یکشنبه یازدهم آذر 1386
ورودي فلسفه ارتباطات
ورودي فلسفه ارتباطات
مباحث بسیار زیاد و البته مهمی درباره ی موضوع فلسفه ارتباطات قابل طرح است که نوعاْ صحبتی در این باره نمی شود. در این یادداشت قصد طرح دیدگاهی فلسفی در حوزه ی ارتباطات را ندارم. بلکه در این نوشتار کوتاه همانطور که از عنوان آن برمی آید بیشتر به دنبال ترسیم فضای بحث بوده ام. امیدوارم که این یادداشت فتح بابی شود برای طرح دیدگاه ها و نظرات مختلف در این زمینه.
روشن است که در اينجا، فلسفه در معناي خاص کلمه مد نظر است (و منظور از آن اهداف و ... نيست).نيز در اينجا منظور حکمت اولي يا حکمت متعاليه نيست.بلکه فلسفه ارتباطات مد نظر است که در گروه فلسفه هاي مضاف قرار مي گيرد.در اين قسمت ما بايد مقوله ي ارتباط را به لحاظ فلسفي تحليل کنيم و بايد به اين سؤال پاسخ دهيم که در هر يک از انواع چهارگانه ي ارتباطات(در یادداشت مبانی ارتباطات دینی در فضای سایبر در این باره توضیحاتی داده شده است) به لحاظ فلسفي چه اتفاقي مي افتد و ارتباطات را به لحاظ فلسفي تعريف کنيم.همانطور که مي دانيد فلسفه به عنوان پايه و مبناي تمام علوم از اهميت و نقش بسيار مهمي در اين مسأله برخوردار است.
با توجه به اين که موضوع ارتباطات به تازگي به عنوان يک علم مطرح گرديده است، قطعاً ما مباحث طبقهبندي شده و ساختار مندي را در اين زمنيه در متون کلاسيک فلسفي- چه فلسفه اسلامي و چه فلسفه غرب- نخواهيم يافت.با اين حال با توجه به اين که موضوع ارتباط انسان مورد توجه اکثر انديشمندان بوده است، در فلسفه اسلامي اشارات بسياري به اين موضوع داريم (البته همانطور که گفته شد مطالب به صورت صريح و طبقه بندي شده نيستند منتها در متون کلاسيک فلسفه اسلامي و به ويژه در برخي مباحث خاص از جمله وجود ذهني و ادراکات اعتباري اشاراتي به مقولهي ارتباط شده است).به ويژه از متفکرين نسبتاً معاصر، علامه طباطبايي، علامه جعفري، و شهيد مطهري ديدگاههاي منسجمتري را در اين زمينه ارائه دادهاند.نيز از معاصرين، پروفسور سيدحميدمولانا و آقاي دکتر ابراهيم فياض از حوزهي ارتباطات از جمله صاحب نظران مطرح اين موضوع هستند. همچنين از حوزه ي فلسفه نيز آقاي دکتر اعتصامي و غفاري( از اساتيد فلسفه دانشگاه تهران) از جمله صاحبنظراني هستند که ميتوانند در بازتوليد و بازتعريف ديدگاههاي متون کلاسيک فلسفي در رابطه با ارتباطات بسيار کمک نمايند.
يک قرائت ديگر از فلسفه ارتباطات فلسفه علوم ارتباطات است. در اين قرائت فلسفه ارتباطات يک علم درجه ي دوم است (در مقابل قرائت اول که علم درجه ي اول است). حجهالاسلام علياکبر رشاد در کتاب "فلسفه مضاف" ضمن تأکيد بر دو قرائت مختلف از فلسفه هاي مضاف به بيان تفاوت هاي مختلف اين دو رويکرد ميپردازند. ايشان معتقدند در هر فلسفه مضافي بايد به سه مسألهي زير پرداخته شود:
1. مباحث و مسائل عام و مشترک ميان انواع فلسفههاي مضاف، مانند بحث از سرشت و صفات ذاتي مضاف اليه.
2. مباحث و مسائل مربوط به گروهي خاص از فلسفههاي مضاف، مانند بررسي جايگاه «علم مضافاليه»، در شبکة علوم مرتبط با آن، و مانند بحث از ماهيت گزارههاي تشکيلدهندة «علمهاي مضافاليه» در فلسفههاي مضاف به علوم، و مانند بحث از قانونمندي پديدهها در فلسفههاي مضاف به امور.
3. مباحث و مسائل مختص و منحصر به برخي فلسفههاي مضاف، مانند بحث از اطلاق و نسبيت احکام اخلاقي در فلسفة اخلاق، و مانند بحث پيرامون وحي، ايمان و خلود نفس و ... در فلسفة دين.[i]
در اين قرائت از فلسفهي ارتباطات، ما در واقع نگاهي از بالا به علوم ارتباطات (Communication Studies) مياندازيم و پارادايمهاي حاکم بر آن، روششناسي، ملاک اعتبرا نظريهها در اين علم، پيشفرضها و ... را مورد بررسي قرار ميدهيم.

