شنبه یازدهم خرداد 1387
در بيمايگي فلسفه رسانه (فلسفه رسانه در گفتگو با پروفسور مولانا)
اشاره
در چند يادداشت گذشته مطالبي را در رابطه با فلسفه رسانه مطرح ساختيم. شايد بهانه ي اين يادداشت جديد گفتگوي نسبتاً طولاني ام با دکتر مليح(مسئول فلسفه رسانه دانشکده صدا و سيما) و نيز برگزاري همايش دانشجويي فلسفه رسانه باشددر واپسين روزهاي سال 86 فرصتي فراهم شد تا با پروفسور مولانا به گفتگو بنشينم. در اين گفتگو مباحث بسيار مهمي مطرح شد که در چند يادداشت آينده سعي خواهم کرد به تفصيل به اين مباحث بپردازم. هر چند موضوع اصلي بحث، انديشههاي بنيادين حوزه ارتباطات يا شايد به تعبيري فلسفه ارتباطات بود اما در طول صحبت، سيد حميد مولانا به مباحث بسيار مهم ديگري اشاره کردند که بسيار جالب بود. يکي از اين مباحث موضوع فلسفه رسانه بود. در ادامه به طور خلاصه به بررسي ديدگاههاي ايشان خواهيم پرداخت. لازم به ذکر است دکتر آشنا نيز در ادامه اين گفتگو به ما پيوستند و و با طرح سؤالات و نکات مهمي بر غناي مباحث افزودند. جملاتي که داخل گيومه(" ") ميآيد نقل قول دقيق از پروفسور مولانا است.
موضوع فلسفه رسانه را دکتر آشنا مطرح کرد: در ايران توجه بيشتر به فلسفه رسانه و آن هم زيربخش فلسفه تکنولوژي با نگاه خاص هايدگري. ما در اين باره مفصل صحبت کردهايم.
مولانا گفت: " به عقيده من رسانه خودش فلسفه ندارد و اصلاً نميشود از رسانه فلسفه درست کرد". اين حرف حرف عجيبي بود که در نگاه اول بسيار تعجب برانگيز بود. اگر کمي بيشتر دقت کنيم متوجه تفاوتهاي بنيادين مثلاً "ارتباطات" و "رسانه" ميشويم. بهگونه اي که از "ارتباطات" ميتوان فلسفه درست کرد ولي از رسانه نه. و اين اساساً حرف دقيقي است که از رسانه نميتوان فلسفه درست کرد. مولانا در ادامه توضيح ميدهيد که: " ولي از ديدگاه فلسفي ميتوان تکنولوژي را مطالعه کرد کما اين که هايدگر اين کار را کرده در اين صورت ميتوان رسانه را در آن بستر مطالعه کرد".
آشنا ادامه ميدهد که " در واقع ما اين مسائل را در بنيادها حل نکرديم و حالا آمدهايم ته خط و ميخواهيم اينجا مسائل را حل کنيم".
مولانا در ادامه به ريشهيابي وضع موجود فلسفه رسانه ميپردازد. او مهمترين مشکل حوزه فلسفه رسانه در ايران را نداشتن پيشکسوت ميداند: "علتش هم خيلي واضح است. چون اين حوزه پيشکسوت و پيشقدم ندارد چون يکي دو نفر پيشکسوت نداريم که ابتدا بيايند و اين بحثها را شکل دهند و بقيه از آنها پيروي کنند. و به خاطر همين مسأله هر کسي که کنجکاو ميشود مينشيند با خوش فکر ميکند که من چيکار کنم و زود ميرود پيش هايدگر و يک چيزي برميدارد و مينويسد و اين خيلي بد است". (اگر در همايش اخير فلسفه رسانهها حضور داشتيد اين موضوع را خيلي خوب احساس ميکرديد).
" در واقع اين اساتيد يا دانشجويان ميخواهند هم يک چيزي ياد بگيرند و هم اين که يک چيز جديدي ارائه بدهند ولي مايه اين کار را ندارند. مثل اين که ما شاطري هستيم که خميرش را افراد ديگري درست کردهاند. ما بايد خودِ مايه را بخوانيم". پس آنچه که الان به عنوان فلسفه رسانه در ايران موجود است بيشتر شبيه يك بازي است.
او به مشکلي بزرگ در جامعه ارتباطات ايران اشاره مي کند: " در کشور ما ارتباطات را همهاش از جنبه راديو، تلويزيون و روابط عمومي و چيزهايي از اين دست مطالعه ميکنيم و اين امور را ول نميکنيم، اين مشکل بزرگ ما است".
مولانا در ادامه به کتاب "چهار تئوري مطبوعات" اشاره ميکند که در بحبوحه جنگ سرد چاپ شد. مولانا اين کتاب را " يکي از اولين کتابهايي که فلسفه را با رسانه ربط داد" ميداند و به نظر او " يکي از پرنفوذترين کتاب ها در سطح جهاني" است. به دليل اهميت زياد اين کتاب در يادداشت ديگري به طور مفصل به اين کتاب خواهيم پرداخت اما فعلاً به همين قدر اکتفا ميکنيم که مولانا گفت : " هر کس اينرا باور کند ديگر هر چه شنا کند خفه ميشود هر کسي ميخواهد باشد، من، شما يا معتمد نژاد و ... و به عقيده من اين اتفادق رخ داد".
یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387
فلسفه ارتباطات در گفتگو با دکتر آنت هولبا
فلسفه ارتباطات در گفتگو با دکتر آنت هولبا
اشاره
در رابطه با موضوع فلسفه ارتباطات به دنبال جستجوي اينترنتي گستردهاي که داشتم به اسامي برخي از صاحبنظران حوزه فلسفه ارتباطات برخوردم. در ادامه با ارسال ايميل به اين اساتيد از آنها خواستم که به مهمترين مکاتب و نظريهپردازان اين حوزه از ديدگاه خود بپردازند. يکي از اين اساتيد که چندين بار تبادل ايميل با ايشان داشتم دکتر آنت هولبا بود. در اين يادداشت به برخي از نکاتي که دکتر هولبا در زمينه فلسفه ارتباطات به ان اشاره داشتهاند ميپردازم. فرصت ترجمه اين عبارات نبود اما اين عبارات پيچيدگي خاصي ندارد و براي علاقمندان قابل استفاده است. فکر می کنم در ادامه مطالبی که در این وبلاگ در این زمینه منتشر شده است این یادداشت نیز جزو معدود مطالبی است که جستجوگران حوزه جدید فلسفه ارتباطات می توانند به آن دسترسی داشته باشند. از دکتر هولبا نیز نهایت تشکر را دارم که واقعاْ پاسخ های مفصلی به ایمیل های بنده دادند
معرفي
Dr Annette Holba is Assistant Professor in the Communication and Media Studies Department at Plymouth State University in New Hampshire, USA.
From: "Annette Holba"
To: "mahdi-16m.yousefi"
Date: Sat, 1 Mar 2008 14:01:20 -0500
* ايشان در پاسخ به نظريهپردازان و مکاتب فکري حوزه فلسفه ارتباطات (specific theorists or schools of thought in philosophy of communication ) در آمريکا اشاره نمودند. که 6 حوزه زير را شامل ميشود:
1. Duquesne University's Department of Communication and Rhetorical Studies undergraduate and graduate program are significant to the PhilComm field - check their programs of study and the faculty who drive the program:
Check out what the faculty publish, such as Ronald C. Arnett's latest book, Dialogic Confession ( or many of his other publications). His scholarly voice is currently at the front of the philcomm movement (though he might not see it that way!). Janie Harden Fritz, Pat Arneson, and Kathleen Roberts are all making unique contributions to this area of the field. Check out their work! These are just a few names/philosophers to consider.
2. Other individuals who are also propelling philcomm in the United States include: Michael Hyde (Wake Forest University), Ramsey Eric Ramsey (Southern Arizona University), Calvin Schrag (Emeritus), David Gunkel (Northern Illinois University). Of course there are others and we can continue to communicate if you'd like so I'd better understand what information might better help you.
3. The Eastern Communication Association has a Philosophy of Communication Interest Group that is devoted to issue of philcomm.
4. The National Communication Association has a Communication Ethics Division in which issues of PhilComm and Ethics are explored.
5. And of course, the International Communication Association has PhilComm too. Are you already linked in to ICA? ICA might be a good place to attend and see the current threads of philcomm emerging.
6. As far as traditional theorists - we explore Heidegger, Buber, Ricoeur, Gadamer, Arendt, (currently) Benhabib, and many of the traditional western philosophers related to their communication considerations
* همانگونه که ديده ميشود ايشان در پاسخ به مراکز پژوهشي و دانشگاهي و نيز افرادي که در آمريکا موضوع فلسفه ارتباطات را مورد مطالعه قرار ميدهند اشاره کرده است. همچنين به برخي از فيلسوفان صاحب نظر در اين حوزه از جمله هايدگر، بوبر، ريکور، گادامر، آرندت، و بن حبيب اشاره داشتند.
* دکتر هولبا پاسخ بسيار گرمي داشتند. ايشان به فلسفههاي شرقي نير علاقمند بوده و تمايل داشتند تا در اين زمينه گفتگو با ايشان ادامه پيدا کند.
* به نظر ميرسد بر اساس سنت موجود در دانشگاه دوکين، اين تقسيمبندي بيشتر از منظر رتوريک (rhetoric) ميباشد. هر چند قضاوتهاي دقيقتر بايد در ادامه صورت گيرد.
* در يکي از ايميلها ايشان به برخي از منابع اعم از مقالات و کتب در زمينه فلسفه ارتباطات اشاره کردند.
* ايشان در پاسخ به سوالي درباره نگاه ايشان به فلسفه ارتباطات و نيز منظر شرقي در اين زمينه اينگونه توضيح دادند:
To me, I agree with Pat Arneson (author of Perspectives on Philosophy of Communication) that philcomm is a 'reasoning art' along the same way Plato used Socrates to explore questions of life, rhetoric, and justice (and so on). But that is also too easy of a response because the nature of what is being reasoned involves complex issues of what it means to be human and how to 'be' among others in the world. I think that through philcomm we can open new doors to new possibilities and understand the world we know in different ways - this investigation is through philosophical thought and centers around how people communicate in the world - but the word communication is much more of a textured understanding - not just a process of encoding and decoding but a processual movement of ideas between others. Philcomm involves the human condition, human experience, and human existence - it is a convergence of philosophies within communication AND communicative praxis. This is how I would begin to define philcomm from my western perspective. My understanding is incomplete though because I want so badly to understand philcomm from an eastern perspective - I think having this understanding can help us to move beyond the stereotypes you mentioned - philcomm permits people from different cultures, experiences, ideologies, and perspectives to share a human encounter and come away different from it. Philcomm can help people respect others.
چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386
آسيبشناسي مباحث موجود فلسفه رسانه
مقدمه
فلسفه رسانه يکي از حوزههاي بسيار جديد براي پژوهش و نظريهپردازي است که در کشور ما عمر اين موضوع به نيمدهه نيز نميرسد. اين موضوع چند سالي است که در محيطهاي دانشگاهي کشور به جد مطرح گرديده است و در بيان چيستي و مسائل آن و البته بيشتر نظريات مطرح در آن، مقالاتي نگاشته شده و سخنرانيها و نشست هايي برگزار گرديده است.[1]
وقتي از "فلسفه رسانه" صحبت ميکنيم به هيچ روي صحبت از حوزهاي مدون و داراي چارچوب در کنار ساير مباحث و زيرشاخههاي رشته مطالعات رسانهها (Media Studies) نيست. بلکه بحث از علمي در آستانه ظهور و شکلگيري است. اين واقعيت باعث گرديده است تا صاحب نظران اين حوزه در مواضعي بسيار مهم و اساسي در اين زمينه ديدگاههاي نسبتاً متفاوتي ارائه داشته[2] و مسير تحقيق در اين حوزه را با پيچيدگي هاي و سؤالاتي اساسي مواجه سازند.
روشن است آنچه در اين حوزه بيش از همه حائز اهميت است طراحي چارچوبي نظري براي اين موضوع جديد ميباشد تا در قالب آن ديدگاهها و نظريات مطرح شده جايابي شده و قابل بحث و بررسي باشند. مطالعه و بررسي اندک ادبيات موجود در اين حوزه نشان ميدهد به دليل فقدان چارچوب نظري جامع و دقيقي براي اين موضوع، انوع مختلف مسائل و موضوعات در حوزه مطالعات رسانهها به اسم "فلسفه رسانه" مطرح گرديده و از طرف ديگر از ابعاد بسيار مهمي از اين موضوع غفلت گرديده است.
دو آسيب جدي ادبيات موجود
صاحبنظران حوزه روششناسي، تحويلينگري (Reductionism) [ که بعضاً به کاستيگرايي يا تقليلگرايي نيز ترجمه شده است] را مهمترين معضل شناختي سده بيستم معرفي کردهاند (larouche, 2004). از آنجا که اين نوع نگرش زاده عصر تفکر مدرنيسم است، تقريباً در تمامي حوزهها گسترش يافته است. دانشمندان حوزههاي مختلف تعابير و تعاريف متفاوتي از تحويلينگري داشتهاند اما به بيان ساده ميتوان گفت تحويلينگري "خطاي اخذ وجهي از شيء به جاي همه هويت آن" است (فراموز قراملکي،۱۳۸۵).
حوزه مطالعات رسانهها و به ويژه فلسفه رسانهها نيز از اين امر در امان نمانده است. تقليل مفهوم عام رسانه به رسانههاي جديد و نيز منقسم دانستن فلسفه رسانه از فلسفه تکنولوژي را ميتوان از مصاديق بارز اين نوع نگاه تحويلي دانست.
رسانه به عنوان يک پديده امري ذوابعاد (Multiorigins) است که ميبايست از جنبهها و زواياي مختلف مورد بحث و بررسي قرار گيرد. کما اين که رشته "مطالعات رسانهها"[3] رشتهاي ميان رشتهاي (Interdisciplinary) بوده و بيشتر به دنبال کنار هم قرار دادن و جمعبندي کردن اطلاعات بدست آمده از رشتههايي چون مطالعات فيلم، مطالعات فرهنگي، علوم ارتباطات، زبانشناسي، جامعهشناسي، رواتنشناسي و ... ميباشد (Price, 1998). روشن است که در اين نگاه گسترده- که شايسته مباحث فلسفي است- "فلسفه رسانهها" که به دنبال تحليلهاي فلسفي از رسانهها است ميبايست از منظرهاي مختلف به اين پديده نگاه کرده و سعي در تلفيق نگاهها و ارائه ديدي جامع و کلي و البته دقيق باشد.
پرداختن گسترده به مسائل ذهني و عدم پرداختن به برخي مسائل لازم در حوزه رسانهها که در هيچ جاي ديگري به آنها پرداخته نميشود، از ديگر آفات مباحث موجود فلسفه رسانهها ميباشد. عليرغم فلسفي بودن جنس مباحث اين حوزه، فلسفه رسانهها به عنوان يک حوزه مطالعاتي و تحقيقاتي از وجه آلي و ابزاري خود ميبايست ناظر به مسائل مهمي باشد که در نظام رسانهها مطرح بوده و داراي نتايج عملي و کاربردي ميباشد.
چه بايد کرد؟
عليرغم اين که تلاشهاي شايسته تقديري در رابطه با تبيين چارچوبهاي کلي و مسائل فلسفههاي مضاف[4] و به طور خاص "فلسفه رسانه"[5] گرديده است، اما براي طرح جديتر و پيشبرد دامنه اين حوزه از دانش هنوز با سؤالات جدي مواجه هستيم. از جمله:
- فلسفه رسانه چيست و چه حوزهاي از دانش را شامل ميشود؟
- مسائل فلسفه رسانه چيست؟
- واژه فلسفه در فلسفه رسانه به چه معناست؟
- فلسفه رسانه علمي توصيفي (Discriptive) است يا هنجاري (Normative)؟
- فايده علم فلسفه رسانه چيست؟
- چگونه ميتوان در حوزه فلسفه رسانه ادبيات بومي/اسلامي توليد کرد؟ روششناسي توليد ادبيات بومي در اين حوزه چيست؟
- و .....
براي تبيين چارچوبهاي نظري موضوع و روشن شدن مسائل و مضوعاتي که ميبايست در حوزه فلسفه رسانه مورد بحث و بررسي قرارگيرند لازم است اساتيد و صاحبنظران در حوزههاي مختلف دانشي مرتبط با رسانهها در گام اول چارچوبهاي نظري و سؤالات بنيادين اين حوزه را مورد بررسي قرار دهند و پس از آن در چارچوب بدست آمده ضمن بررسي دقيق ادبيات موجود به توليد ادبيات بومي در اين حوزه بپردازند.
منابع:
-Larouche Lyndon, h, when even scientists were brainwashed, Executive intellegenece review, April 30, 2004 issue
-احد فرامرز قرا ملكی٬ موانع روش شناختی توسعه علوم انسانی٬ قبسات٬ ش ۳۴
- Price, Stuart, Media studies , Harlow: Longman, 1998
- Downing, john, The Sage Handbook of Media Studies, sage, 2004
- Williams, Noel, How to get a 2:1 in media, communication and cultural studies, sage, 2004
پينوشتها:
[1] - از آنجمله ميتوان به کارگاه آموزشي فلسفه رسانهها که با حضور برخي از اساتيد و صاحبنظران اين حوزه در تاريخ 26/9/86 در دانشکده صدا و سيما برگزار گرديد اشاره کرد.
[2] - يکي از مهمترين اختلاف نظرها در در چارچوب و جايگاه "فلسفه رسانهها" ميباشد. صاحبنظراني که نوعاً از حوزه "علوم ارتباطات" سخن ميگويند بيشتر تمايل دارند تا بر وجه ارتباطي رسانهها تأکيد داشته و از اين طريق مباحث را به حوزه ارتباطات انساني نيز وارد کنند. در مقابل برخي ديگر با تأکيد بر وجه تکنولوژيک رسانهها، فلسفه رسانهها را منقسم از فلسفه تکنولوژي ميدانند.
[3] - مطالعات رسانهها رشتهاي نسبتاً جوان است که از حدود سال 1993 به عنوان يک رشته دانشگاهي مطرح گرديده است (Price, 1998). البته نام اين رشته در ترکيب با رشته علوم ارتباطات و به صورت Communication and Media Studies نيز ميآيد. هر چند برخي از صاحبنظران مانند مککوئل اين دو عناون را کنار هم قرار داده و ميگويد که مرزهاي اين رشتههاي چندان مشخص نگرديده است (Downing, 2004) اما اغلب منابع با عنوان مطالعات رسانهها با اشاره به ميان رشتهاي بودن اين حوزه به تفکيک مرزهاي اين رشته با رشتههايي چون "علوم ارتباطات" و "مطالعات فرهنگي" پرداختهاند. (از جمله رجوع کنيد به William, 2004 )
[4] - از آنجمله ميتوان به سخنرانيها و مقالات اساتيدي چون دکتر رشاد و دکتر خسروپناه اشاره نمود.
[5] - مقاله آقاي دکتر حسيني رياست محترم دانشکده صدا و سيما که در کارگاه آموزشي فلسفه رسانهها ارائه گرديد نمونه خوبي در اين زمينه ميباشد.
یکشنبه بیست و سوم دی 1386
دو چارچوب تئوريک براي توليد فلسفه ارتباطات
در اين يادداشت به دو رويکرد متفاوت والبته مکمل هم براي توليد فلسفه ارتباطات اشاره خواهم داشت. اين دو رويکرد در واقع دو چارچوب تئوريک براي ما فراهم ميکنند تا موضوع "فلسفه ارتباطات" (Philosophy of Communications) در چارچوب آنها قابل بحث و بررسي باشد. طبعاً براي رسيدن به ديدگاههايي بومي در اين زمينه آن چه که بيش از همه اهميت دارد فراهم ساخت چارچوبهاي تئوريکي است که با ماهيت اين موضوع که از جنس فلسفه است نيز تناسب دارد.
براي تبادر به ذهن و با اين پيش فرض که علاقمندان اين مباحث، مقالات مطرح شده در کارگاه فلسفه رسانهها که در دانشکده صدا و سيما برگزار شد را پيگيري کردهاند، اگر اين دو نوع رويکرد را در حوزه فلسفه رسانه مطرح سازيم، سخنراني دکتر حسيني بهترين مثال براي رويکرد "شروع از فلسفه" و سخنراني دکتر عاملي (ببخشيد حجه الاسلام دکتر عاملي) بهترين مثال براي رويکرد "شروع از رسانه" ميباشد. ساير مباحث اراده شده را نيز ميتوان ذيل اين دو نوع نگاه کلي قرار داد.
در ادامه به طور خلاصه به طرح اين دو رويکرد خواهيم پرداخت:
بقیه را در ادامه مطلب بخوانید...
ادامه مطلب
یکشنبه یازدهم آذر 1386
ورودي فلسفه ارتباطات
ورودي فلسفه ارتباطات
مباحث بسیار زیاد و البته مهمی درباره ی موضوع فلسفه ارتباطات قابل طرح است که نوعاْ صحبتی در این باره نمی شود. در این یادداشت قصد طرح دیدگاهی فلسفی در حوزه ی ارتباطات را ندارم. بلکه در این نوشتار کوتاه همانطور که از عنوان آن برمی آید بیشتر به دنبال ترسیم فضای بحث بوده ام. امیدوارم که این یادداشت فتح بابی شود برای طرح دیدگاه ها و نظرات مختلف در این زمینه.
روشن است که در اينجا، فلسفه در معناي خاص کلمه مد نظر است (و منظور از آن اهداف و ... نيست).نيز در اينجا منظور حکمت اولي يا حکمت متعاليه نيست.بلکه فلسفه ارتباطات مد نظر است که در گروه فلسفه هاي مضاف قرار مي گيرد.در اين قسمت ما بايد مقوله ي ارتباط را به لحاظ فلسفي تحليل کنيم و بايد به اين سؤال پاسخ دهيم که در هر يک از انواع چهارگانه ي ارتباطات(در یادداشت مبانی ارتباطات دینی در فضای سایبر در این باره توضیحاتی داده شده است) به لحاظ فلسفي چه اتفاقي مي افتد و ارتباطات را به لحاظ فلسفي تعريف کنيم.همانطور که مي دانيد فلسفه به عنوان پايه و مبناي تمام علوم از اهميت و نقش بسيار مهمي در اين مسأله برخوردار است.
با توجه به اين که موضوع ارتباطات به تازگي به عنوان يک علم مطرح گرديده است، قطعاً ما مباحث طبقهبندي شده و ساختار مندي را در اين زمنيه در متون کلاسيک فلسفي- چه فلسفه اسلامي و چه فلسفه غرب- نخواهيم يافت.با اين حال با توجه به اين که موضوع ارتباط انسان مورد توجه اکثر انديشمندان بوده است، در فلسفه اسلامي اشارات بسياري به اين موضوع داريم (البته همانطور که گفته شد مطالب به صورت صريح و طبقه بندي شده نيستند منتها در متون کلاسيک فلسفه اسلامي و به ويژه در برخي مباحث خاص از جمله وجود ذهني و ادراکات اعتباري اشاراتي به مقولهي ارتباط شده است).به ويژه از متفکرين نسبتاً معاصر، علامه طباطبايي، علامه جعفري، و شهيد مطهري ديدگاههاي منسجمتري را در اين زمينه ارائه دادهاند.نيز از معاصرين، پروفسور سيدحميدمولانا و آقاي دکتر ابراهيم فياض از حوزهي ارتباطات از جمله صاحب نظران مطرح اين موضوع هستند. همچنين از حوزه ي فلسفه نيز آقاي دکتر اعتصامي و غفاري( از اساتيد فلسفه دانشگاه تهران) از جمله صاحبنظراني هستند که ميتوانند در بازتوليد و بازتعريف ديدگاههاي متون کلاسيک فلسفي در رابطه با ارتباطات بسيار کمک نمايند.
يک قرائت ديگر از فلسفه ارتباطات فلسفه علوم ارتباطات است. در اين قرائت فلسفه ارتباطات يک علم درجه ي دوم است (در مقابل قرائت اول که علم درجه ي اول است). حجهالاسلام علياکبر رشاد در کتاب "فلسفه مضاف" ضمن تأکيد بر دو قرائت مختلف از فلسفه هاي مضاف به بيان تفاوت هاي مختلف اين دو رويکرد ميپردازند. ايشان معتقدند در هر فلسفه مضافي بايد به سه مسألهي زير پرداخته شود:
1. مباحث و مسائل عام و مشترک ميان انواع فلسفههاي مضاف، مانند بحث از سرشت و صفات ذاتي مضاف اليه.
2. مباحث و مسائل مربوط به گروهي خاص از فلسفههاي مضاف، مانند بررسي جايگاه «علم مضافاليه»، در شبکة علوم مرتبط با آن، و مانند بحث از ماهيت گزارههاي تشکيلدهندة «علمهاي مضافاليه» در فلسفههاي مضاف به علوم، و مانند بحث از قانونمندي پديدهها در فلسفههاي مضاف به امور.
3. مباحث و مسائل مختص و منحصر به برخي فلسفههاي مضاف، مانند بحث از اطلاق و نسبيت احکام اخلاقي در فلسفة اخلاق، و مانند بحث پيرامون وحي، ايمان و خلود نفس و ... در فلسفة دين.[i]
در اين قرائت از فلسفهي ارتباطات، ما در واقع نگاهي از بالا به علوم ارتباطات (Communication Studies) مياندازيم و پارادايمهاي حاکم بر آن، روششناسي، ملاک اعتبرا نظريهها در اين علم، پيشفرضها و ... را مورد بررسي قرار ميدهيم.
