سه شنبه پانزدهم آبان 1386
مهاجراني هنوز هم ميخندد...!!!
عکس خندان او هنوز در اتاق کنفرانس وزير خود نمايي ميکند، نفر دوم از سمت راست، هفتمين وزير فرهنگ. او هنوز دارد به ما ميخندد و با خود ميگويد: بلايي به سر فرهنگ مملکت آوردهام که احمدينژاد سهل است نعوذ با الله خود آقا هم بيايد نميتواند کاري کند...

ديروز عصر تقـّي به توقي خورد و بنده به جاي يکي از دوستان در جلسهي وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي با فعالين 5 تشکل دانشجويي حامي دولت حضور يافتم.ظاهراً اين نخستين نشست دانشجويي صفار -گل سرسبد جلسات دانشجويي قبل از وزارت- بعد از وزارتش بود.
آقاي صفار با سه تا از معاونها از جمله جعفري جلوه معاونت سينمايي به جلسه آمد.جعفري جلوه کنار صفار نشسته بود و وسط صحبت بچهها هي با آقاي صفار صحبت ميکرد.بالاخره حرف و حديثهايي به گوش ميرسد!
قرار شد از هر تشکل دو نفر صحبت کند.صحبتهاي ابتدايي دانشجويان بيشتر به سري کليات و تعارفات گذشت.ما که ديگه گوشمون ار اين حرف ها پره:نگاه سيستمي به فرهنگ، سياستگذاري کلان فرهنگي، چارچوب تئوريک عملکرد، انديشهي امام و ... چيزهايي بود که با جملات و الفاظ مختلف تکرار شد.عمدهي دانشجويان حاضر از رشته هاي فني مهندسي بودند. بحثهاي زيربنايي مطرح شده غناي نظري قابل توجهي نداشت.اما يکي از نکات جالب که تقريباً در صحبتهاي همه بر روي آن تأکيد ميشد، تعريف فرهنگ بود. همه اذعان داشتند که ما به يک تعريف بينالاذهاني از فرهنگ نرسيده ايم و اين امر خلاً بزرگي است.
ولي حالا نويت صفار- اين کيهاننويس در کسوت وزير رفته- بود که پس از يکسري تعارفات و مقدمات فرهنگ را تعريف کند."مجموعهي باورها، آداب، اخلاقيات، آداب، تاريخ و... اينها روي هم رفته ميشود فرهنگ" و البته تأکبد کرد که مادهي ديني فرهنگ قوي تر از ساير اجزاي آن است. چقدر آشفتگي تئوريک در اين حوزه داريم. هنوز مفهوم فرهنگ نه در معناي اعم خود و در معناي اخص خود روشن نگشته است.
آخر با اين تعريف که فرهنگ همه چيز است مگر ميشود مديريت فرهنگي کرد. بله ما يک معناي عام از فرهنگ داريم که نمي خواد آن را هم از تايلر و ... بيريم.خدا روح علامه جعفري را شاد کند که کتاب "فرهنگ پيرو و فرهنگ پيشرو" را نوشت. علامه در آن کتاب با بررسي تعاريف مختلف فرهنگ، يک تعريف مبتني بر ادبيات ديني از فرهنگ در معناي عام کلمه ارائه کرده است. اما قطعاً در مديريت فرهنگي، آن هم در وزارت ارشاد که بنا به تأکيد خود وزير در اين جلسه تنها نقش مجري را دارد و "سياستگذاري کلان فرهنگي" به آنها مربوط نيست، تعريف فرهنگ در معناي خاص کلمه مورد نياز است.در واقع بر اساس تعريفي که ما از فرهنگ بالمعنيالاعم داريم به تعريف فرهنگ بالمعني الاخص ميرسيم.مفهوم خاص فرهنگ که بايد دقيقاً تعريف گردد عمدتاً شامل برنامه ريزي براي توسعه ابعاد معيني مانند اوقات فراغت، خلاقيت فرهنگي، حقوق فرهنگي ميشود.
اما وزير چيزهاي ديگري نيز گفت. از اوضاع افتضاح فرهنگ در اوايل انقلاب گفت و گفت که خيلي از فعالين حوزه ي فرهنگ همان اوايل رفتند . تأکيد کرد که الان در عرصهي فرهنگ دستتهي هستيم و واقعاً نيرو نداريم.يه آدم درست و حسابي که پيدا ميشود همه ميافتند دنبال آن.البته بيشتر مديران عالي مد نظرش بود.صفار گفت ما در مجموعهي وزارتخانه بيش از 80 درصد جابهجايي داشتيم که بالاترين درصد جابهجايي در مجموعهي دولت بود.
از بده و بستان ها حوزهي فرهنگ گفت و از معاملههايش با فيلمسازان."اينبار مجوز مي ديم به شرطي که 10 تا صحنهات را حذف کني ولي سري بعد ديگه مجوز نميديم ها".گفت که ما "هم کار سلبي ميکنيم و هم کار ايجابي.کار سلبي ما به نوعي پالايش فرهنگي است که بايد در اين زمينه قدرت تحمل فحشمان را بالا ببريم".چون همه صداشون در ميآيد.البته در اين زمينه محدوديت هايي داريم.منتها ما اين قول رهبري که وظيفهي ما را "نظارت و هدايت" معرفي کردند، سرلوحهي کار خود قرار داديم. جالبه.آيا نظارت و هدايت نياز به سياستگذاري کلان ندارد!
تأکيد بر گسترش فرهنگ دفاع مقدس، نقد بخش فرهنگ برنامهي چهارم توسعه، نقد نگاه صرف اقتصادي به حوزهي فرهنگ، ضرورت ارائهي يارانهي فرهنگي، ضرورت تدوين شاخصهاي کمي و کيفي مناسب براي ارزيابي عملکرد در حوزهي فرهنگ، عدالت فرهنگي و ... از جمله مباحثي بود که دانشجويان مطرح نمودند.
حالا نوبت جعفري جلوه بود که به درد دلهايش بپردازد.اول از همه تأکيد کرد که "جانا سخن از زبان ما مي گويي" ولي محدوديتها و مشکلات و ... . تحليلهاي خوبي ارائه ميکرد.او گفت: " فرهنگ را کلاس املا تصور کرديم تا کلاس انشا"، "مديريت فرهنگي را ساده انگارانه فهميديم و ساده اجرا کرديم"، "يکي از پيچيدهترين حوزهها مديريت فرهنگي است که من بعد از چندين سال تجربهي مديريتي در حوزههاي مختلف به شما ميگويم که مديريت در اين حوزه از همهي عرصهها سختتر است. ما در اين حوزه به فردي مثل شهيد بهشتي نياز داريم".در ادامهي صحبتهايش به اهميت اقتصاد فرهنگ اشاره کرد و از "طرحي براي اکنون"(راهبردي براي حل مشکلات کنوني" و "طرحي براي فردا"(چشمانداز بيست سالهي سينماي ايران )خبر داد. همچنين اقدامات ايجابي انجام شده در اين 2 سال از جمله احياي انجمن هاي سينماي جوان، موسسهي رسانه هاي تصويري و ... را تشريح کرد . گفت " ما به دنبال فيلم خوب، سالن خوب و اکران خوب هستيم".
اما يه جاي حرف هاش کمي تا قسمتي خنده دار بود. احتمالاً براي شما هم جالب باشد که بشنويد "سينماي ايران دارد عفاف را ترويج ميکند"!.بله تعجب نکنيد. اين را آقاي جعفري جلوه گفت و تأکيد کرد ارزش وضع موجود را هم بدانيم. منتها اين جمله را از قول يک کشيش کلمبيايي مطرح کرد.نميدانم آيا ما بايد وضع خودمان را با طيف غالب رسانه هاي جهان يا کشور کلمبيا مقايسه کنيم!
معاون مطبوعاتي نيز مختصري صحبت کرد.از صدور مجوزها گفت که " الان هر کسي ميآيد به راحتي مجوز ميگيرد" و از لايحهي نظام جامع رسانهاي و ضرورت آن . او تأکيد کرد هيئت نظارت بر مطبوعات هيأات يکدستي است و مصميم که در ارائهي يارانه ها به نشريات، ضريب محتوا را که سالهاست لحاظ نمِيشود، دخالت دهيم.براي همين هم است که صداي برخي از اين نشريات درآمده است.
بگذريم.اين خلاصهاي بود از جلسهي ديروز. همانطور که مي دانستيد و احتمالاً الان مطمئنتر شديد مشکلات و مسائل در حوزهي مديريت فرهنگي کشور و به ويژه در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي زياد است.همين جا از همهي دوستان عزيز دعوت مي کنم که بياييد تا با همفکري هم وظيفهي دانشجويي(مطالبه) و نيز پژوهشگري(تلاش در جهت رفع خلاً تئوريک در اين حوزه) خود را انجام دهيم. به همين منظور کارگروهي در بسيج دانشجويي دانشگاه شکل گرفته است.مذاکراتي نيز با بچههاي ساير دانشگاهها داشتهايم.دوباره از همهي شما براي مشارکت در برنامههاي اين کارگروه دعوت ميکنم.
• لینک ثابت •

