یکشنبه نهم مهر 1385
برداشت های غلط از نام رشته
از نام رشته چه به ذهنتان می آید:
برداشت های غلط از نام رشته
با نام خدا و با سلام.اميدوارم طاعات و عباداتتان در اين ماه شريف مورد قبول درگاه الهي قرار گيرد.اول يک مقدمه که فکر نکنيد حالا ما چهارتا مطلب جدي نوشتيم ادبي نميتوانيم بنويسيم.خدا را شکر ميکنم که بودن در فضاي مباحث آکادميک آنهم در حوزهي علوم انساني که پر از تئوريها و ايسم هاست،احساساتم را چندان تحت تاثير قرار نداده است. اکنون ماه رمضان است و من راقيترين احساسات درونيام را رصد ميکنم..هر چند که بندهاي عاصي بيش نيستم ولي هماينکه خداي تعلي محبت خود و اهل بيت را در قلبم جاي داده است به خود ميبالم...ولکالحمد في جميع ذلک...و عرض ارادتم را به محضر تکسوار مسير عشق با يک بيت شعر اعلام مي دارم:
نشستهام در انتظار اين غبار و اين سوار بيا که کس دگر ندا ز غير تو نميزند
خوب تا به اصطلاح مشتريهاي آکادميکمان نپريدند بويم سراغ اصل مطلب.يادم ميآيد که در چند يادداشت گذشته،قول داده بودم که يافتههاي خود را در رابطه با معارف اسلامي و فرهنگ و ارتباطات بنويسم.بعيد ميدانستم که با اين همه حجم سنگين فعاليتهايي که اين ترم با آن درگير هستيم،فرصتي براي نوشتن به دست آيد ولي الحمدلله در يکي از کلاسهاي به درد نخور و خستهکننده،چنين فرصتي حاصل شد.خوب برويم سراغ اصل مطلب.
اين را خيلي جد ي ميگويم که مطالب بسيار زيادي در اين رابطه براي طرح دارم که از حوصلهي وبلاگ خارج است و من در اين سلسله يادداشتها خيلي اجمالي بحث خواهمکرد البته به نسبت حجم مطالب.از همين اولاول شروع ميکنيم،يعني معارف اسلامي و فرهنگ و ارتباطات.نوع خاص نامگذاري اين رشته به نوعي فضايي را فراهم ميکند تا هر کس به اين نام با زاويهي ديد خاص خود بنگرد.نام سه قسمتي رشته برداشتهاي غلط زيادي را به ذهن متبادر ميسازد- لااقل از نظر من –من فقط به دو برداشت غلط که به وضوح در بين دانشجويان قابل مشاهده است اشاره ميکنم.هرچند که اين بجث،بحث بسيار مهمي ميباشد.چون افراد بر مبناي برداشتهاي خود تصميماتي گرفتهاند و در حوزههايي خاص وارد عمل شدهاند(البته در اينجا اشاره به موارد خاصي نيست) ولي چونميخواهم در مورد مطلب ديگري صجبت کنم،در اينجا فقط خيلي مختصر به اين دو برداشت اشارهاي ميکنم.اگر نظر مخالف داريد،يه ندايي بدهيد تا بيشتر توضيح دهم .
اين دو برداشت غلط عبارتند از 1-خيلي خلاصه ، معارف اسلامي و فرهنگ و ارتباطات يعني معارف اسلامي + فرهنگ + ارتباطات ...تازه این که خوب است بعضی ها درعمل اینگونه می اندیشند که معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات یعنی فرهنگ + ارتباطات
ديگه اين رو خيلي تلگرافي گفتم.کنايهفهمهاي مجلس کجايند...؟؟؟!!!
2-گروهي ديگر که کم هم نيستندفکر مي کنند که معارف اسلامي و فرهنگ و ارتباطات در واقع همان ارتباطات خودمان است.معارفاسلامي که پيشوند تمام رشتههاي دانشگاه است و فرهنگ هم که نون و آب ندارد و تو بورس نيست.و دوران دوران ارتباطات است.
البته من به ديدگاههاي اين دو گروه احترام ميگذارم ولي اينجا با تاکيد نظر خود را اعلام ميکم که معارف اسلامي و فرهنگ و ارتباطات هيچکدام از اينها نيست.ميخواستم بيشتر بنويسم ولي مثل اينکه زياد شد و در حد يک يادداشت نوشتم
اگر دانشجوي اين رشته هستيد يا اين جور بحثها به نوعي با شما مرتبط ميشود و دنبال ديدگاههاي تازه د راين زمينهميگرديد اين سلسله يادداشتها را دنبال کنيد.حتماً نظرات .و پيشنهادات خود را مطرح کنيد مخصوصاً مخالفان ديدگاههاي من
• لینک ثابت •

