شنبه پنجم آبان 1386
چرا وبلاگ دير به دير آپديت ميشود، قصههاي من و وبلاگم
چند روز پیش جناب آقاي رجبي مسئول مرکز اطلاعرساني دانشگاه را ديدم.ايشان پرسيدند که چرا وبلاگت را دير به دير آپ ميکني؟ و توصيه کردند تا هر هفته يکبار يه دستي سر و روي وبلاگ بکشم.اولاً براي اينکه حرف آقاي رجبي را اطاعت کرده باشم، نقداً سه يادداشت در وبلاگ گذاشتم ولي يک توضيح احتمالاً دوستان عزيز نيز کم نوشتن من به دليل اين نيست که مطلب ندارم.و همچنين بخواهند بدانند که چرا سياستگذاري دير به دير آپديت ميشود.خواستم توضيح مختصري بدهم:
باور کنيد هر روز اينقدر مسأله و سؤال و ايده به ذهنم ميرسد که ميتوانم هر روز چند يادداشت درست و حسابي بنويسم.خيلي از مطالبم آماده و تايپ شده است.نشان به آن نشان که با يک اشارهي آقاي رجبي و در عرض حدود يک ساعت سه يادداشت آماده کردم.اما مسأله جاي ديگري است ببينيد مباحث مهمي جاري است پيرامون رسانهي وبلاگ و ماهيت و کارکردهاي آن که خيلي با آنها کاري ندارم. اما دليل اصلي دير آپديت شدن وبلاگ من تأثير بسيار کمي است که در وبلاگ مي بينم.به عنوان مثال يادداشت مکاتب فرهنگ و ارتباطات را در نظر بگيريد.عليرغم اهميت بسيار زياد مباحث اصلاً هيچ استقبالي از اين بحث نشد.همينکه يک يادداشت از 3 خط بيشتر شد، تقريباً ميتواني مطمئن باشي که کسي آن را نميخواند و متهم به تطويل ميشوي
براي اين که لينک وبلاگشان در قسمت کامنتها باشه مينويسند وبلاگ جالبي داري، به ما هم سر بزن.پس بدانيم که وبلاگ واقعاً عرصهي نظر دادن جدي و بحث و بررسي نيست..ميگويند ما در عصر ارتباطات OVERLOAD اطلاعات را داريم. اما خودمانيم حرف حسابي خيلي کمه.اينقدر از همديگر کپي پيست کرديم که الان اضافهي اطلاعات داريم. الان تو عصر ارتباطات کتاب که رسانهاي بسيار فخيم است فراموش شده است.ديگه چه کسي حال دارد يک صفحه متن بخواند.
به خاطر دلايلي که ذکر گرديد بعد از مقطعي تصميم گرفتم زياد روي وبلاگ سرمايهگذاري نکنم.
هر چند وبلاگ از جهاتي ديگر برايم خيلي مفيد بود.بگذريم.اين ها را نگفتم به خاطر اين که نتيجه بگيرم ديگه نميخواهم نوشتن در وبلاگ را ادامه دهم.تلاشم در اين است که رويکردم را در وبلاگ تغيير دهم و از يادداشت هاي فخيمه به سمت يادداشتها ي.... اما مفيد بروم.ولي باز بعيد است که خيلي وقت بگذارم.
شما هم نظر بديد.آيا آنچه توصيف کردم درست بود؟ نتيجهاي که گرفتم چطور؟
• لینک ثابت •
