا محرومیت را بزدایند. در عرصه علمی نیز باید چنین فضایی حاکم باشد.

هر چند دانشجویان و اساتید نیز از جهتی ذیحق هستند اما واقعیت موجود این است که دروس خیلی جدی گرفته نمی شود. سطح علمی دروس خیلی پایین است. منابع بسیار قدیمی و ضعیف هستند. اساتید بسیار سرشان شلوغ است و عملاً فرصت نمی کنند به فعالیت های علمی جدی بپردازند. معدود فعالیت های علمی نیز که انجام می پذیرد عمدتاً دور چند موضوع تکراری می چرخد و عمق لازم را ندارد.

 

8-     آیا هفته های دعوت دیگری نیز در راه هست؟

با توجه به فضایی که بعد از برگزاری هفته دعوت حاکم شده است، پتانسیل بسیار بالایی برای اجرای برنامه های مشابه وجود دارد. هفته دعوت تنا یک مدخل و ورودی بود و بنای برگزارکنندگان بر استمرار این حرکت علمی می باشد. در برنامه های بعدی بیشتر تلاش داریم تا بر یک موضوع علمی خاص متمرکز شویم و بتوانیم با همفکری اساتید و کمک دانشجویان گام دیگری در این مسیر برداریم.

هم اکنون ایده هایی مطرح گردیده است که در حال بررسی آن ها هستیم. از جمله پیشنهادات برگزاری همایشی با عنوان "مرجعیت علمی دانشکده فرهنگ و ارتباطات" و همایش دیگری در رابطه با "فلسفه ارتباطات" می باشد. در کنار این همایش ها، فعالیت ها و طرح های پژوهشی دانشجویان در حوزه هایی کاملاً نو و بنیادین با قوت تمام در حال انجام است. برگزاری دوره های آموزشی در موضوعات فوق الذکر و نیز برگزاری "کرسی نظریه پردازی فرهنگ و ارتباطات اسلامی" جزو برنامه های آتی ما می باشد.

9-     آیا در اجرای طرحهای بعدی، مشارکت با دیگر مراکز علمی، آموزشی و پژوهشی پیش بینی شده است؟

حتماً همینگونه است. ما در تلاشیم که از حداکثر توان موجود بهره بگیریم و قوی ترین کارهای ممکن را ارائه دهیم. محتوای تولید شده در هفته دعوت می تواند برای بسیاری از مراکز پژوهشی و آموزشی قابل توجه و مهم باشد.

هر چند مراکز محدودی هستند که به موضوعات اینچنینی علاقمندند اما با این حال علاقه و گرایش ما به همکاری و همفکری است

نوشته شده توسط مهدی یوسفی در 17:38 | موضوع:
• لینک ثابت   •