شنبه بیست و ششم آبان 1386
درآمدی بر مباني ارتباطات ديني در فضاي سايبر
درآمدی بر مباني ارتباطات ديني در فضاي سايبر
موضوع ارتباطات ديني در محيط ساير، مقوله اي است که بسياري از عالمان رشتهي ارتباطات که دغدغه هاي ديني دارند و نيز متفکران ديني که با فضاي سايبر کمابيش آشنا هستند، به آن پرداختهاند. گسترش و فراگيري اينترنت در چند سال اخير در کشور ما، فعاليتهاي نسبتاً موفق ساير اديان در فضاي سايبر و ... از جمله عواملي است که باعث گرديده اين موضوع به شکل جدي در کشور ما مطرح گردد. با اين حال اگر در رابطه با اين موضوع جستجوي مختصري داشته باشيد، تصديق خواهدي نمود که منابع بسيار کمي(چه فارسي و چه لاتين) در اين حوزه وجود دارد.به ويژه اگر موضوع ديني بودن را به شکل جدي وارد مسأله نماييم(نه آن برداشت محدود مسيحيت از دين که دين را تقريباً مساوي کليسا مي داند)، مي توان با جرأت گفت که اين موضوع تا به حال در يک چارچوب تئوريک قابل قبولي بحث نگرديده است.از آن جا که در اين نوشتار صحبت از مباني است نبايد انتظار داشته باشيم که برخي مباحث سطحي( که نوعاً در هنگام بحث از چنين مسائلي ايراد ميگردد) دوباره طرح گردد، بلکه براي تبيين ابعاد مختلف موضوع در يک چارچوب تئوريک قابل قبول، نياز به نوعي دقت هاي عقلي و فلسفي داريم.
ترکيب عبارات به کار رفته در عنوان، مي تواند برداشتهاي مختلفي را به ذهن متبادر کند که رويکرد ما را نسبت به موضوع به کلي تحت تأثير قرار دهد.در واقع محور اصلي در فهم ما که باعث برداشت هاي مختلف ميگردد، موضوع "ارتباطات" و ترکيب "ارتباطات ديني" است.
ارتباطات ديني در معناي عام کلمه
نخستين برداشتي که از مفهوم ارتباطات در اين موضوع به ذهن متبادر مي شود – که عميقتر، مبناييتر و فلسفيتر بوده و به نوعي بر فهم ساير معاني ارتباطات اولويت دارد- ارتباط در معناي اعم کلمه مي باشد. در اين تعريف عام ارتباطات به عنوان يک عملي است که داراي وجود است( البته عمل در معناي فقهي و فلسفي مد نظر نيست، چه بسا ارتباط حالتي دروني باشد که بر انسان عارض ميگردد). بر مبناي يک تقسيمبندي مشهور که مورد استفاده و استناد برخي بزرگران چون علامه جعفري(در مقدمه ي مباث حيات معقول) و آيتالله مصباح يزدي(در موضوع جامعهي آرماني اسلامي در کتاب جامعه و تاريخ) – و دقت هاي عقلي و فلسفي خاصي نيز در آن لحاظ شده است- اگر از منظر انسان به مقوله ي ارتباط نگاه کنيم، ارتباطات انسان به چهار قسم تقسيم ميشود:
ارتباط انسان با خدا
ارتباط انسان با خود
ارتباط انسان با طبيعت
ارتباط انسان با ساير انسان ها
اگر اين مفهوم عام از ارتباطات مد نظر باشد، يکي از معاني ترکيب " ارتباطات ديني"، ديدگاه هاي ديني – البته منظور اسلام و مذهب تشيع مي باشد(ارتباطات اسلامي يا ارتباطات شيعي) – در رابطه با مقوله ي ارتباطات است.طبيعتاً دين مبين اسلام در رابطه با ارتباطات، مطالب زيادي را بيان داشته است. که استخراج و بهرهبرداري از آنها نوعي نگاه جامع و نظام مند و البته تبييني کامل و شامل و دقيق را ميطلبد.
نظريهي انديشهي مدون اسلامي و ارتباطات ديني
يکي از نظرياتي که در اين زمينه ميتواند بسيار راهگشا باشد، نظريه ي "انديشهي مدون اسلامي" آيتالله هادوي تهراني ميباشد. ايشان در اين نظريه ديدگاههاي نسبتاً منسجم و جديدي را در زمينه ي توليد انديشهي ديني در حوزه هاي خاص بيان ميدارند:
اسلام به عنوان دين خاتم، كاملترين دين مُرسَل و در بردارندهى تمام آنچه را كه بايد از دين نفس الامرى به وحى بيان گردد، مىباشد. از اين رو، ما در هر حوزه از حيات انسان، خواه فردى و خواه اجتماعى، توقع داريم شاهد موضعگيرى اسلام و ارائهى رهنمود باشيم. اين رهنمودها كه در واقع عناصر تشكيل دهنده دين مىباشند، به دو دسته قابل تقسيم هستند:
1. عناصر دينىاى كه نُمُود جهانبينى اسلام در يك حوزهى خاص، مانند سياست يا اقتصاد، مىباشد و نسبت بين آنها و جهانبينى اسلامى، همان نسبت جزئى به كلى، يا صغرى به كبرى است. اين گونه عناصر از قبيل قضاياى "هست" مىباشند و رنگ كلامى - فلسفى دارند، مانند بررسى سلطهى تكوينى خداوند در حوزهى مباحث سياسى، يا مطالعه رازقيّت او در زمينهى اقتصاد. ما از اين عناصر به عنوان "فلسفه" ياد مىكنيم.
2. عناصر دينىاى كه نتايج جهانبينى اسلامى و به خصوص فلسفهى آن - يعنى عناصر دسته اول - هستند. اين عناصر از قبيل قضاياى "بايد" مىباشند و جنبه اعتبارى دارند و به نوبهى خود به دو گروه تقسيم مىشوند:
أ. برخى از اين عناصر جنبهى زير بنا براى بقيه دارند و به نحوى آنها را تبيين و تعيين مىكنند. اين عناصر يا به صورت اصول و امور مسلم در يك زمينه مىباشند كه از آن به "مبانى" ياد مىكنيم. ويا اغراض و مقاصد دين را در يك حوزه مشخص مىنمايد كه به آن "اهداف" مىگوييم. مجموعهى اين مبانى و اهداف، "مكتب" را تشكيل مىدهند.
ب. بر اساس مبانى موجود در يك زمينه، براى رسيدن به اهداف همان زمينه، مجموعه عناصرى در دين ارائه شده است كه از آن به عنوان "نظام" ياد مىشود، و در واقع دستگاه نهادهاى جهانشمول مىباشد. همچنين چهرهى قانونى اين عناصر در قالب حقوق و احكام ثابت ترسيم شده است. بنابراين، ما در هر ساحت از حيات بشر با چهار گروه از عناصر جهانشمول: فلسفه، مكتب، نظام (يا نهاد) و حقوق(يا سازوکار) مواجه هستيم،كه بين آنها ارتباط مستحكم و منطقى وجود دارد.
اگر ما بر اساس اين نظريه، به تبيين چهار عنصر فلسفه ارتباطات، مکتب ارتباطات، نظام ارتباطات و سازوکار ارتباطات از منظر دين پرداختيم، به چارچوب تئوريک منسجمي در رابطه با ديدگاههاي ديني در رابطه با ارتباطات دستيافتهايم که مي تواند در رابطه با مصاديق مختلف ارتباطات از جمله ارتباطات در فضاي سايبر اعمال شود.بنابراين اگر چنين قرائتي از "ارتباطات ديني" مد نظرمان است، ميبايست در هر کدام از چهار حوزه ي مطرح شده به جمعبندي قابل قبولي رسيد.
در رابطه با وقوع ارتباطات ديني در فضاي سايبر، بايد خاطرنشان سخت که فضاي سايبر امکاني است که نسبتاً جديد محسوب ميشود. هر چند فضاي سايبر در واقع بستر وقوع ارتباطات بوده و به نوعي داخل در تقسيمبندي چهارگانهي ما از انواع ارتباطات (ارتباط انسان با خدا، ارتباط انسان با خود، ارتباط انسان با طبيعت، ارتباط انسان با ساير انسان ها) ميشود. اما تفاوتهاي عمده و اساسي آن با دنياي واقعي (Real World) و ويژگي هاي خاص آن باعث گرديده است تا برخي از صاحبنظران فضاي سايبر را دنياي ديگري در عرض دنياي واقعي بدانند (البته اين مسأله به لحاظ فلسفي جاي تأمل بيشتري دارد).
ويژگي هاي خاص فضاي سايبر ايجاب ميکند که با توجه به امکان جديدي که براي وقوع ارتباط فراهم گرديده است، نظريه ي انديشهي مدون اسلامي را به اين حوزه نيز گسترش دهيم.به عبارت ديگر عناصر انديشهي مدون اسلامي در حوزه ي ارتباطات را به گونهاي گسترش دهيم که بتواند چارچوب تئوريک حل مسائل و موضوعات فضاي سايبر نيز باشد(مثلاً به مباحثي چون فلسفهي رسانه و تکنولوژي و فضاي سايبر پرداخته شود).در اين قسمت همچنين به اين سؤال پرداخته مي شود که فضاي سايبر به عنوان رسانه ي ارتباط در کداميک از انواع چهارگانه ي ارتباطات مي تواند موضوعيت داشته باشد.مجموعهي منسجمي که از پاسخ به اين سوالات بدست ميآيد، " مباني ارتباطات ديني در فضاي سايبر" ميباشد.
روشن است که پاسخ به اين سؤالات تحقيق و پژوهش هاي بسيار زيادي را ميطلبد و ما در اين نوشتار تنها به دنبال ترسيم فضاي موضوع بحث بوديم. در اينجا تنها اشاره ي کوتاهي به "فلسفه ارتباطات" ميکنيم.
ساير قرائت ها و برداشت ها از موضوعهمانطور که در ابتداي نوشتار نيز تأکيد گرديد، اين موضوع قابل برداشت هاي مختلف ميباشد. البته برداشتهاي مختلف نيز هم عرض هم نيستند و بعضاً همپوشانيهايي با هم دارند.نگارنده بر مبناي قرائت مختار خود به توضيح و تبيين حوزههاي مختلف قابل طرح پرداخت. لااقل سه قرائت ديگر از اين موضوع ميتوان داشت که در اين قسمت به شکل تيتر وار به آنها اشاره ميشود:
ارتباطات بالمعنيالاعم منظور باشد، منتها مراد از ديني بودن، انديشهاي و نظري نباشد، بلکه اطلاق صفت ديني بودن به ارتباطاتي که قابليت تحقق در فضاي سايبر را دارد منظور نظر باشد. اگر اين نگاه توأم با نوعي تقليل دين به فقه باشد، در اينجا بيشتر فقهالارتباطات آن هم در فضاي سايبر مد نظر است.
مشابه نگاه بالا، با اين فرق که نگاه ما به دين حداکثري باشد.اين نوع نگاه به قرائت مختار نگارنده بسيار نزديک است، منتها در ان حتيالامکان از بحثهاي نظري فاصله گرفته و بيشتر به دنبال بحثهاي کابردي هستيم.
ارتباطات ديني در معناي خاص کلمه به معناي تبليغ ديني.در اينجا اينگونه استدلال ميکنيم که فضاي سايبر امکان نسبتاً خوبي را براي تبليغ دين فراهم کرده است، چه خوب است که ما هم ساز و کاري و فراهم کرده و از اين امکان استفاده نماييم.در اينجا تبليغ دين هدف است و به مباحث نظري تا جايي که ارتباط جدي با بحث دارد پرداخته ميشود.بر مبناي اين قرائت ما در حوزه ي مباني چندان بحث جدي و مهمي نداريم. تنها بايد مباني فقهي و اخلاقي نوع تبليغات ديني خاصي که در فضاي سايبر قابل تحقق است بررسي گردد. البته توصيه هاي کلي و عمومي دين درباره ي تبليغ نيز ميتواند در اين زمينه راهگشا باشد.
