تبليغاتX
سیاستگذاری؛ فرهنگ و ارتباطات
امروز 

یکشنبه یکم شهریور 1388

دومین دوره علمی‌-‌پژوهشی «دعوت» آغاز شد

با سخنرانی پروفسور سیدحمید مولانا
دومین دوره علمی‌-‌پژوهشی «دعوت» آغاز شد
به نقل از شبكه ايران:
صبح دیروز با حضور پروفسور مولانا دومین دوره علمی‌-‌پژوهشی دعوت کلید خورد. این دوره جستاری نظری در حوزه رشته ارتباطات است.

به گزارش شبکه ایران به نقل از وبلاگ اطلاع‌رسانی دعوت، صبح دیروز با حضور پروفسور مولانا دومین دوره علمی‌-‌پژوهشی دعوت کلید خورد.

پروفسور سیدحمید مولانا(استاد برجسته علوم ارتباطات) در سخنانش با اشاره به ریشه‌های پیدایش علم ارتباطات در ایران، از لزوم توافق و اجماع در معنای ارتباطات سخن گفت که مشروح این صحبت در روزهای آینده در شبکه ایران منتشر خواهد شد.
دوره علمی‌-‌پژوهشی دعوت، توسط «کانون ارتباط‌پژوهان جوان» با همکاری «بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق(علیه‌السلام)»، «بنیاد فرهنگی مولانا» و «دفتر مطالعات و برنامه ریزی رسانه‌ها» برگزار شده است. این دوره با عنوان نواندیشی در دانش ارتباطات، به جستاری در بنیان‌های نظری این رشته می‌پردازد. جمعی از استادان ارتباطات در حوزه و دانشگاه در این دوره علمی و پژوهشی به ارائه بحث خواهند پرداخت.

درباره «دعوت»

محتوای این دوره مباحثی درباره «مبانی فرهنگ و ارتباطات» با رویکرد و تأکیدی اسلامی است و عنوان آن نیز با الهام از آیه 14 سوره رعد انتخاب شده است: «لَهُ دَعوَة الحَق». دعوت از مهم‌ترین کلیدواژه‌های قرآنی در حوزه فرهنگ و ارتباطات است که تمام مبانی و متعلّقات آن در قرآن کریم بیان شده است. این مفهوم هم متضمّن ارتباطات بوده و در مقابل مفهوم پروپاگاندا قرار می‌گیرد و هم نوعی رویکرد و دغدغه فرهنگی در ارتباطات را نشان می‌دهد. 

افزایش ظرفیت دعوت

این دوره در سال گذشته با ظرفیتی کمتر از امسال برگزار شده بود. اما امسال وضعیت به گونه دیگری بود. در روزهای اخیر مهدی یوسفی دبیر دومین دوره علمی‎-‌پژوهشی دعوت، از افزایش ظرفیت دوره به علت استقبال پیش‌بینی‌نشده دانش‌پژوهان خبر داد. یوسفی در این زمینه گفته بود: تقریبا دوبرابر تعداد پیش‌بینی‌شده برای دوره ثبت نام کردند که ما ناچار به افزایش ظرفیت دوره شدیم.
در واقع از آنجایی که ثبت نام در دوره دعوت به شکل حضوری و اینترنتی انجام شده بود، تعدادی از متقاضیان که به صورت اینترنتی ثبت نام کرده بودند، نتوانسته بودند در موعد مقرر فرآیند ثبت نام را به پایان برسانند که با افزایش ظرفیت دوره، این مشکل هم حل شد. به این ترتیب در این دوره تمامی ثبت‌نام‌کنندگان می‌توانند در دوره‌-‌که البته از دیروز آغاز شده است‌- حضور پیدا کنند.

ساختار کلی دومین دوره دعوت: نواندیشی در دانش ارتباطات

پس از برگزاری موفقیت آمیز نخستین دوره‌-‌که برای دانشجویان رشته معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات دانشگاه امام صادق(علیه‌السلام) برگزار شد‌- دوره دوم در سطح دانشجویان رشته ارتباطات دانشگاه‌های تهران برگزار شده است. به این ترتیب شبکه‌ای از دانشجویان و پژوهشگران دانش ارتباطاتِ علاقه‌مند به مباحث نظری به ویژه مطالعات اسلامی و بومی شکل خواهد گرفت. در این قسمت به طرح مباحثی در رابطه با ساختار کلی دوره دوم می‌پردازیم.

ساختار دوره

دوره دوم دعوت به مدت یک هفته از 10 تا 16 مرداد ماه 1388 در دانشگاه امام صادق (ع) برگزار شده است. در این دوره دو قالب کلی برای برنامه‌ها در نطر گرفته شده است. قالب نخست سخنرانی‌ها و ارائه‌ها است که این سخنرانی‌ها در قالب دو جلسه 100 دقیقه‌ای از روز شنبه تا پنجشنبه، صبح‌ها برگزار می‌شود. پس از طرح مباحث سخنرانان نیز فرصتی برای پرسش و پاسخ فراهم خواهد شد.
«همان‌گونه که از نام دوره برمی‌آید در دوره دوم و در قسمت سخنرانی‌ها تلاش می‌شود تا با بررسی بنیان‌های نظری دانش ارتباطات، از منظری نو به این دانش نگاه شود. هر حوزه دانشی مبتنی بر یک سری مباحث و مفاهیم بنیادین است که بدون فهم آن‌ها نظریه‌پردازی در آن علم صورت نمی‌گیرد و این مشکل اساسی ارتباطات در ایران است. در حالی که عمده مباحث ارتباطات در ایران تنها در برخی مباحث در حوزه رسانه و جامعه اطلاعاتی و مباحث این‌چنینی خلاصه می‌شود، اما حوزه‌هایی از ارتباطات وجود دارد که دارای اهمیت بسیاری بوده و علاوه بر این با فرهنگ اسلامی و ایرانی ما نیز سازگارتر است. در این دوره تلاش می‌شود تا به این نوع مباحث پرداخته شود». این مختصری از هدف گروه برگزارکننده دعوت برای برگزاری این طرح است. حال آنکه چقدر این نظر با واقعیت منطبق است و در واقع اینکه آیا الگوهای ارتباطی غرب یا حدّاقل بخشی از آن به دین ما قرابتی دارد یا نه، مسأله‌ای است که باید در فرصتی دیگر آن را به قضاوت نشست.
از آنجا که بسیاری از گره‌های آموزش و پژوهش ارتباطات در ایران به مسائل مبانی برمی‌‌گردد، تلاش شده است تا علاوه بر افراد برجسته و صاحب‌نظر در حوزه ارتباطات، از استادان و صاحب‌نظران سایر حوزه‌ها از جمله فلسفه و علوم اجتماعی و نیز علوم اسلامی که علاقمند به مباحث حوزه ارتباطات بوده و در فعالیت‌های پژوهشی خود به این حوزه‌ها نزدیک شده‌اند نیز استفاده شود. موضوعاتی همچون "اسلام و ارتباطات"، "فلسفه و نظریه ارتباطات"، " بررسی علوم ارتباطات در ایران"، "ارتباطات سیاسی و دیپلماسی عمومی" و... از جمله موضوعات مطرح در سخنرانی‌های این دوره است.
آیت‌الله محمدتقی مصباح‌یزدی، حجةالإسلام سیدمهدی میرباقری، پروفسور سیدحمید مولانا، دکترغلامحسن ابراهیمی‏دینانی، دکترابراهیم فیاض، دکترسعید زیباکلام، دکترغلامرضا آذری، دکترفؤاد ایزدی و دکتر حسن عباسی از سخنرانان دعوت88 هستند.

بخش دوم جلسات روزانه را میزگردهای «واکاوی مسائل روز ارتباطات در ایران» تشکیل می‌دهد. به جهت تنوع در طراحی‌ها و جلب علایق و سلایق مختلف شرکت‌کنندگان و در جهت متعادل شدن ثقل نظری و عملی دوره، عصر هر روز مسائل و مشکلات واقعی در حوزه ارتباطات به بحث و بررسی کارشناسان و دانشجویان گذاشته خواهد شد. هر میزگرد متشکّل از یک کارشنان به عنوان مدیر بحث و سه ارائه‌دهنده خواهد بود که از جنبه‌های مختلف به موضوع بحث خواهند پرداخت. این جلسات به صورت چالشی و با مشارکت شرکت‌کنندگان برگزار خواهد شد.

برنامه‌های جنبی

مستندهای تلویزیونی همواره برای دانشجویان و به ویژه دانشجویان رشته ارتباطات جذاب است، مخصوصاً اگر در رابطه با اسلام و ایران باشد. در چند سال اخیر ایران بسیار مورد توجه شبکه‌های خارجی بوده و مستندهای زیاد و جالب‌توجهی در این زمینه تولید شده است. روزهای دراز تابستان فرصتی برای دانشجویان فراهم خواهد ساخت تا پس از فراغت از بحث‌های نظری و مشارکت در میزگردهای داغ روزانه، به تماشای جدیدترین مستندهای شبکه‌های غربی درباره اسلام و ایران بنشینند. در این قسمت و به تناسب موضوع، از حضور کارشناسان برای نقد و بررسی این مستندها نیز استفاده خواهد شد.
در پایان دوره و متناسب با ایام مبارک نیمه شعبان نیز سفر زیارتی قم در نظر گرفته شده است. اردوی علمی‌-‌تفریحیِ کوتاه‌مدت کاشان نیز به برنامه‌های دوره دعوت اضافه شده تا مجموعه‌ای کامل برای دانشجویان فراهم شود. همچنین شرکت‌کنندگان فعال دوره از سوی نهادهای برگزارکننده گواهینامه شرکت در دوره را دریافت خواهند نمود.  

پایان مطلب/

نوشته شده توسط مهدی یوسفی در 16:12 | موضوع: معرفی رشته معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات
• لینک ثابت   • 

یکشنبه چهاردهم تیر 1388

نواندیشی در دانش ارتباطات؛ جستاری در بنیان های نظری

اشاره

دومین دوره علمی- پژوهشی "دعوت" با عنوان " نواندیشی در دانش ارتباطات؛ جستاری در بنیانهای نظری" از ۱۰ تا ۱۶ مرداد ماه در دانشگاه امام صادق (ع) برگزار خواهد گردید. این دوره برای دانشجویان رشته ارتباطات دانشگاههای تهران طراحی گردیده است. برای کسب اطلاعات بیشتر و ثبت نام به وبلاگ دوره به نشانی : http://davat2.blogfa.com/ مراجعه کنید. برای ثبت نام تا پنجشنبه ۱۸ تیر ماه فرصت دارید.

مقدمه

پس از برگزاري موفقيت آميز نخستين دوره - که براي دانشجويان رشته معارف اسلامي و فرهنگ و ارتباطات دانشگاه امام صادق عليه السلام برگزار گرديد- دوره دوم در سطح دانشجويان رشته ارتباطات دانشگاه‌هاي تهران برگزار خواهد گرديد. بدين ترتيب شبکه اي از دانشجويان و پژوهشگران دانش ارتباطات که علاقه‌مند به مباحث نظري بوده و به ويژه مطالعات اسلامي و بومي بوده شکل خواهد گرفت. در اين قسمت به طرح مباحثي در رابطه با ساختار کلي دوره دوم خواهيم پرداخت و اطلاعات تکيملي در رابطه با هر کدام از بخش‌ها را در يادداشت‌هاي بعدي بخوانيد.

ساختار کلي دوره

دوره دوم به مدت يک هفته از 10 تا 16 مرداد ماه 1388 در دانشگاه امام صادق (ع) برگزار خواهد گرديد. دو قالب کلي براي برنامه‌ها در نطر گرفته شده است. قالب نخست سخنراني‌ها و ارائه‌ها مي‌باشد. اين سخنراني‌ها در قالب دو جلسه 100 دقيقه‌اي از روز شنبه تا پنجشنبه، صبح‌ها برگزار خواهد گرديد. پس از طرح مباحث سخنرانان محترم، فرصتي براي پرسش و پاسخ فراهم خواهد گرديد.

همانگونه که از نام دوره برمي‌آيد در دوره دوم و در قسمت سخنراني‌ها در تلاش هستيم که با بررسي بنيان‌هاي نظري دانش ارتباطات، از منظري نو به اين دانش نگاه کنيم. هر حوزه دانشي مبتني بر يک سري مباحث و مفاهيم بنيادين است که بدون فهم آن ها نظريه پردازي در آن علم صورت نمي گيرد و اين مشکل اساسي ارتباطات در ايران است. در حالي که عمده مباحث ارتباطات در ايران تنها در برخي مباحث در حوزه رسانه و جامعه اصلاعاتي و مباحث اينچنيني خلاصه مي‌شود اما حوزه‌هايي از ارتباطات وجود دارد که داراي اهميت بسياري بوده و علاوه بر اين با فرهنگ اسلامي و ايراني ما نيز سازگارتر است. در اين دوره تلاش داريم به اين نوع از مباحث بپردازيم.

از آنجا که بسياري از گره‌هاي آموزش و پژوهش ارتباطات در ايران به مسائل مباني برمي‌‌گردد، تلاش گرديده است تا علاوه بر افراد برجسته و صاحب‌نظر در حوزه ارتباطات، از اساتيد و صاحب‌نظران ساير حوزه‌ها از جمله فلسفه و علوم اجتماعي و نيز علوم اسلامي که علاقمند به مباحث حوزه ارتباطات بوده و در فعاليت‌هاي پژوهشي خود به اين حوزه‌ها نزديک شده‌اند نيز استفاده گردد. موضوعاتي هم‌چون "اسلام و ارتباطات"، "فلسفه و نظريه ارتباطات"، " بررسي علوم ارتباطات در ايران"، "ارتباطات سياسي و ديپلماسي عمومي" و ... از جمله موضوعات مطرح در سخنراني‌هاي مي‌باشد. (عناوين سخنراني‌ها و سخنرانان را در يادداشت‌هاي بعدي وبلاگ بخوانيد)

سخنرانان دوره دوم عبارتند از:

1-    آيت الله محمد تقي مصباح يزدي

2-    حجه الاسلام سيد مهدي ميرباقري

3-    پروفسور سيد حميد مولانا

4-    دکتر غلامحسن ابراهيمي ديناني

5-    دکتر ايراهيم فياض

6-    دکتر سعيد زيباکلام

7-    دکتر غلامرضا آذري

8-    دکتر فؤاد ايزدي

9-    دکتر حسن عباسي

بخش دوم جلسات روزانه را ميزگردهاي "واکاوي مسائل روز ارتباطات در ايران" تشکيل مي‌دهد. به جهت تنوع در طراحي‌ها و جلب علايق و سلايق مختلف شرکت‌کنندگان و در جهت متعادل شدن ثقل نظري و عملي دوره، عصر هر روز مسائل و مشکلات واقعي در حوزه ارتباطات به بحث و بررسي کارشناسان و دانشجويان گذاشته خواهد شد. هر ميزگرد متشکل از يک کارشنان به عنوان مدير بحث و سه ارائه دهنده خواهد بود که از جنبه‌هاي مختلف به موضوع بحث خواهند پرداخت. اين جلسات به صورت چالشي و با مشارکت شرکت‌کنندگان برگزار خواهد گرديد. (اطلاعات دقيق‌تر در اين زمينه را در يادداشت‌ها بعدي وبلاگ بخوانيد)

برنامه‌هاي جنبي

مستندهاي تلويزيوني همواره براي دانشجويان و به ويژه دانشجويان رشته ارتباطات جذاب مي‌باشد مخصوصاً اگر در رابطه با اسلام و ايران باشد. در چند سال اخير، ايران بسيار مورد توجه شبکه‌هاي خارجي بوده است و مستندهاي زياد و جالب‌توجهي در اين زمينه توليد شده است. روزهاي دراز تابستان فرصتي براي دانشجويان فراهم خواهد ساخت تا پس از فراغت از بحث‌هاي نظري و مشارکت در ميزگردهاي داغ روزانه، به تماشاي جديدترين مستندهاي شبکه‌هاي غربي درباره اسلام و ايران بنشينند. در اين قسمت و به تناسب از حضور کارشناسان محترم براي نقد و بررسي اين مستندها نيز استفاده خواهد شد. (اطلاعات دقيق‌تر در رابطه با عناوين مستندها ار در يادداشت‌هاي بعدي وبلاگ بخوانيد)

در پايان دوره و متناسب با ايام مبارک نيمه شعبان، سفر زيارتي قم در نظر گرفته شده است. اردوي علمي- تفريحي کوتاه مدت کاشان نيز به برنامه‌هاي دوره دعوت اضافه خواهد شد تا مجموعه‌اي کامل براي دانشجويان فراهم گردد. لازم به ذکر است به شرکت‌کنندگان فعال دوره، از سوي نهادهاي برگزار کننده گواهينامه‌ي شرکت در دوره اعطا خواهد شد.

نوشته شده توسط مهدی یوسفی در 14:38 | موضوع:
• لینک ثابت   • 

دوشنبه هفتم اردیبهشت 1388

طرح اولیه پایان نامه: به سوی نظریه پردازی اسلامی ارتباطات

اشاره

در این یادداشت، طرح اولیه پایان نامه کارشناسی ارشد خود را در اختیار تمام خوانندگان عزیز قرار می دهم. امیدوارم همچون یادداشت های قبلی با نظرات خوب و سازنده خود مرا در این تحقیق بنیادین و بسیار مهم یاری کنید. البته تأکید می کنم که این فقط یک طرح اولیه است و چارچوب نظری پایان نامه در حال تکوین می باشد.

عنوان اولیه پایان نامه
به سوي نظريه‌پردازي اسلامي ارتباطات با تمرکز بر انديشه‌هاي فلسفي علامه طباطبايي و علامه جعفري (رحمه‌الله عليهما)

Towards Islamic Theorizing of Communication with Fuscous on Philosophical Thoughts of Allame Tabatabayi & Allame Jafari

اساتيد پيشنهادي براي راهنمايي و مشاوره:
پروفسور سيد حميد مولانا
دکتر ابراهيم فياض
مقدمه
نظريه‌پردازي ارتباطات در معناي عام کلمه يکي از حوزه‌هاي بسيار مهم و تعيين‌کننده و در عين حال مغفول در ايران است. هر چند پيچيدگي موضوع و سختي‌هاي دسترسي به منابع، پژوهيدن در اين حوزه را با دشواري‌هايي همراه ساخته است، اما ضرورت توليد دانش بومي در اين حوزه باعث گرديده است تا بگوييم هيچ جايگزيني براي پ‍ژوهيدن در نظريه‌پردازي ارتباطات وجود ندارد.
به مدد چرخش پارادايمي در رشته‌ي ارتباطات - که برخي از آن به عنوان "چرخش چندفرهنگي" (Multicultural Turn) در رشته ياد مي‌کنند- تحقيقات گسترده‌اي در تبيين  اروپايي-آمريکايي‌محورِبودن(Euro-U.S.-centered) نظريه‌ي ارتباطات و ارائه‌ي ديدگاه‌هاي جديد بر مبناي چارچوب‌هاي فرانظري (Metatheoretical Frameworks) متفاوت انجام گرفته و مي‌گيرد. (از آن جمله مي‌توان به انديشه‌هاي مولانا ، ميايک، ديسانيک، کينيسايد و ... اشاره کرد)    
در اين ميان، براي ما دانشگاهيان مسلمان حوزه‌ي ارتباطات، توجه به قرآن کريم و سنت در سطحي بنيادين، و نيز ميراث انديشه‌ي اسلامي داراي اهميتي بنيادين است. از اين رو در اين پايان‌نامه با تمرکز بر آراي دو تن از فيلسوفان و انديشمندان معاصر شيعي، علامه طباطبايي و علامه جعفري (رحمه‌الله عليهما)- که بررسي آثار آن‌ها نشان از ظرفيت بسيار بالاي انديشه‌هاي اين دو بزرگوار در سهيم‌شدن در نظريه‌ي ارتباطات دارد- گامي در راستاي نظريه‌پردازي اسلامي ارتباطات برداشته خواهد شد.
قالب کلي پايان‌نامه
پس از بررسي جوانب مختلف موضوع و نيز بررسي تجربيات ساير سنت‌هاي غيرغربي، در دو بخش به طرح اين موضوع خواهيم پرداخت.
در بخش نخست، با در نظر گرفتن اين نکته که برخورد اسلام و نظريه‌ي ارتباطات عمدتاً در سطح فلسفه و فرانظريه اتفاق مي‌افتد – همانگونه که مولانا، کريگ و کينيسايد نيز به اين امر اشاره مي‌کنند- به تبيين ابعاد مختلف فلسفه و فرانظريه‌ در نظريه‌پردازي ارتباطات خواهيم پرداخت. در اين قسمت، با تمرکز بر انديشه‌هاي فلسفي علامه طباطبايي و علامه جعفري (رحمه‌الله عليهما) تلاش خواهد گرديد تا منظري اسلامي در سطح فرانظريه‌ي ارتباطات تبيين گردد.
در بخش دوم، اين نکته مد نظر قرار مي‌گيرد که مفاهيم قلب نظريه‌ها مي‌باشند. اگر مفاهيم اسلامي متمايز و متفاوتي وجود نداشته باشد (که وجود دارد) بنابراين صحبت از نظريه‌پردازي اسلامي ارتباطات نيز بي‌معني خواهد شد. نظريه‌هاي منبعث از مفاهيم بنيادين مطرح شده توسط انديشمندان اسلامي مي‌تواند مبنايي براي نظريه‌پردازي اسلامي ارتباطات فراهم آورد. پس از بررسي آثار و انديشه‌هاي علامه طباطبايي و علامه جعفري (رحمه‌الله عليهما) دو مفهوم بنيادين "ولايت" (مطرح شده توسط علامه طباطبايي) و "حيات معقول" (مطرح شده توسط علامه جعفري) انتخاب گرديد. در بخش دوم پايان‌نامه، تلويحات ارتباطي (Communicative Implications) اين دو مفهوم مورد بررسي قرار خواهد گرفت.
سؤالات اساسي:
برخورد اسلام و نظريه‌ي ارتباطات در چه سطحي و به چه نحو مي‌باشد؟
با تمرکز بر آراي فلسفي علامه طباطبايي و علامه جعفري، چه رهيافت اسلامي به فرانظريه‌ي ارتباطات قابل ارائه است؟
با اتخاذ کدام مبناي روش‌شناختي مي‌توان به بازخواني ميراث انديشه‌ي اسلامي در حوزه‌ي ارتباطات پرداخت؟
چه تلويحات ارتباطي از انديشه‌هاي علامه طباطبايي و علامه جعفري قابل استنباط است؟

 
نوشته شده توسط مهدی یوسفی در 22:27 | موضوع: فلسفه رسانه و ارتباطات
• لینک ثابت   • 

دوشنبه بیست و چهارم فروردین 1388

مهندس بنیانیان و بنیانهای نظام فرهنگی کشور

اشاره

کلاس "سازمان‌های فرهنگی و ارتباطی" که توسط دکتر همایون مدیریت می‌شود یکی از کلاس‌های بسیار مفید این ترم ما در دانشگاه امام صادق (ع) می‌باشد که در آن با حضور برخی از مسئولین سازمان‌های مذکور به بررسی وضعیت آن‌ها می‌پردازیم. صحبت‌ها و حاشیه‌های مطرح شده در این کلاس از واقعیت‌های جالب و تأمل برانگیزی در نظام فرهنگی و ارتباطی ایران حکایت دارد. بی‌شک یکی از علایق جدی بنده در این وبلاگ حوزه سیاست‌گذاری در فرهنگ و ارتباطات است. با بحث و گفتگویی که با سایر دانشجویان کلاس داشتم در این نوشتار کوتاه به بررسی نخستین نشست این کلاس خواهم پرداخت. روشن است تأملاتی که مطرح می‌گردد نه از جنبه‌ی خبری و ژورنالیستی و بلکه از جنبه‌ی علمی و سیاست‌گذاری مد نظر است.

سه‌شنبه، 18 فروردین، مهندس بنیانیان، رئیس حوزه‌ی هنری تهران (یکی از غول‌های فرهنگی و ارتباطی ایران) مهمان کلاس گرم بچه‌های 83 بود. شاید ملاحضاتی چند لازم بود که بی‌مقدمه برویم سراغ حاشیه‌ها. حاشیه‌هایی که بی‌شک مهم‌تر از خود متن بود. تقریباً 100 دقیقه صحبت کرد؛ اول صحبت‌هایش گفت به عنوان کسی که 30 سال در جمهوری اسلامی مدیریت کرده و تجربیات درست و اشتباه زیادی دارد صحبت می کند و گفت که ضرورت دارد تجربیات مدیران فرهنگی نظام ثبت شود تا همه از صفر شروع نکنند.

بعد یک سری صبحت‌های نظری انجام داد و گفت من یک ایده‌ای داشتم که وقتی اول مسئولیتم رفتم خدمت آقا همان را مطرح کردم و به ایشان گفتم که ما باید روی تربیت نسل جدید هنرمندان سرمایه‌گذاری کنیم و به تعبیری باید روی حوزه­ی "کاشت" و "داشت" متمرکز شویم و تا مدتی "برداشت" را به سایرین محول کنیم. ضرورت توجه به ملاحظات جذب نیرو – به خصوص در مورد نیروهای هنرمند- بود و یکی دو تا خاطره شیرین در این زمینه نیز چاشنی بحث وی گردید تا برویم سراغ پرسش و پاسخ.


طبعاً مسائل بسیاری بود که بچه‌ها را قلقلک می‌داد تا به بحث و گفتگو بپردازند. اظهارات وی در مورد ایده‌ی سرمایه‌گذاری روی نسل جدید هنرمندان بود که دستمایه‌ی سؤال اول گردید. یکی از بچه‌ها گفت شما ایده­ی سرمایه‌گذاری روی نسل جدید هنرمندان را به خودتان منتسب کردید در حالی که تا آنجا که من از صحبت‌های رهبری به یاد می‌آورم ایشان در دهه­ی هفتاد بارها و بارها این مسأله را در دیدار مسئولین وزارت ارشاد و حوزه­ی هنری مطرح کرده بودند.

پاسخ بنیانیان نیز در نوع خود جالب توجه بود. او این‌گونه پاسخ داد: بله خوب! من هم اصفهانی هستم ! اول صحبت های آقا را خواندم و با خیلی‌ها مشورت کردم و بعد خدمت ایشان رسیدم! از قضا کاشف برآمد که سؤال کننده نیز اصفهانی‌الاصل بوده است!

ابهام دومی هم که مطرح شد در مورد برخورد حذفی حوزه هنری با دست اندرکاران مجله "سوره" و تیم انتشارات "سوره مهر" و تعارض آن با رویکرد جذب نیروی مهندس بنیانیان بود. به خصوص که هر دو مورد (تیم مجله سوره و تیم انتشارات سوره مهر) به علت سیره­ی مدیریتی حاکم بر حوزه، مجبور به ترک آنجا شده بودند.

بنیانیان هم در ابتدا به مقاله­ی نقد صدا و سیما در شماره­ی آخر دوره­ی قبل ماهنامه سوره اشاره کرد و گفت تیتر آن مقاله این بود " خانه از پای­بست ویران است..." به نظر شما این تیتر در مورد صدا و سیما به چه کسی بر میگردد؟! بچه ها هم گفتند این تیتر اصلا به آن کسی که شما منظورتان است بر نمی گردد!

شاید رئیس حوزه هنری گمان می کرد چون در دانشگاه امام صادق(ع) صحبت می کند با این سوال رگ غیرت بچه ها بیرون می‌زند اما وقتی واکنش بچه ها را دید صادقانه اصل ماجرا را بیان کرد و گفت به علت مراوداتی که حوزه هنری با سازمان صدا و سیما دارد نقدهای اینچنینی برای حوزه مشکل ساز می‌شود و برای مثال به جشنواره رویش اشاره کرد و گفت وقتی از سازمان می خواهیم فیلم های کوتاه این جشنواره را پخش کند مدیر سازمان مجله سوره را جلوی من میگذارد و من شرمنده می شوم.

در ادامه هم گفت که نمی‌شود هر نقدی را در مجله ای که متعلق به حوزه هنری که زیرمجموعه رهبری نظام است بیان کرد و این تفکر باعث شده یکی از مدیران حوزه هنری به من بگوید خداوکیلی دیگر از این تیپ آدم ها جذب نکنید و به دنبال آدم های میانه رو باشید! و بعد هم ادامه داد  که به علت ادامه­ی این روند در مجله سوره مجبور شدیم آن تیم را حذف کنیم. دست آخر هم به ماجراهای بعد از تعطیلی سوره اشاره کرد و گفت بعد از این ماجرا یک بی تقوایی هایی آنها انجام دادند و یک بی تقوایی هایی هم ما انجام دادیم که هنوز داریم تاوان آن را پس می دهیم.

این هم ماجرای نخستین سخنرانی کلاس ما بود. دوباره تأکید می‌کنم که آن‌چه که در این نوشتار محل توجه بنده است ملاحضات سیاست‌گذارانه است. همان‌طور که می‌بینیم چگونه محدودیت‌های درونی و بیرونی حاکم بر سازمان و روابط متقابل آن با سازمان‌های دیگر چارچوب‌هایی برای تصمیم‌سازی و سیاست‌گذاری آن فراهم می‌آورد. تصمیم‌ها و سیاست‌هایی که بعضاً هزینه‌های بسیاری در پی دارد. خداوند به همه‌ی ما تقوا عنایت کند.

نوشته شده توسط مهدی یوسفی در 13:39 | موضوع: سایر مطالب: معرفی منابع- تحلیل ها- خاطرات و ...
• لینک ثابت   • 

یکشنبه بیستم بهمن 1387

ورودي فلسفه ارتباطات؛ گامهاي شروع در فلسفه ارتباطات

اشاره

به حمدلله فرصتی حاصل شد که بتوانم برخی از یاددشات های سابقم را به اضافه برخی دیگر که تاکنون در وبلاگ منتشر نکرده بودم منظم کنم و تحت یک مقاله علمی با عنوان "ورودي فلسفه ارتباطات؛ گامهاي شروع در فلسفه ارتباطات" در آورم. متن کامل این مقاله نیز آماده است و به زودی منتشر می شود. در این قسمت علاقمندان حوزهخ دانشی فلسفه ارتباطات می توانند چکیده مقاله حاضر را که جزو معدود یادداشت هایی (فارسی و انگلیسی) است که به تبیین چارچوب های این حوزه دانشی نوپا پرداخته است مطالعه کنند. (البته این امری است که باید بعد از یک جستجوی مفصل در مورد صحت آن قضاوت کنید. در هر حال مانند همیشه منتظر نظرات و انتقاداتتان هستم.

چکیده

در اين نوشتار در ابتدا با تعريف "فلسفه ارتباطات" به عنوان حوزه اي از دانش گسترده­ي ارتباطات که به مطالعه­ي عقلاني ارتباطات بما هو ارتباطات مي­پردازد، به بررسي موضوع تعريف ارتباطات به عنوان يکي از مهم­ترين مسائل فلسفه ارتباطات پرداخته مي­شود. در ادامه با معرفي اصل ابزارانگاري تعريف، کليات مدلي منطقي- فلسفي معرفي مي­گردد. با اتکا به اين تحليل از تعريف ارتباطات، چارچوب نظري "فلسفه مضاف" مطرح شده و فلسفه ارتباطات به دو بخش "ارتباطات به عنوان يک امر" (فلسفه ارتباطات بسيط) و "ارتباطات به عنوان يک رشته دانشگاهي" (فلسفه ارتباطات مرکب) تقسيم مي­گردد. پس از طرح کلياتي در رابطه با اين دو بخش، دو رهيافت "شروع از فلسفه" و "شروع از ارتباطات" براي رسيدن به فلسفه ارتباطات معرفي مي­شود. در نهايت نيز برخي مراکز فعال در سطح جهاني در حوزه فلسفه ارتباطات معرفي گرديده و به برخي منابع مطرح در اين زمينه اشاره مي­گردد.

کلمات کليدي:

فلسفه ارتباطات (Philosophy of Communication)، تعريف ارتباطات (Definition of Communication)، روش­شناسي تعريف (Methodology of Definition)

نکته: با توجه به این که متن کامل مقاله مدتی بعد منتشر می شود، دوستانی که مایل به مطالعه متن کامل مقاله پیش از انتشار و اظهار نظر هستند لطفاْ ایمیل خود را برای بنده بفرستند تا متن کامل مقاله در اولین فرصت برایشان ارسال گردد

نوشته شده توسط مهدی یوسفی در 22:32 | موضوع: فلسفه رسانه و ارتباطات
• لینک ثابت   • 

پنجشنبه سوم بهمن 1387

ارتباطات به عنوان يك رشته در سطح جهاني

اشاره

در يادداشت‌هاي قبلي پيرامون مقاله‌ي "Communication As a Field and Discipline" اثر ربرت تي كريگ كه در دائره‌المعارف بين‌المللي ارتباطات منتشر شده است مباحثي را مطرح ساختيم. پس از انتشار شماره‌ي جديد نشريه‌ي دعوت، در اين يادداشت متن كامل ترجمه‌ي مقاله‌ي فوق‌الذكر در اختيار تمام علاقمندان قرار مي‌‌گيرد. در اين مقاله پس از بررسي تاريخچه‌ي شكل‌گيري رشته‌ي ارتباطات وضعيت آموزش و پژوهش ارتباطات در نقاط مختلف جهان از جمله آمريكا، اروپا و روسيه، آفريقا و خاورميانه، و آسيا و اقيانوسيه بررسي گرديده است. در انتها نيز دو انجمن برجسته‌ي ارتباطات جهان (ICAو IAMCR) به طور تطبیقی مورد بررسی واقع شده اند.

فايل PDF این ترجمه را از اينجا دانلود کنید.

در این مقاله آمده است:

رشته‌ي ارتباطات به لحاظ روش‌ها، نظريه‌ها، و موضوعات مطالعه بسيار چندگون است. اما با اين همه چه چيزي به اين رشته هويتي مستقل و مجزا مي‌دهد؟ چه چيزي اين همه حوزه‌هاي موضوعي و رويكردهاي به ظاهر متفاوت را ذيل يك رشته‌ي واحد قرار مي‌دهد؟ احتمالاً همانطور كه عنوان مطرح‌شده در دائره‌المعارف نشان مي‌دهد، وجه مشترك تأكيدات بر عنوان "ارتباطات" است. اما ماهيت اين تأكيد مشترك چيست؟ آيا ارتباطات صرفاً يك موضوع صوري است كه به شكلي بي‌ربط مجموعه‌اي از رشته‌ها و تخصص‌هاي غيرمرتبط ديگر را به هم مرتبط مي‌كند؟ آيا ارتباطات حقيقتاً يك رشته‌ي ميان‌رشته‌اي است با اين بيان كه پيشرفت در دانش تنها از طريق همكاري و هم‌افزايي نزديك ميان چندين رشته‌ي مجزا كه رشته‌ي ارتباطات را شكل مي‌دهند ممكن است؟ آيا رشته‌ي ارتباطات (با در نظرگرفتن چندگانگي مشهود در آن) حقيقتاً في نفسه موضوع يك حوزه‌ي فكري جدا مي باشد يا حداقل قابليت اين امر را دارد. آيا ممكن است هر كدام از اين بيان‌ها درباره رشته‌ي ارتباطات تحت شرايط خاصي درست ‌باشد؟

موضوعي كه در اين مقاله پيش رو داريم، شامل مباحثي درباره‌ي پيشينه‌ي رشته، سازمان‌ها و مباحث تخصصي، و وضعيت فعلي تحقيق و آموزش ارتباطات در مناطق مختلف جهان مي‌باشد. از آن‌جا كه پرسش از انسجام رشته‌اي ارتباطات داراي اهميت بسياري است، ابعاد نهادي و تخصصي رشته‌ي ارتباطات نيز به صورت خلاصه به مسائلي چون نظريه و روش‌شناسي نزديك است.‌

به متن كامل ترجمه در فايل PDF توجه فرماييد

 

نوشته شده توسط مهدی یوسفی در 14:52 | موضوع:
• لینک ثابت   • 

چهارشنبه پانزدهم آبان 1387

ارتباطات هنوز يک رشته نيست!

داشتم مقاله‌اي بسيار زيبا از رابرت کريگ (Robert T. Craig) (كريگ را كه از ياد نبرده‌ايد، همان كه با او گفتگوي تلفني داشته‌ام)با عنوان "نظريه ارتباطات به عنوان يک رشته" (Communication Theory as a Field) را مي‌خواندم. اين مقاله را به صورت متن کامل با ايميل از ايشان خواستم و ايشان برايم فرستادند. الحق کار کامل و جامعي انجام داده‌اند. در اين مقاله ارتباطات از منظر 7 مکتب مختلف مورد بررسي قرار گرفته است. ان شا الله تلاش دارم کمي که سرم خلوت شد اين مقاله 47 صفحه‌اي را ترجمه کنم.

اما فعلاً نکته‌اي جالب از اين مقاله. کريگ معتقد است که رشته‌اي به نام نظريه ارتباطات يا مسامحتاً ارتباطات هنوز شکل نگرفته است اما مي تواند شکل بگيرد و بايد شکل بگيرد. او با استناد به کتاب اندرسون با عنوان "نظريه ارتباطات: مباني معرفت‌شناسي" ((Communication theory: Epistemological foundations (که هر چي گشتم نتونستم اين کتاب رو پيدا کنم. شايد به نظر ما ايراني‌ها و جامعه ارتباطات ايران لازم نيست از اين کتاب ها بخوانيم. ما همون کتاب‌هاي دست چندم ارتباطات را بخوانيم برمون بسه. اين کتاب براي اون‌هايي لازم هست که مي‌خواهند علم توليد کنند. اي‌کاش ما حداقل ارتباطات را به معناي غربي کلمه خوب فهميد بوديم. اسلامي- ايراني! پيشکش. شايد اين مفاهيم را هرگز به کار نبريم خيلي بهتر باشد.) مي‌گويد که اندرسون پس از تحليل متن 7 کتاب اصلي در حوزه نظريه ارتباطات، 249 نظريه متمايز را مشخص مي‌‌سازد که از ميان آن‌ها 195 مورد تنها در يکي از اين 7 کتاب مطرح گرديده است. يعني فقط 22 درصد از اين نظريه‌ها در بيش از يکي از اين کتاب‌ها و فقط 18 تا از اين 249 نظريه‌ها يعني تنها 8 درصد در بيش از سه مورد از اين کتاب‌ها تکرار شده است

اگر نظريه‌ارتباطات واعاً يک رشته بود پيش‌بيني مي شد حداقل نصف اين کتاب‌هاي اصلي بر  چيزي بيش از 7 درصد توافق نظر داشته باشند.

خوب پس ما حواسمون رو جمع کنيم. هنوز ارتباطات انسجام لازم را پيدا نکرده است. اين مي‌تواند امتياز مهمي براي طرح مباحث جديد باشدو فرصت خوبي است. البته با اين رويکردي که ما در ايران داريم اين امر بيشتر يک تهديد است.

بگذريم. چکيده مقاله کریگ را در زير بخوانيد و منتظر ترجمه اين مقاله باشيد. البته با اين استقبال گرمي که از اين جنس مباحث مي‌گردد! طبعاً من انگيزه‌هاي  بسيار زيادي براي ترجمه اين مقاله دارم!!!!! چاره‌اي نيست ما بايد وظيفه خودمان را انجام دهيم.

 This essay reconstructs communication theory as a dialogical-dialectical field according to two principles: the constitutive model of communication as a metamodel and theory as metadiscursive practice. The essay argues that all communication theories are mutually relevan when addressed to a practical lifeworld in which “communication” is already a richly meaningful term. Each tradition of communication theory derives from and appeals rhetorically to certain commonplace beliefs about communication while challenging other beliefs. The complementarities and tensions among traditions generate a theoretical metadiscourse that intersects with and potentially informs the ongoing practical metadiscourse in society. In a tentative scheme of the field, rhetorical, semiotic, phenomenological, cybernetic, sociopsychological, sociocultural, and critical traditions of communication theory are distinguished by characteristic ways of defining communication and problems of communication, metadiscursive vocabularies, and metadiscursive commonplaces that they appeal to and challenge. Topoi for argumentation across traditions are suggested and implications for theoretical work and disciplinary practice in the field are considered.

لازم به ذكر است كه چارچوب نظري ارائه شده در اين مقاله كه در سال 1999 منتشر گرديده است در كتاب‌هاي معروف و پيشرو نظريه ارتباطات از جمله كتاب معروف گريفين با عنوان “A first look at communication theory” كه دكتر آذري در حال ترجمه آن است، پذيرفته شده است.

همچنين كريگ اين مقاله خود را مبناي كتاب جديد خود با عنوان "Theorizing Communication" قرار داده است و در آنجا تلاش كرده است كه خوانش‌ها و متوني از بزرگان هر يك از اين سنت‌ها ارائه دهد.

مفهوم سنت در نگاه كريگ اشاره به شيوه‌هاي استقرار يافته و روشنفكرانه تفكر و صحبت در مورد يك موضوع علمي خاص دارد.

نوشته شده توسط مهدی یوسفی در 15:47 | موضوع: فلسفه رسانه و ارتباطات
• لینک ثابت   • 

پنجشنبه یازدهم مهر 1387

پديده مولاناستيزي فرانو (آشنا رودرروي مولانا)

اين بار نيز ماجراي حسام‌الدين و مولانا را روايت مي‌كنم."حسام‌الدين در دوره جواني شيفته مولانا شد و در جلسات وي حاضر مي‌شده و تقريرات وي را مضبوط مي‌داشت. او تا پايان عمر ارادت خود را به مولانا كامل داشت"[1]. اين خاطره‌اي است كه عامه از ماجراي حسام‌الدين و مولانا در ذهن دارند اما دو صد حيف كه شوريدن اخير حسام‌الديني ديگر بر مولانايي ديگر خاطره شيرين حسام‌اليدن چلبي و مولاني رومي را اينگونه خراب كرد.

ماجرا از كجا آغاز شد؟

29 مرداد 87 به يكباره تلويزيون جمهوري اسلامي ايران اعلام مي‌كند كه حميد مولانا-فردي كه براي سياسي‌ها و دانشگاهي‌ها ايران شخصيتي كاملاً شناخته شده بود- مشاور احمدي‌ن‍ژاد شده است. در حالي كه بنا به گزارش سايت‌هاي خارجي[2] اين محافظه‌كاران (Conservatives) ايران هستند – روزنامه كيهان به عنوان نماد محافظه‌كاري در ايران و يكي از رسانه‌هاي اصلي محافظه‌كاران ايران شناخته مي‌شود[3]- كه به اين انتصاب متعرض هستند اما واقعيت چيز ديگري است. نخستين واكنش را سايت تابناك – بازتاب سابق- انجام مي‌دهد و در يادداشتي از انتصاب يك تحصيل‌كرده آمريكا (US educated scholar) و شهروند امريكا (US Citizen) به سمت مشاورت احمدي‌نژاد تعجب مي‌كند.[4] ساير رسانه‌هاي منتسب به جريان اصلاح‌طلب يا دوم خرداد با اشاره مختصري به اين مسأله از كنار آن مي‌گذرند. رويه سياسي سايت تابناك و ساير يادداشت‌ها و مقالات جهت‌دار آن در مخالفت با دولت نيز براي اهل سياست امري روشن است. [5]سياسيون نيز واكنش تابناك را در همين چارچوب تفسير كردند و در همين اندازه به آن اهميت دادند.[6]

 نكته جالب توجه در اين زمينه عدم واكنش رسانه هاي منتسب به اصولگرايان بود. اگر روايت رسانه‌هاي معترض را جدي بگيريم مي‌بايست اين كيهان، رجانيوز، بسيج دانشجويي دانشگاه امام صادق(ع)، علي مطهري و... باشند كه به خاطر اين انتصاب متعرض رئيس جمهور شوند.

فضاي سياسي زمان اين انتساب نيز بسيار مناسب چنين واكنشي بود. روزنامه كيهان به دنبال ماجراي كرسنت سخت با وزير احمدي‌ن‍ژاد درگير بود[7]، نمايندگان از عدم واكنش احمدي نژاد به درخواست هايشان پيرامون مشايي ناراحت بوده[8] بسيج دانشجويي دانشگاه امام صادق (ع) نيز چندي پيش انتقادات تندي را متوجه دولت ساخته بود [9] .......

رسانه هاي مختلف با توجه يه ميزان ارزش خبري اين خبر و رويه سياسي خود به اين انتصاب واكنش نشان داده بودند و ماجرا رو به اتمام بود كه دكتر/حجه‌الاسلام آشنا- معاونت پژوهشي سابق دانشگاه امام صادق (ع) و مدير گروه فرهنگ و ارتباطات دانشكده فرهنگ و ارتباطات دانشگاه امام صادق (ع) - با يادداشت‌هاي خود در فضاي سايبر شوري ديگر به پا كرد و رسانه هاي مختلف را به كنش و واكنش واداشت.[10]

متن کامل را در ادامه مطلب بخوانید...


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مهدی یوسفی در 18:25 | موضوع:
• لینک ثابت   • 

یکشنبه سی و یکم شهریور 1387

برگزاری نخستین دوره علمی- پژوهشی پیرامون مبانی فرهنگ و ارتباطات

پنجم تا دهم مرداد ماه امسال فرصت درخشانی برای ما بود تا نخستین دوره علمی، پژوهشی پیرامون مبانی فرهنگ و ارتباطات را برگزار کنیم. این دوره از جهات مختلف با اهمیت می باشد. سخنرانی های ارائه شده در این همایش در حال پیاده سازی و ویرایش می باشد و به زودی در قالبی مناسب ارائه خواهد. منتظر گزارش تفصیلی دعوت باشید و فعلاً بخوانید مصاحبه زیر با بنده در مورد دعوت را که فعلاً منتشر شده است:

1-     طرح دعوت ابتکارِ که بود؟ و چه کسی یا کسانی آن را برگزار کردند؟

پیشینه برگزاری هفته دعوت به 4 سال پیش برمی گردد. یعنی زمانی که ما (دانشجویان ورودی 83) وارد دانشگاه امام صادق و رشته معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات شدیم. گروهی از دانشجویان با علایق مختلف و از فرهنگ ها و شهرهای مختلف. اما بعد از گذشت مدت زمان کوتاهی متوجه دغدغه هایی مشترک شدیم که می توانستیم آن ها را در رشته فرهنگ و ارتباطات پیگیری کنیم. همین دغدغه ها باعث می گردید که جلسات بسیار زیادی داشته باشیم و درباره اقداماتی که می توانیم در راستای اهدافمان انجام دهیم بسیار صحبت و همکری داشته باشیم.

اختلاف نظرها بینمان بسیار بود اما در اهداف کاملاً مشترک بودیم. علاوه بر اشتراک در هدف در فعالیت بسیار زیاد نیز مشترک بودیم و جمع مذکور علاوه بر این که به لحاظ علمی و پژوهشی بسیار پرکار بودند در سایر نهادهای دانشگاه از جمله بسیج و دفتر اعزام مبلغ و همچنین برخی نهادهای بیرون دانشگاه فعال بودند. مهمترین نقطه ضعف جمع مذکور در عدم شکل دهی کارهای تیمی و گروهی بود.

بالاخره دوست عزیزم آقای محسن بدره و اینجانب توانستیم در سال تحصیلی گذشته نوعی همکاری علمی را شکل دهیم و در مورد برخی حوزه های بنیادین فرهنگ و ارتباطات به پژوهش و تأمل و تفکر بپردازیم. البته منظرها و رویکردهای ما متفاوت بود منتها در موضوعات و اهمیت آن ها کاملاً اشتراک نظر وجود داشت. این فرایند علمی همراه بود با برقراری ارتباط و گفتگو با اساتید ارتباطات در داخل و خارج از ایران که این قسمت بیشتر بر عهده بنده بود. سلسله تلاش های علمی صورت گرفته دستاوردهای درخشانی داشت به گونه ای که ما هم در حوزه های پژوهشی دستاوردهای خوبی داشتیم و هم توانستیم به جمع بندی نسبتاً جامعی از فضای علمی حاکم بر جامعه ارتباطات ایران برسیم. البته در این مسیر سایر دوستان نیز کمک و همکاری داشته اند.

عوامل دیگری نیز وجود داشت که ما را در برگزاری این دوره علمی و پژوهشی مصمم کرد. از جمله ارتباط های علمی گسترده ای بود که با دانشجویان ورودی های بعدی داشتیم. در این زمینه هر دو رویکرد فعالانه و انفعالی را داشتیم. یعنی هم مراجعه از سوی خود دانشجویان را داشتیم و هم ما بنا به اهداف و دغدغه هایی که داشتیم سراغ این دانشجویان می رفتیم و با آن ها گفتگو و صحبت داشتیم. این امر ما را ترغیب می کرد که با طراحی برنامه ای بتوانیم اولاً در فضایی آرام و به دور از دغدغه های ترم های تحصیلی و ثانیاً به صوری منسجم و با حضور همه دانشجویان بتوانیم در مورد فعالیت های علمی خود در حوزه فرهنگ و ارتباطات همفکری و گفتگو نماییم.

تا این که در یکی از این جلساتی که در واپسین روزهای سال تحصیلی و در حالی که سایر دانشجویان مشغول مطالعه برای امتحان بودند، پیشنهادی مطرح گردید که منجر به برگزاری هفته دعوت شد. در آن جلسه مسئول واحد پژوهش و نشر بسیج دانشجویی دانشگاه نیز حضور داشت و با طرح برنامه های بسیج برای سال آینده که موضوع تولید علم و بومی سازی دانش جزو اولویت های آن بود از ما درخواست کرد تا برای تابستان امسال نیز برنامه ای بریزیم.

در نهایت پس از طرح پیشنهادهای مختلف و بررسی و ارزیابی آن ها در مورد کلیات برگزاری دوره ای علمی و پژوهشی در تابسان امسال و برای دانشجویان رشته معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات به توافق رسیدیم و بسیج دانشجویی حمایت کامل خود را از طرح اولیه ما اعلام کرد.

زمان بسیار کمی در اختیار ما بود و مشکلات و محدودیت ها بسیار زیاد بود. بنا به دلایلی و علیرغم پیگیری های ما حمایت و کمک اساتید دانشکده همراه ما نشد اما ما بسیار مصمم بودیم که حتی اگر با هزینه شخصی خودمان باشد این دوره را برگزار کنیم. از آنجا که در طول سال گذشته به مبانی و چارچوب های نسبتاً محکمی دست یافته بودیم به لحاظ مبانی نظری و چارچوب های طرح دستمان کاملاً پر بود. بنابراین توانستیم با نوشتن یک طرح پژوهشی مفصل و دقیق حمایت معاونت پژوهشی دانشگاه را نیز کسب کنیم.

بنابراین آقای محسن بدره و اینجانب با حمایت بسیج دانشجویی و معاونت پژوهشی دانشگاه تمام توان خود را برای اجرای هر چه بهتر این طرح به کار گرفتیم. حمایت و همفکری دوست عزیزمان آقای مجتبی احمدی که دبیر انجمن علمی نیز بود  در این زمینه بسیار موثر بود. البته سایر هم رشته ای ها و بچه های بسیج به خصوص آقای محسنی باغ سنگانی که مسئول واحد پژوهش و نشر بسیج بود بسیار کمک و همکاری داشت. سایر کارها و به خصوص امور مربوط به برگزاری دوره تماماً توسط خود دانشجویان انجام گرفت از کارهای تدارکات گرفته فیلم برداری و پیاده سازی سخنرانی ها و تا برنامه ریزی ها و هماهنگی حضور اساتید و از این لحاظ هفته دعوت در نوع خود بی نظیر است و می تواند الگوی خوبی برای سایر دانشجویان و سایر رشته ها باشد.

 2-     دعوت به چه معناست و چرا «هفتۀ دعوت»؟

محتوای این دوره مباحثی درباره "مبانی فرهنگ و ارتباطات" با رویکرد و تأکیدی اسلامی بود. برای برگزاری این دوره دنبال اسم مناسبی بودیم. چند تا اسم مطرح گردید که دارای ویژگی هایی چون کوتاه بودن، زیبا بودن و حاکویت از محتوای دوره نبود. در نهایت تصمیم گرفتیم تفألی به قرآن بزنیم. نتیجه برایمان عجیب بود. آیه 14 سوره رعد : "له دعوۀ الحق". خوب مفهوم دعوت برایمان کاملاً آشنا بود. نشریه دانشجویی ما با عنوان "دعوت" منتشر می شد و یکی از دوستانمان به نام آقای سید علی غمامی در تبیین این مقهوم قرآنی تلاش های زیادی کرده است.

مفهوم دعوت از جمله مفاهیم قرآنی است که تمام مبانی آن و متعلقات آن در قرآن بیان شده است. یعنی هم به نوعی اشاره به مباحث حوزه ارتباطات است و مفهومی است که در مقابل مفهوم پروپاگاندا قرار می گیرد و همچنین نوعی رویکرد و دغدغه فرهنگی در ارتباطات را نشان می دهد و هم برتر و بالاتر از همه این که مفهومی بومی و قرآنی است. بنابراین تمام ویژگی های مد نظر ما را داشت.

معنا و مفهوم دعوت نیز بحث مفصلی می طلبد که می توانید به سخنرانی دوست عزیزمان آقای غمامی در هفته دعوت مراجعه کنید.

3-     هدف از برگزاری هفتۀ دعوت چه بود؟ و از طرح دعوت چه دستاوردهایی را انتظار داشتید؟

هدف گذاری های چندگانه ای داشتیم. که می توان آن ها را در دو دسته خلاصه کرد. نخستین دسته از اهدافمان مربوط به وضعیت دانشجویان رشته معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات دانشگاه امام صادق می شد. چهار سال تحصیل در این رشته و ارتباطات گسترده با ورودی های مختلف دانشجویان این رشته در دانشگاه ما را به جمع بندی های خوبی نسبت به نقاط ضعف رشته و نیز آسیب شناسی وضعیت علمی دانشجویان (از جمله خودمان) رسانده بود.

همانطور که می دانید رشته ی ما رشته ای کاملاً جدید و با پیشینه کمی است. پس از تلاش ارزشمندی که اساتیدمان در دانشکده در راه اندازی این رشته در دانشگاه داشتند هیچ اقدام قابل توجه دیگری برای شناسایی نقاط ضعف ها و رفع آن ها صورت نگرفته بود. ما معتقد بودیم که بعد از 5 دوره پذیرش دانشجو اکنون نیاز یه نوعی بازنگری در دروس و برنامه های این رشته بود.

بررسی برنامه درسی این رشته و نیز وضعیت دانشجویان به روشنی نشان می داد که مجموعه مباحثی بسیار مهم وجود دارد که بنابه دلایلی دانشجویان این رشته هیچ وقت با آن ها مواجه نمی شوند یا آن طور که باید به آنها نمی پردازند. بنابراین ما تلاش داشتیم در هفته دعوت نوعی مدخل و ورودی برای این مباحث فراهم بکنیم تا در برنامه های بعدی خود بتوانیم به طور تفصیلی به آن ها بپردازیم.

نکته دیگر در مورد دانشجویان ایجاد انگیزه و فراهم ساختن فرصت هایی برای انجام پژوهش های تیمی، معرفی حوزه هایی برای پژوهش و اندیشیدن بود. با توجه به جدید بودن رشته دانشجویان در عمل و در حوزه پژوهش با مشکلاتی بسیار جدی مواجه بودند و شور و نشاط علمی لازم برای پژوهش را نداشتند. طبیعی است که برگزاری یک دوره علمی و پژوهشی مخصوصاً اگر توآم با ابتکاراتی چون جلسات شبانه و غیر رسمی باشد در این زمینه می تواند بسیار موثر باشد.

دسته دیگر اهدافمان مربوط به پیشبرد حوزه دانشی فرهنگ و ارتباطات و به خصوص با رویکردی اسلامی بود. در این زمینه تأکید اولیه ما بر مباحث مبانی بود که به اعتقاد ما دارای اهمیت بسیار زیادی بوده و بسیار مغفول واقع شده است.

تلاش داشتیم تا در برگزاری هفته دعوت با توجه به محدودیت های بسیار زیادی که با آن مواجه بودیم مجموعه ای از اهداف فوق را مد نظر داشته باشیم.

برگزاری چنین برنامه ای می تواند دستاوردهای بسیار درخشانی داشته باشد. به گونه ای که هم دانشجویان این رشته یک گام به جلو خواهند رفت و هم مباحث نظری این حوزه.

4-     به نظر شما مباحثی که در این هفته مطرح گردید، چه تأثیری می تواند بر روند آموزش و پژوهش ارتباطات در ایران داشته باشد؟

هفته ی دعوت در واقع دعوت به خوب فهمیدن ارتباطات و تلاش برای تولید علم بومی ارتباطات است. البته هفته دعوت تنها یک حلقه از مجموعه برنامه هایی است که مد نظر برگزار کنندگان می باشد.

همانگونه که مطرح گردید یک دسته از اهدافمان مربوط به حوزه مباحث نظری فرهنگ و ارتباطات بود که در این زمینه دستاوردهای بسیار مهم و راهگشایی داشتیم. 

هر حوزه دانشی مبتنی بر یک سری مباحث و مفاهیم بنیادین است که بدون فهم آن ها نظریه پردازی در آن علم صورت نمی گیرد و این مشکل اساسی ارتباطات در ایران است. در حالی که عمده مباحث ارتباطات در ایران تنها در برخی مباحث در حوزه رسانه و جامعه اصلاعاتی و مباحث اینچنینی خلاصه می شود اما حوزه هایی از ارتباطات وجود دارد که دارای اهمیت بسیاری بوده و علاوه بر این با فرهنگ اسلامی و ایرانی ما سازگارتر است. یکی از این مباحث "فلسفه ارتباطات" است که در معنای دقیق کلمه در ایران وجود ندارد. این حوزه حتی در خود آمریکا نیز جدید بوده و بیش از 15 سال سابقه ندارد و به اعتقاد بنده جزو حوزه هایی است که ما می توانیم در آن مرجعیت علمی داشته باشیم. خود حوزه فرهنگ و ارتباطات به صورت کلی نیز در ایران مغفول است. حتی در دانشکده ما نیز کار علمی قابل توجهی در این زمینه صورت نگرفته است. مثال دیگر موضوع "روش شناسی فرهنگ و ارتباطات" است که کاملاً بحث جدیدی است. اگر یک بررسی اجمالی فرمایید تأیید خواهید کرد که در مورد "روش شناسی مطالعات میان رشته ای" کار درخوری صورت نگرفته است. سایر مباحث نیز عمدتاً جزو مباحثی بود که در ایران بسیار کم به آن ها پرداخته شده است. این در حالی است که این موضوعات دارای اهمیتی بسیار زیاد می باشد.

ما در جریان هفته دعوت تلاش داشتیم تا در یک حرکت علمی منسجم به این جنس مباحث بپردازیم و از این حیث هفته دعوت را می توان نخستین تلاش علمی منسجم در زمینه تبیین مبانی فرهنگ و ارتباطات دانست. بسیاری از مباحث ما حتی در سطح جهانی نیز بحث هایی نو و مفید بود و به اعتقاد بنده هفته دعوت به خصوص اگر استمرا یابد می تواند نوعی نگاه جدید به ارتباطات را تبیین نماید که نه تنها موجب تحول این علم در ایران می گردد بلکه در سطح جهانی نیز می تواند مکتب جدیدی در ارتباطات را شکل دهد.

 5-     نقش هفتۀ دعوت و به طور کلی هفته های دعوت در بومی سازیِ علوم ارتباطات، رسانه ها و فرهنگ را چگونه ارزیابی می کنید؟

متأسفانه موضوع بومی سازی در ایران هیچ وقت جدی گرفته نشده است و تلاش ها برای بومی سازی همیشه با تمسخر و تحقیر همراه بوده است و نمی توان نشانه های بدی که این واقعیت از وضعیت کلی اساتید و دانشجویان ارتباطات نشان می دهد را منکر شد. اما در عین حال تلاش ها برای بومی سازی نیز مشکلاتی داشته است که در این امر بی تأثیر نبوده است.

اما جالب است بدانید که موضوع بومی سازی در خارج از ایران کاملاً حل شده است. مقالات بسیار زیادی در مورد ماهیت اروپایی-آمریکایی ارتباطات نوشته شده است و تلاش های ارزشمندی در مورد شکل دهی منظر آسیایی و شرقی به ارتباطات انجام یافته است. اخیراً ویژه نامه ای را مطالعه می کردم که مرکز مطالعات رسانه های چین آن را منتشر کرده بود و به موضوع رویکرد آسیایی در ارتباطات پرداخته بود. اساساً اگر ما از منظری جهانی به ارتباطات نگاه کنیم می بینیم که ارتباطات حوزه های بسیار مختلف و گسترده ای را شامل می شود که در کشورهای مختلف بنا به نیازها و بوم خاصی که علم در آن واقع شده است به جنبه های خاصی از آن پرداخته شده است و هر کشور علوم ارتباطات خاص خودش را دارد. البته اشتراک هایی نیز با هم دارند. بنابراین حتی اگر ما دغدغه اسلامی نیز نداشته باشیم با ملاحظه مباحث فرهنگی نیز باید بگوییم که ما به ارتباطات ایرانی نیاز داریم و هیچ راه گریزی از آن نیست.

در چنین فضایی ما با مشکلات زیادی برای بومی سازی علم ارتباطات در ایران مواجه ایم.خودباختگی و غرب زدگی آشکاری بر پیکره جامعه علمی ما حاکم است و ما افراد معدودی داریم که به طرح مباحث بومی در ارتباطات آن هم به شکل علمی پرداخته اند و ما در جریان هفته دعوت تلاش داشتیم از تمام افرادی که در این زمینه فعالیت داشته اند دعوت به عمل آوریم. هفته دعوت در زمینه سازی برای ورود به این مباحث و همچنین تشویق دانشجویان برای پرداختن به این موضوعات بسیار موثر بوده است. البته کار اصلی در این زمینه بر عهده برنامه های بعدی ما خواهد بود.

نکته دیگری که در مورد موضوع بومی سازی بسیار دارای اهمیت است، جایگاه مباحث بنیادین هر حوزه دانشی است. اگر ما می خواهیم ارتباطات را بومی کنیم، نخست باید خود ارتباطات را خوب بفهمیم و برای فهم ارتباطات، مبانی و فلسفه ارتباطات دارای اولویت اول می باشد که همانگونه که مطرح شد تأکید اولیه هفته دعوت بوده است

6-     آیا نخستین هفتۀ دعوت توانست به تمام اهداف و برنامه هایش دست یابد؟

همانگونه که مطرح گردید ما با محدودیت های بسیاری مواجه بودیم. همین محدودیت ها باعث گردید که نتوانیم به تمام اهدافمان برسیم. اما علیرغم این محدودیت ها هفته دعوت در کلاس و سطح بسیار بالایی برگزار شد. به گونه ای که ما هم حضور اساتید برجسته فرهنگ و ارتباطات ایران را داشتیم و هم استقبال گرم دانشجویان رشته. به طور کلی می توان اینگونه جمع بندی کرد که با عنایات خداوند متعال و با توجه به نیت خالصانه ای که برگزارکنندگان دوره داشتند، بسیار بیشتر از آن چیزی بود که خودمان یشبینی می کردیم.

یکی از این محدودیت ها دانشجو بودن ما بود. همانگونه که مطرح گردید این دوره تماماً توسط دانشجویان طراحی و برگزاری گردید اما ما با توجه به ارتباطاتی که با اساتید برقرار کرده بودیم و نیز با توجه به اعتمادی که معاونت پژوهشی و بسیج دانشجویی به ما داشت توانستیم بر این محدودیت غلبه کنیم. جالب است بدانید که در ایام برگزاری هفته دعوت برنامه های مشابهی نیز در دانشکده های مدیریت و اقتصاد دانشگاه نیز برگزار می شد که با بودجه هایی بسیار بالاتر و توسط اساتید دانشکده های فوق برگزار می شد. یعنی مشابه برنامه ما را خود دانشکده ها آن هم با بودجه هایی بسیار بالاتر برگزار می کرد. جالب تر این که یک تیم ارزیابی مجرب توسط بسیج دانشجویی که در هر سه مورد از برنامه ها مشارکت داشت به صورت روزانه برنامه های ما را مورد ارزیابی قرار می دادند و به اعتقاد آن ها برنامه ما در میان سه برنامه موفق ترین برنامه بود. طراحی چندگانه اهداف و اجرای مشارکتی برنامه جزو ابتکاراتی بود که منجر به موفقیت برنامه ما گردید.

هیچ کس از یک جمع دانشجویی انتظار برگزاری چنین دوره ای آن هم در این سطح و این ابعاد را نداشت اما فقط و فقط با توکل بر خدا توانستیم این طرح را برگزار کنیم.

بررسی دقیق دستاوردهای هفته دعوت در گزارش تفصیلی خواهد آمد اما اجمالاً این که ما در هر دو حوزه اهدفمان موفق بوده ایم. درحوزه اول، استقبال دانشجویان رشته از این مباحث، برگزاری موفق جلسات شبانه و مباحثی که در حاشیه سخنرانی ها و جلسات مطرح می گردید پاسخ هایی برای برخی سوالات آن ها فراهم کرده و ایده هایی برای پژوهش و مطالعه و انگیزه ای قوی برای حرکت در آن ها به وجود آورده بود. به گونه ای که تا حدود یک ماه بعد از برگزاری هفته دعوت، تنها دانشجویان رشته فرهنگ و ارتباطات بودند که در اقامتگاه تابستانی بودند و به مطالعه و پژوهش مشغول بودند.

در حوزه مباحث نظری نیز دستاوردهای قابل توجهی داشتیم. و در این زمینه سخنرانی پروفسور مولانا، دکتر محسنیان راد و دکتر پاکتچی بسیار شاخص بودند.

7-     در آسیب شناسیِ هفتۀ دعوت، چه مؤلفه هایی را مانع تحقق اهداف طرح شناسایی کرده اید؟

محدودیتهایی وجود داشت که توانستیم برآن غلبه کنیم اما مولفه هایی وجود دارد که در تحقق اهداف درازمدت ما را بامشکل مواجه  سازد

متأسفانه در دانشگاه های ما شور و نشاط علمی لازم وجود ندارد. هر چند وضعیت ما به عنوان دانشگاه امام صادق در این زمینه خیلی بهتر است اما باز هم حرکت علمی قابل توجهی دیده نمی شود. مباحثی که ما به آن ها پرداختیم می توانست 4 سال پیش نیز مطرح شود. در واقع به اعتقاد بنده ما در هر ماه باید یک حرکت علمی مانند هفته دعوت داشته باشیم اما اینگونه نیست.

با توجه به محدودیت ها و مشکلات بسیار زیادی که در زمینه تولید علم در ایران با آنها مواجه هستیم، حرکت در مسیر تولید علم نوعی حرکت جهادی می طلبد. حرکت جهادی یک مفهوم خاصی است که چند سالی است در دانشگاه ما و برخی دیگر از دانشگاه ها برای رفع محرومیت از مناطق محروم کشور شروع شده است. این حرکت ها دارای چند ویژگی است که آن ها را بسیار ممتاز می سازد. در این حرکت ها دانشجویان برای خدا کار می کنند و کسی به آن ها بابت کاری که می کنند حق الزحمه نمی دهد. آن ها صبح تا سب تمام توان خود را به کار می گیرند تا محرومیت را بزدایند. در عرصه علمی نیز باید چنین فضایی حاکم باشد.

هر چند دانشجویان و اساتید نیز از جهتی ذیحق هستند اما واقعیت موجود این است که دروس خیلی جدی گرفته نمی شود. سطح علمی دروس خیلی پایین است. منابع بسیار قدیمی و ضعیف هستند. اساتید بسیار سرشان شلوغ است و عملاً فرصت نمی کنند به فعالیت های علمی جدی بپردازند. معدود فعالیت های علمی نیز که انجام می پذیرد عمدتاً دور چند موضوع تکراری می چرخد و عمق لازم را ندارد.

 

8-     آیا هفته های دعوت دیگری نیز در راه هست؟

با توجه به فضایی که بعد از برگزاری هفته دعوت حاکم شده است، پتانسیل بسیار بالایی برای اجرای برنامه های مشابه وجود دارد. هفته دعوت تنا یک مدخل و ورودی بود و بنای برگزارکنندگان بر استمرار این حرکت علمی می باشد. در برنامه های بعدی بیشتر تلاش داریم تا بر یک موضوع علمی خاص متمرکز شویم و بتوانیم با همفکری اساتید و کمک دانشجویان گام دیگری در این مسیر برداریم.

هم اکنون ایده هایی مطرح گردیده است که در حال بررسی آن ها هستیم. از جمله پیشنهادات برگزاری همایشی با عنوان "مرجعیت علمی دانشکده فرهنگ و ارتباطات" و همایش دیگری در رابطه با "فلسفه ارتباطات" می باشد. در کنار این همایش ها، فعالیت ها و طرح های پژوهشی دانشجویان در حوزه هایی کاملاً نو و بنیادین با قوت تمام در حال انجام است. برگزاری دوره های آموزشی در موضوعات فوق الذکر و نیز برگزاری "کرسی نظریه پردازی فرهنگ و ارتباطات اسلامی" جزو برنامه های آتی ما می باشد.

9-     آیا در اجرای طرحهای بعدی، مشارکت با دیگر مراکز علمی، آموزشی و پژوهشی پیش بینی شده است؟

حتماً همینگونه است. ما در تلاشیم که از حداکثر توان موجود بهره بگیریم و قوی ترین کارهای ممکن را ارائه دهیم. محتوای تولید شده در هفته دعوت می تواند برای بسیاری از مراکز پژوهشی و آموزشی قابل توجه و مهم باشد.

هر چند مراکز محدودی هستند که به موضوعات اینچنینی علاقمندند اما با این حال علاقه و گرایش ما به همکاری و همفکری است

نوشته شده توسط مهدی یوسفی در 17:38 | موضوع:
• لینک ثابت   • 

جمعه بیست و دوم شهریور 1387

یک انتقاد و عذرخواهی رئیس سابق ICA از جامعه ارتباطات ایران

به مناسبت برگزاری هفته دعوت یکی از مقالات آقای کریگ را ترجمه کردم. انتقاد کوتاهی از این مقاله کردم و برای نویسنده آن فرستادم. نویسنده با روی گشاده این انتقاد را پذیرفته و قول داد تا در فرصت های بعدی آن را جبران کند. یاد بگیریم اخلاق برخورد با انتقاد را! بخوانید اصل ماجرا را:

با تلاش دانشجویان رشته فرهنگ و ارتباطات دانشگاه امام صادق (ع)، نخستین دوره علمی پژوهشی پیرامون مبانی فرهنگ و ارتباطات با حضور اساتید و صاحب نظران برجسته مرداد ماه امسال در دانشگاه امام صادق (ع) برگزار شد. این دوره دستاوردهای نظری و پژوهشی بسیار مهم و ارزشمنی داشته است که در یک گزارش تفصیلی به آن خواهم پرداخت. اما الغرض این که برای یکی از جلسات هفته دعوت نیاز بود تا یکی از مقالات کریگ را ترجمه کنم.

عنوان این مقاله " Communication As a Field and Discipline" می باشد که در دائره المعارف بین المللی ارتباطات چاپ شده بود. در این مقاله پس از مقدمه کوتاهی پیرامون شکل گیری رشته ارتباطات، آموزش و پژوهش رشته ارتباطات در سطح جهانی مورد بررسی قرار گرفته بود و در نهایت انجمن های بین المللی ارتباطات مورد بررسی قرار گرفته بود. مقاله فوق ترجمه گردید و در اختیار شرکت کنندگان هفته دعوت قرار گرفت اما این مقاله فعلاً منتشر نشده است.

این مقاله مقاله ای بسیار مفید بود اما از منظر من ایرادی به آن وارد بود. در این مقاله که مدعی بود وضعیت رشته ارتباطات را در سطح جهانی مورد بررسی قرار می دهد، هیچ نامی از ایران برده نشده بود. این مسأله از یک جهت کم کاری ما را نشان می دهد اما در هر حال این انتقاد وارد است که چرا در جایی که نام کشورهای آفریقایی برده شده است، هیچ نامی از ایران آورده نشده است.

بنابراین در قسمتی از ترجمه مقاله انتقادی را به صورت زیر مطرح کردم:

متأسفانه نگارنده هیچ اشاره ای به وجود رشته ارتباطات در ایران نکرده است. هم اکنون چندین دانشگاه در ایران برنامه های آموزشی ارتباطات در سطوح و گرایشات مختلف را ارائه می دهند و نیز برنامه ها و طرح های پژوهشی گسترده ای نیز در این زمینه انجام می گیرد. ضمن این که عدم ذکر نام ایران از سویی می تواند سوگیرانه باشد، از سویدیگر این امر تلاش بسیار محققان، اساتید و نظریه پردازان داخلی را می طلبد که در معرفی وضعیت رشته ارتباطات در ایران در سطح بین المللی تلاش بیشتری نمایند.

در ادامه برای پیگیری انتقاد فوق دو کار را انجام دادم. نخست این که انتقاد فوق را برای آقای کریگ فرستادم. ابتدا تحلیلی از مقاله وی و بعد طرح انتقاد خودم. فرصتی برای بررسی و ترجمه دقیق و سلیس نبود، بنابراین بلافاصله پشت کامپیوتر عبارات زیر را تایپ کردم(بنابراین روشن است که ممکن است دارای غلط هایی باشد):

It is very useful for any students in the broad field of communication. Again the main question is:

"Is communication actually (despite its apparent fragmentation), or at least potentially, the object of a distinct intellectual discipline in its own right?"

Of course now Communication so distinctive because it is so general. This state is not suitable state for an academic field.

However, I want to criticize the article. I believe that thinking critically is some thing vital for any student.

Under one of the titles (I mean "Communication Research and Education Around the Globe") you have explored the status of the field in the globe. In regarding to some aspects, your survey is complete and include countries of The Americas, Europe and Russia, Africa and the Middle East and Asia and the Pacific. It is very good. But it is very surprising for me that there isn’t any name of Iran in this article. I refer to map and found that Iran is  in the globe and in the middle east. Then refer to Iran universities and found that about 10 universities in Iran have the field. The history of the field in Some of them is near 50 years. So if the title is "Communication Research and Education" with emphasizing on the term of "globe" I should find the name of Iran in the Article.

You mention the name of Arab countries, India , Pakistan even some African countries but…!

However as I said, about 10 universities in Iran have the field. Some Iranian scholars like Mowlana, Yahya Kamalipour,Majid Tehranian,Mehdi semati in the US are relatively famous in communication. Iranian scholars contributes is local and international associations especially AIMCR. In Iran especially our university we work on some new and fundamental subjects like "philosophy of communication" and "Culture and communication" in addition to practical subjects and it is rare in the globe. There are so many research centers about communication and media in Iran and …. So I think that mentioning the name of Iran in the Article is not something inappropriate.

مدتی منتظر ماندم تا آقای کریگ جواب دهد. اما پاسخ به این انتقاد خیلی طولانی شد و مجبور شدم با موبایل آقای کریگ تماس بگیرم. ساعت 11 شب بود که زنگ زدم که در آمرکا می شد حدودهای عصر. بر عکس آن چیزی که فکر می کنید مکالمه تلفنی با آمریکا خیلی گران نمی شود. با خط ایرانسل می شود دقیقه ای 200 تومان. ضمناً این که شماره اکثر استادهای برجسته ارتباطات را در اینترنت پیدا کرده و با آن ها صحبت کنید. در واقع باید بگویم که صحبت با اساتید خارجی در این موارد راحت تر از اساتید ایرانی است. اولاً این که شماره آن ها خیلی راحت گیر می آید (برعکس استادهای ایرانی). ثانیاً وقتی به آن ها زنگ می زنی بازی در نمی آورند که جواب ندهند و با روی گشاده جواب شما را می دهند.

کریگ من را شناخت و گفت که این ایام خیلی سرم شلوغ است و به صورت شفاهی توضیحاتی داد و قول داد که به زودی طی ایمیلی توضیحاتی در این زمینه ارائه خواهد کرد. و در نهایت طی ایمیلی از نبود نام ایران در این مقاله عذر خواهی کرد و باقی قضایا که خودتان بخوانید:

I am truly embarrassed that it does not mention Iran at all! Your criticism is completely valid. The section on communication studies around the globe in my article summarizes the contents of a series of other articles in the International Encyclopedia of Communication. As editor for that encyclopedia area, I commissioned those articles based in part on suggestions I received from various other scholars. Unfortunately, as I mentioned in our phone call, I was completely unaware of university programs in Iran, and no one who I consulted suggested such an article. I am sorry for this oversight. As the online version of the Encyclopedia will be updated during the next few years, I will propose an article on Iran to be added, and will revise my overview article to include it.  Now that I have been alerted to this problem, I see that Turkey, another important country with several university programs in communication, was also completely omitted. I wonder if there may also be some universities in the region of Central Asia that should be mentioned.

خوب کار دومی نیز انجام دادیم. در هفته دعوت یک سخنرانی ترتیب دادیم با این عنوان "رشته ارتباطات در ایران" که توسط دکتر محسنیان راد ارائه گردید. در این سخنرانی آقای دکترمحسنیان راد در این سخنرانی مهم و ارزشمند به بررسی ورود رشته ارتباطات به ایران و آسیب شناسی آن پرداختند. این سخنرانی نیز در حال ویرایش است و به زودی منتشر خواهد شد. بنابراین ما به لحاظ ایجابی نیز دستمان پر است. یعنی یک گزارش اولیه از وضعیت رشته ارتباطات در ایران دستمان هست.

نوشته شده توسط مهدی یوسفی در 21:47 | موضوع:
• لینک ثابت   • 

جمعه بیست و دوم شهریور 1387

از فلسفه ارتباطات تا آشنایی و گفتگو با پروفسور کریگ

از فلسفه ارتباطات تا آشنایی و گفتگو با پروفسور کریگ

ایام با برکت ماه رمضان را خدمت تمام خوانندگان محترم تبریک عرض می کنم. بعد از ماجرای یادداشت دکتر آشنا پیرامون پروفسور مولانا، چند یادداشت انتقادی تفصیلی پیرامون مسائل دانشکده و دکتر آشنا آماده کرده ام که ان شا الله با شروع سال تحصیلی آن ها را منتشر خواهم کرد تا تأثیرگذاری بیشتری داشته باشد. هر چند معتقدم پرداختن به موضوعات اینچنینی خود انتقادی جدی است به کارهایی که باید می شده و نشده است و کارهایی که باید یک استاد انجام می داده و یک دانشجو انجام داده است.

بگذریم. حتماً می دانید که دیر ایامی است که موضوع "فلسفه ارتباطات" به یکی از موضوعات مورد علاقه بنده تبدیل گردیده است. بسیار خوشحالم که بدون حمایت مرکز خاصی و تنها با تکا به تلاش های شخصی و با کمک خداوند متعال به دستاوردهای بسیار ارزشمندی در این زمینه دست یافته ام. آرشیوی بسیار کامل در کنار تولیداتی مهم. از دیدگاه بنده، موضوع فلسفه ارتباطات یک موضوع در عرض سایر موضوعات نیست. بلکه پاسخ به یک سری سوالات بنیادین است که بدون آن همه چیز هیچ است. بنابراین مفتخرم که به اطلاع جامعه ارتباطات ایران برسانم که با تلاش شخصی جمعی از دانشجویان (تأکید می کنم دانشجویان) ایران نیز دارای این پتانسیل گردید که جزو معدود کشورهایی باشد که دارای فن آوری "فلسفه ارتباطات" باشد.

نخستین آشنایی بنده با پروفسور روبرت کریگ به حدود 5 ماه پیش برمی گردد. زمانی که پیرامون موضوع فلسفه ارتباطات تحقیق و بررسی می کردم. در جریان یافته هایم متوجه شدم که در ICA (انجمن بین المللی ارتباطات) گروهی با عنوان فلسفه ارتباطات وجود دارد که جزو گروه های برجسته و ممتاز در این زمینه می باشد. اما متأسفانه استفاده از محصولات و دستاوردهای این گروه عمومی نبوده و فقط مخصوص اعضا بود. بنابراین نتوانستم اطلاعات دقیق تری از فعالیت آن ها بدست آورم. فقط به مقاله ای با عنوان "PARADIGM SHIFTS: RECALLING THE EARLY ICA AND THE LATER PHILCOM" را به صورت متن کامل بدست آوردم که توضیحات اندکی درباره نوع نگاه این گروه در اختیار قرار می داد.

گروه فوق الذکر(ICA-PHIlCOM) یک ایمیل گروهی نیز داشت که من با ارسال نامه ای به آن گروه از آن ها درخواست راهنمایی و معرفی منابع کردم. دو نفر در این گروه اینترنتی پاسخ نامه من را دادند. یکی از آنها دکتر مهدی سمتی، استاد ایرانی الاصل در حوزه ارتباطات بین الملل بود که چند بار دانشگاه ما هم آمده بود. وقتی اولین بار سمتی را دیدم فکر نمی کردم که او درباره فلسفه ارتباطات نیز کار کرده باشد. بنابراین خیلی با او صحبت نکردم. توضیحات وی در پاسخش بسیار کوتاه بود اما نشان می داد که وی به حوزه فلسفه و به خصوص سنت آلمانی آن علاقمند بوده و مطالعاتی در این زمینه داشته است.

بگذریم. نفر دوم روبرت کریگ یا باب کریگ بود. او ضمن پاسخ کوتاهی یکی از مقالات خود ا معرفی کرده بود که نزدیک به این فضا بود. وقتی اولین بار اسم کریگ را دیدم، فکر نمیکردم که حدود 15 بار با وی تبادل ایمیل داشته باشم و چند بار نیز به صورت تلفنی با وی گفتگو داشته باشم. مقاله ای که او معرفی کرده بود، مقاله ای بسیار مهم و استراتپیک بود و طبق معمول جزو عناوینی بود که نه تنها دانشجویان که اساتید برجسته ارتباطات در ایران، حتی اسم این مقاله را نیز نشنیده بودند. به اعتقاد بنده خواندن و تأمل درباره این مقاله برای هر دانشجوی ارتباطات واجب است. اما ما که سراغ این جور بحث ها نمی رویم. چون که قرار نیست چیزی تولید کنیم و اگر ما به این بحث ها بپردازیم، بحث های مزخرف خودمان رو زمین می ماند. تاز ما که سواد خواندن این نوع مقالات را نداریم. باشد تا در یادداشت مستقلی به این مقاله که اگر ناشر قابلی باشد آن را ترجمه خواهم کرد، بپردازم. متن کامل این مقاله در اینترنت موجود نمی باشد اما خود آقای کریگ لطف کردند و مقاله را برای بنده فرستادند.

همین مقاله زمینه ای فراهم کرد که به وب سایت شخصی کریگ سر بزنم و با آثار و اندیشه های او آشنا شوم. روزمه 24 صفحه ایش بسیار برایم جالب بود. خلاصه زیر را ببینید:

Robert T. Craig is Professor of Communication, University of Colorado at Boulder, where he has been on the faculty since 1990 and served as chair of the Department of Communication for 2001-2005. His academic degrees are from the University of Wisconsin-Madison (BA, 1969), and Michigan State University (MA, 1970 and Ph.D., 1976). Previous faculty appointments have been at Temple University, the University of Illinois at Chicago, Penn State, the University of Wisconsin-Madison, and the American University of Beirut.

Robert T. Craig is Professor of Communication, University of Colorado at Boulder, where he has been on the faculty since 1990 and served as chair of the Department of Communication for 2001-2005. His academic degrees are from the University of Wisconsin-Madison (BA, 1969), and Michigan State University (MA, 1970 and Ph.D., 1976). Previous faculty appointments have been at Temple University, the University of Illinois at Chicago, Penn State, the University of Wisconsin-Madison, and the American University of Beirut.

Craig’s teaching and research have addressed topics in communication theory and philosophy, discourse analysis, and argumentation. His article, "Communication Theory as A Field" (1999) received both the International Communication Association’s Best Article Award and the National Communication Association’s Golden Anniversary Monograph Award in 2000. Theorizing Communication: Readings Across Traditions (with Heidi L. Muller) was published by Sage in 2007. Current projects include discourse analytic studies of metadiscourse and a book manuscript on communication theory forthcoming with Blackwell Publishing.

Craig’s professional activities have included conference presentations and invited lectures, participation on the editorial boards of scholarly journals and book series, and service to academic institutions and professional organizations. He was founding editor of Communication Theory, a journal of the International Communication Association (ICA) that began publication in 1991. He was president of the International Communication Association for 2003-2004 and program chair for ICA’s 2003 annual conference. He currently serves as Series Editor for the ICA Handbook Series, and as an advisory editor for the International Encyclopedia of Communication. He also edits discourses | theory communication, an independent scholarly website on communication theory <http://www.colorado.edu/communication/meta-discourses>.

نقطه نظر و رویکرد وی در تألیفات و تدریس هایش بسیار برایم جالب بود. کریگ رئیس سابق ICA بوده و دارای تألیفات متعددی است که عمده آن ها در حوزه مبانی ارتباطات می باشد. کریگ فرد مناسبی بود تا برخی از ایده ها و دیدگاه هایم در حوزه مبانی ارتباطات را با وی در میان بگذارم. "Your thoughts about an Islamic tradition of communication theory are also interesting" این قسمتی از ایمیل کریگ می باشد که در پاسخ به طرح ایده ای از سوی بنده مطرح گردیده است. یادم می آید همین ایده در جمعی دیگر از اساتید مطرح گردید ولی با تمسخر روبه رو گردید. خوب آدم باید بداند که هر حرفی را به اهل و صاحبش بگوید. به آن ها که اهل فکرند و مثل بعضی از استادهای ما اینقدر غرب زده، تقلیدگرا و کوته فکر نیستند. موضوع بومی بودن علم و نیاز ما به ارتباطات اسلامی و ایرانی و حرکت ما به این سمت برای وی کاملاً حل شده بود و او التماس دعا داشت که روزی ارتباطات اسلامی تولید شود:

"As communication theory is received in different cultures, ideas about communication native to those cultures will enter the conversation and sometimes will form new traditions (I mean, new to the field of communication theory, although the traditions themselves may be very old). For example, East Asian scholars have written extensively in recent years about the Euro-centric bias of communication theory and have proposed theories of communication based on Asian traditions. I would expect a similar process to occur in Iran or other Islamic cultures."

و اما کتاب 2007 وی نیز بسیار برایم جالب بود. چه می شود روزی دانشجویان ایرانی ارتباطات به جای این که در درس نظریه های ارتباطات حرف های تکراری و قدیمی مک کویل را که فقط در حوزه رسانه های جمعی میباشد بخوانند، این کتاب را بخوانند. خوب کتابخانه های ما که این کتاب را ندارند. استادهای ما هم که نمی شناسند. کریگ با عرض شرمندگی و با توجه به محدودیت های کپی رایت تنها فصل آخر این کتاب را برایم فرستاد و من در تلاشم این کتاب را بخرم و البته دقیق بخوانم. اسم این کتاب " Theorizing Communication: Readings Across Traditions " می باشد که انتشارات سیج آن را منتشر کرده است. اطلاعات زیر را در مورد کتاب بخوانید:

Theorizing Communication: Readings Across Traditions is the first collection of primary-source readings built around seven traditions of communication theory— rhetorical, semiotic, phenomenological, cybernetic, sociopsychological, sociocultural, and critical.. The selected readings illustrate the history of each tradition and current trends. Enhancing the readings are introductory essays and sets of projects for theorizing through which the editors highlight contemporary interpretations, new directions, and/or hybrid approaches to studying communication theory.

Key Features:

· Includes key primary source readings that have helped to define the field of Communication Theory: This collection of readings is not available elsewhere and frees instructors from having to design their own course packs.

· Offers a comprehensive view of communication theory by not limiting content to a single approach: This book is the first collection of readings on communication theory based on Robert T. Craig’s seven traditions of communication theory.

· Provides much more than just readings: Original introductions help to explain, locate, and explore complexities surrounding each of the readings. The concluding chapter suggests future directions for the field.

· Allows students to engage and interact with each tradition: Each unit ends with suggested future readings as well as projects to help students apply and extend the unit’s key ideas.

به نطر بنده ما زمانی در ارتباطات به جایی می رسیم که اساتید و دانشجویان ما کتاب هایی با موضوعات اینچنینی را بخوانند. می گویند ایجاد تحول خیلی سخت است. اصلاً اینگونه نیست. کافی است نسل دیگری بیاید که عمیق تر فکر کند و البته افق چندان روشنی برای این امر دیده نمی شود.

علی الظاهر یکی از مترجمین مطرح ارتباطات قصد ترجمه این کتاب را دارد. با ایشان صحبت کردم و ترجمه این کتاب را نیز به اطلاع کریگ رساندم. او گفت:" It is very interesting to learn that someone in Iran is translating my book into Farsi". این که یکی از اساتید ارتباطات به این کتاب توجه کرده است خود خیلی ارزشمند است. اما چند جمله اول گفتگو افق روشنی از ترجمه فرا رو قرار نمی داد. یک اشتباه فاحش در ترجمه عنوان کتاب! البته امیدوارم درست شود.

و اما مقاله ای از کریگ ترجمه گردید که در یادداشت بعدی به آن خواهم پرداخت.

 

 

نوشته شده توسط مهدی یوسفی در 21:45 | موضوع: اندیشمندان فرهنگ و ارتباطات
• لینک ثابت   • 

شنبه یازدهم خرداد 1387

در بي‌مايگي فلسفه رسانه (فلسفه رسانه در گفتگو با پروفسور مولانا)

اشاره

در چند يادداشت گذشته مطالبي را در رابطه با فلسفه رسانه مطرح ساختيم. شايد بهانه ي اين يادداشت جديد گفتگوي نسبتاً طولاني ام با دکتر مليح(مسئول فلسفه رسانه دانشکده صدا و سيما) و نيز برگزاري همايش دانشجويي فلسفه رسانه باشددر واپسين روزهاي سال 86 فرصتي فراهم شد تا با پروفسور مولانا به گفتگو بنشينم. در اين گفتگو مباحث بسيار مهمي مطرح شد که در چند يادداشت آينده سعي خواهم کرد به تفصيل به اين مباحث بپردازم. هر چند موضوع اصلي بحث، انديشه‌هاي بنيادين حوزه ارتباطات يا شايد به تعبيري فلسفه ارتباطات بود اما در طول صحبت، سيد حميد مولانا به مباحث بسيار مهم ديگري اشاره کردند که بسيار جالب بود. يکي از اين مباحث موضوع فلسفه رسانه بود. در ادامه به طور خلاصه به بررسي ديدگاه‌هاي ايشان خواهيم پرداخت. لازم به ذکر است دکتر آشنا نيز در ادامه اين گفتگو به ما پيوستند و و با طرح سؤالات و نکات مهمي بر غناي مباحث افزودند. جملاتي که داخل گيومه(" ") مي‌آيد نقل قول دقيق از پروفسور مولانا است.

 

موضوع فلسفه رسانه را دکتر آشنا مطرح کرد: در ايران توجه بيشتر به فلسفه رسانه و آن هم زيربخش فلسفه تکنولوژي با نگاه خاص هايدگري. ما در اين باره مفصل صحبت کرده‌ايم.

مولانا گفت: " به عقيده من رسانه خودش فلسفه ندارد و اصلاً نمي‌شود از رسانه فلسفه درست کرد". اين حرف حرف عجيبي بود که در نگاه اول بسيار تعجب برانگيز بود. اگر کمي بيشتر دقت کنيم متوجه تفاوت‌هاي بنيادين مثلاً "ارتباطات" و "رسانه" مي‌شويم. به‌گونه اي که از "ارتباطات" مي‌توان فلسفه درست کرد ولي از رسانه نه. و اين اساساً حرف دقيقي است که از رسانه نمي‌توان فلسفه درست کرد. مولانا در ادامه توضيح مي‌دهيد که: " ولي از ديدگاه فلسفي مي‌توان تکنولوژي را مطالعه کرد کما اين که هايدگر اين کار را کرده  در اين صورت مي‌توان رسانه را در آن بستر مطالعه کرد".

آشنا ادامه مي‌دهد که " در واقع ما اين مسائل را در بنيادها حل نکرديم و حالا آمده‌ايم ته خط و مي‌خواهيم اينجا مسائل را حل کنيم".

مولانا در ادامه به ريشه‌يابي وضع موجود فلسفه رسانه مي‌پردازد. او مهم‌ترين مشکل حوزه فلسفه رسانه در ايران را نداشتن پيشکسوت مي‌داند: "علتش هم خيلي واضح است. چون اين حوزه پيشکسوت و پيشقدم ندارد چون يکي دو نفر پيشکسوت نداريم که ابتدا بيايند و اين بحث‌ها را شکل دهند و بقيه از آن‌ها پيروي کنند. و به خاطر همين مسأله هر کسي که کنجکاو مي‌شود مينشيند با خوش فکر مي‌کند که من چيکار کنم و زود مي‌رود پيش هايدگر و يک چيزي برمي‌دارد و مي‌نويسد و اين خيلي بد است". (اگر در همايش اخير فلسفه رسانه‌ها حضور داشتيد اين موضوع را خيلي خوب احساس مي‌کرديد).

" در واقع اين اساتيد يا دانشجويان مي‌خواهند هم يک چيزي ياد بگيرند و هم اين که يک چيز جديدي ارائه بدهند ولي مايه اين کار را ندارند. مثل اين که ما شاطري هستيم که خميرش را افراد ديگري درست کرده‌اند. ما بايد خودِ مايه را بخوانيم". پس آن‌چه که الان به عنوان فلسفه رسانه در ايران موجود است بيشتر شبيه يك بازي است.

او به مشکلي بزرگ در جامعه ارتباطات ايران اشاره مي کند: " در کشور ما ارتباطات را همه‌اش از جنبه راديو، تلويزيون و روابط عمومي و چيزهايي از اين دست مطالعه مي‌کنيم و اين امور را ول نمي‌کنيم، اين مشکل بزرگ ما است".

مولانا در ادامه به کتاب "چهار تئوري مطبوعات" اشاره مي‌کند که در بحبوحه جنگ سرد چاپ شد. مولانا اين کتاب را " يکي از اولين کتاب‌هايي که فلسفه را با رسانه ربط داد" مي‌داند و به نظر او " يکي از پرنفوذترين کتاب ها در سطح جهاني" است. به دليل اهميت زياد اين کتاب در يادداشت ديگري به طور مفصل به اين کتاب خواهيم پرداخت اما فعلاً به همين قدر اکتفا مي‌کنيم که مولانا گفت : " هر کس اينرا باور کند ديگر هر چه شنا کند خفه مي‌شود هر کسي مي‌خواهد باشد، من، شما يا معتمد نژاد و ... و به عقيده من اين اتفادق رخ داد".

نوشته شده توسط مهدی یوسفی در 14:52 | موضوع: فلسفه رسانه و ارتباطات
• لینک ثابت   • 

یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387

فلسفه ارتباطات در گفتگو با دکتر آنت هولبا

فلسفه ارتباطات در گفتگو با دکتر آنت هولبا

اشاره

در رابطه با موضوع فلسفه ارتباطات به دنبال جستجوي اينترنتي گسترده‌اي که داشتم به اسامي برخي از صاحب‌نظران حوزه فلسفه ارتباطات برخوردم. در ادامه با ارسال ايميل به اين اساتيد از آن‌ها خواستم که به مهم‌ترين مکاتب و نظريه‌پردازان اين حوزه از ديدگاه خود بپردازند. يکي از اين اساتيد که چندين بار تبادل ايميل با ايشان داشتم دکتر آنت هولبا بود. در اين يادداشت به برخي از نکاتي که دکتر هولبا در زمينه فلسفه ارتباطات به ان اشاره داشته‌اند مي‌پردازم. فرصت ترجمه اين عبارات نبود اما اين عبارات پيچيدگي خاصي ندارد و براي علاقمندان قابل استفاده است. فکر می کنم در ادامه مطالبی که در این وبلاگ در این زمینه منتشر شده است این یادداشت نیز جزو معدود مطالبی است که جستجوگران حوزه جدید فلسفه ارتباطات می توانند به آن دسترسی داشته باشند. از دکتر هولبا نیز نهایت تشکر را دارم که واقعاْ پاسخ های مفصلی به ایمیل های بنده دادند

 

معرفي

Dr Annette Holba is Assistant Professor in the Communication and Media Studies Department at Plymouth State University in New Hampshire, USA. 

 

نکات مطرح شده در پاسخ:

From: "Annette Holba"
To: "mahdi-16m.yousefi"
Date: Sat, 1 Mar 2008 14:01:20 -0500

* ايشان در پاسخ به نظريه‌پردازان و مکاتب فکري حوزه فلسفه ارتباطات (specific theorists or schools of thought in philosophy of communication ) در آمريکا اشاره نمودند. که 6 حوزه زير را شامل مي‌شود:

1. Duquesne University's Department of Communication and Rhetorical Studies undergraduate and graduate program are significant to the PhilComm field - check their programs of study and the faculty who drive the program:

http://www.gradcomm.duq.edu/

Check out what the faculty publish, such as Ronald C. Arnett's latest book, Dialogic Confession ( or many of his other publications).  His scholarly voice is currently at the front of the philcomm movement (though he might not see it that way!).  Janie Harden Fritz, Pat Arneson, and Kathleen Roberts are all making unique contributions to this area of the field. Check out their work!  These are just a few names/philosophers to consider.

 

2. Other individuals who are also propelling philcomm in the United States include: Michael Hyde (Wake Forest University), Ramsey Eric Ramsey (Southern Arizona University),  Calvin Schrag (Emeritus), David Gunkel (Northern Illinois University).  Of course there are others and we can continue to communicate if you'd like so I'd better understand what information might better help you.

 

3.  The Eastern Communication Association has a Philosophy of Communication Interest Group that is devoted to issue of philcomm. 

www.ecasite.org

 

4. The National Communication Association has a Communication Ethics Division in which issues of PhilComm and Ethics are explored.

www.natcom.org

 

5.  And of course, the International Communication Association has PhilComm too.  Are you already linked in to ICA?  ICA might be a good place to attend and see the current threads of philcomm emerging.

 

6.  As far as traditional theorists - we explore Heidegger, Buber, Ricoeur, Gadamer, Arendt, (currently) Benhabib, and many of the traditional western philosophers related to their communication considerations

 


* همانگونه که ديده مي‌شود ايشان در پاسخ به مراکز پژوهشي و دانشگاهي و نيز افرادي که در آمريکا موضوع فلسفه ارتباطات را مورد مطالعه قرار مي‌دهند اشاره کرده است. همچنين به برخي از فيلسوفان صاحب نظر در اين حوزه از جمله هايدگر، بوبر، ريکور، گادامر، آرندت، و بن حبيب اشاره داشتند.

* دکتر هولبا پاسخ بسيار گرمي داشتند. ايشان به فلسفه‌هاي شرقي نير علاقمند بوده و تمايل داشتند تا در اين زمينه گفتگو با ايشان ادامه پيدا کند.

* به نظر مي‌رسد بر اساس سنت موجود در دانشگاه دوکين، اين تقسيم‌بندي بيشتر از منظر رتوريک (rhetoric) مي‌باشد. هر چند قضاوت‌هاي دقيق‌تر بايد در ادامه صورت گيرد.

* در يکي از ايميل‌ها ايشان به برخي از منابع اعم از مقالات و کتب در زمينه فلسفه ارتباطات اشاره کردند.

* ايشان در پاسخ به سوالي درباره نگاه ايشان به فلسفه ارتباطات و نيز منظر شرقي در اين زمينه اين‌گونه توضيح دادند:

To me, I agree with Pat Arneson (author of Perspectives on Philosophy of Communication) that philcomm is a 'reasoning art' along the same way Plato used Socrates to explore questions of life, rhetoric, and justice (and so on).  But that is also too easy of a response because the nature of what is being reasoned involves complex issues of what it means to be human and how to 'be' among others in the world.  I think that through philcomm we can open new doors to new possibilities and understand the world we know in different ways - this investigation is through philosophical thought and centers around how people communicate in the world - but the word communication is much more of a textured understanding - not just a process of encoding and decoding but a processual movement of ideas between others.  Philcomm involves the human condition, human experience, and human existence - it is a convergence of philosophies within communication AND communicative praxis.  This is how I would begin to define philcomm from my western perspective.  My understanding is incomplete though because I want so badly to understand philcomm from an eastern perspective - I think having this understanding can help us to move beyond the stereotypes you mentioned - philcomm permits people from different cultures, experiences, ideologies, and perspectives to share a human encounter and come away different from it.  Philcomm can help people respect others.

 

نوشته شده توسط مهدی یوسفی در 18:7 | موضوع: فلسفه رسانه و ارتباطات
• لینک ثابت   • 

یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387

شماره دوم فصلنامه الكترونیكی دعوت منتشر شد

اشاره

بعید می دانم اسم نشریه دعوت را شنیده باشید ولی مطمئنم در آینده زیاد خواهید شنید. دعوت یک نشریه دانشجویی است که بر اساس اهداف و دغدغه هایی خاص شکل گرفته است و در تلاش است تا گفتمان جدیدی را در جامعه ارتباطات ایران طرح کند اما خوب در آغاز راه است. بنده خودم نیز به لحاظ محتوایی انتقاداتی به ان دارم اما من حیث المجموع به عنوان یک کار دانشجویی و در نوع خود بی نظیر است. جا دارد از زحمات آقای غمامی دوست عزیزم دوباره تشکر کنم. سعی کنید حتماْ یه نگاهی به این نشریه بیندازید. شاید بعداْ بیشتر در موردش صحبت کردیم

شماره دوم فصلنامه الكترونیكی دعوت در اویل بهار سال ۱۳۸۷ بر روی دو لوح فشرده (CD -DVD) منتشر خواهد شد. این شماره شامل یك ویژه‌ نامه با موضوع مطالعات قرآنی در حوزه فرهنگ و ارتباطات و مقالات، گزارشها و تولیدات چندرسانه‌ی دانشجویان(مستند، مصاحبه و …) خواهد بود. فهرست مطالب آن را مي‌توانید در این لینك ببینید. ادامه مطلب

+ فهرست مطالب
+ نسخه آزمایشی
+ شناسنامه نشریه

 

 

 

 

 

 

نوشته شده توسط مهدی یوسفی در 18:4 | موضوع: سایر مطالب: معرفی منابع- تحلیل ها- خاطرات و ...
• لینک ثابت   • 

یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387

تلقي جديد از دين و بسط دانش جديد مطالعات اديان

اشاره

این ترم درسی داریم به نام مطالعات ادیان با استاد محترم جناب آقای دکتر گیویان. ایشان از همون اول نشون دادند که می خواهند متفاوت از بقیه باشند نمونه اش هم این که در پایان یکی از جلسات باهاشون رفتیم بوفه دانشگاه و یک حالی به خودمون دادیم. پس باور کنید که ایشان آدم متفاوتی هستند. بگذریم! برای این درس قراره یه سری کارها بکنیم تا عزیز بمانیم ما هم طبق معمول...! بالاخره شلوغی درس و مطالعه و ... است و کمی اراده. ان شا الله که به خیر و سلامتی تمام بشه. اما غرض از تصدیع طبق معمول ما شروع بع درآوردن چارچوب های این درس نمودیم هر چند در این یادداشت مختصر. البته موضوع مطرح شده بسیار مهم است. امیدوارم فرصت دیگری فراهم شود تا بتوانم بر مبنای تفکیکی که آیه الله هادوی تهرانی از سطوح دین دارندُ دانش جدید مطالعات ادیان را جایابی کنم که این می تواند کار مفید و جدیدی باشد

 

در بحث از روش تحقيق در علوم علاوه بر شناخت ماهيت دقيق، وقوف به دانش يا گستره‌هايي که تحقيق متعلق به آن است، ضرورت دارد. حزم و تدبير اقتضا مي‌کند که پيش از آغاز تحقيق در گستره‌اي خاص بر آن گستره وقوف پيدا کنيم.

در واقع پيش از ورود به هر گستره معرفتي و از جمله مطالعات اديان لازم است مفروضات بنيادين اين علم و  نوع نگاه خاصي که باعث شکل‌گيري اين علم گرديده است را مورد بررسي قرار دهيم. مجموعه اين مسائل که نوعاً با عنوان فلسفه هر علم مطرح مي‌گردد تأثير بسزايي در درک واقعيت ها، خلاء‌ها و نقاط قوت آن علم و نيز اتخاذ رهيافت‌هاي پژوهشي جوابگو در موضوعات پژوهشي متناسب با آن علم دارد.

انديشه و تفکر درباره مقوله دين قدمتي به اندازه  خود انسان دارد. پرستش گرايشي فطري در انسان بوده و در هميشه تاريخ همراه او (شهيد مطهري). اما ما بايد از تفکرهاي منظم و انباشت‌هاي معرفتي در مورد دين سخن گوييم يعني آن‌چه که آن را دستگاه‌واره معرفتي يا Discipline مي‌نامند.

ابتدا لازم است که تعريفي از مطالعات اديان با به تعبير دقيق‌تر "مطالعات ديني" (Religious Studies) داشته باشيم. فرامورز قراملکي در کتاب روش‌شناسي مطالعات ديني، مطالعات ديني را اين گونه تعريف مي‌کند: " دين پژوهي بنا بر تعريف لفظي تحقيقات متعلق به دين است. مطالعات ناظر به اديان و تعاليم و آموزه‌هاي ديني و تحقيق درباره رفتارها، مناسک، و پديدارهاي ديني را به طور کلي دين پوهي مي‌خوانيم" (فرامرز قراملکي، 1385).

طبعاً با چنين گستره معرفتي بزرگي، تعداد زيادي از دانش‌ها را مي توان در گروه مطالعات دين قرار داد. اما قراملکي با تفکيک دو نوع نگاه به دين، هفت شاخه عمده براي مطالعات ديني برمي‌شمرد. اين هفت گستره عليرغم تمايز منطقي و تفکيک منطقي‌شان ارتباط  وثيقي با هم دارند که تنها در چارچوب نوعي نگاه سيستمي قابل درک است.

مطالعات ديني را به دو گروه دانش‌هاي سنتي و جديد مي‌توان تقسيم کرد. اين تقسيم‌بندي زماني نبوده و بر اساس دو نوع نگاه کاملاً متفاوت به مقوله دين پايه‌ريزي شده است.

هويت دين در نگرش سنتي جز پيام الهي به بشر و پاسخ آدمي به ان نيست. خداي اسلام متکلم بوده و از سر لطف انسان‌ها را مورد خطاب قرار مي‌دهد. اين نوع نگاه (يعني نگاه پيام و خبر بودن به آموزه‌هاي ديني) لوازم منطقي و نتايج معرفتي فراواني دارد. در واقع بر اساس اين نوع نگاه است که آيات قرآني به سه حوزه آيات الاحکام، آيات العقائد و آيات الاخلاق و المناسک تقسيم مي‌شود. البته اين نوع نگاه نگاه بديلي نيز دارد که معتقد است که در هر گزاره ديني هر سه نوع  موارد ديده مي‌شود (ديدگاه محمد لنگهاوزن).

بر مبناي اين نوع نگاه  سنتي به سه معرفت نياز است که سه دانش اصلي شکل گرفته عبارتند از اخلاق (تبيين ديدگاه‌هاي وحي در باب ارزش‌ها و تکاليف جوانحي)، فقه (تبيين ديدگاه‌هاي وحي در خصوص تکاليف جوارحي) و کلام (تبيين ديدگاه‌هاي وحي در خصوص طبيعت، انسان و هستي). اين علوم و به ويژه فقه و اخلاق هنوز نيز پويايي خود را حفظ کرده‌اند و کماکان مباحث و چالش‌هاي بسياري درباره ساختار اين دانش‌ها و مسائل آن وجود دارد.

اما تفکر رايج در دوره مدرنيته نگرشي تازه را نسبت به دين ايجاد کرد. رشد دانش‌ها تجربي و رواج ديدگاه‌هاي سکولاريستي دو دليل عمده در اين چرخش بود. دانشمندان بزرگي چون فرويد، مارکس و دورکيم دين را به عنوان پديداري روانشناختي و جامعه‌شناختي مورد پژوهش قرار داده و به اين ترتيب خط جديدي از دين پژوهشي به وجود آمد. تلقي جديد از دين آن را به عنوان يک واقعيت بشري مستق تفسير مي‌کند. البته اين نوع نگاه لزوماً با تلقي سنتي متباين و جمع ناشدني نيست.

در نگرش جديد آن‌چه که مورد پژوهش است، در واقع خود دين به عنوان آن‌چه از طرف خدا بر انسان‌ها نازل شده است نيست بلکه دين‌داري به عنوان باورها و رفتاره هاي ديني بشر موضوع تحقيق و بحث قرار مي‌گيرد. بر اين مبنا چهر گستره عمده از دانش شکل گرفته است که عبارتند از : روانشناسي دين، جامعه شناسي دين، تاريخ اديان و فلسفه دين. سه دانش نخست از مطالعات تجربي دين تلقي مي‌شوند که به شناخت دين به عنوان واقعيت رواني، اجتماعي و تاريخي مي‌پردازند. فلسفه دين نيز به مطالعه معرفت دين مي‌پردازد و ابزار آن تحليل‌هاي منطقي است و نگاهي معرفت شناختي به معرفت‌هاي بشري گوناگون حول دين دارد.

گستره‌هاي هفت گانه ياد شده به رغم تمايز معرفتي در مسائل متداخلند و و از اين روي با يکديگر تعامل معرفتي دارند. اثر بخش‌ترين شيوه مطالعات ديني در پرتو توجه به اين تعامل دست شستن به حصرگرايي روش‌شناختي و روي آوردن به مطالعات ميان‌رشته‌اي است.

نوشته شده توسط مهدی یوسفی در 17:55 | موضوع: سایر مطالب: معرفی منابع- تحلیل ها- خاطرات و ...
• لینک ثابت   • 

پنجشنبه شانزدهم اسفند 1386

پنجمين گردهمايي نشانه‌شناسان مکتب تهران... "آب‌ميوه‌ها در انتظار نشانه‌شناسان"

اشاره

ديروز در دانشگاه هنر پنجيمن نشست نشانه شناسی هنر با عنوان مطالعات پیشانشانه شناختی در سنت اسلامی ایرانی برگزار شد. من تمام سخنرانی ها را بودم. بخوانید خوانش بنده را با چند نکته. اول از حاشيه‌ها شروع مي‌کنم تا به مکتب تهران برسم:

 

1- آن‌چه که در بدو ورود به دانشگاه هنر برايم جالب بود فضاي خود دانشگاه هنر بود. تا حالا انجا نرفته بودم. دانشگاه هنر در تبريز بسيار فضاي زيبايي دارد و خودش تقريباً آثار باستاني است. اما فضاي دانشگاه هنر تهران هيچ نسبتي با هنر و هنرمندان نداشت (جز يه آدمه عجيب غريب چوبي که وسط سالنشون نشسته بود و داشت فکر مي‌کرد!). هنر پست مدرن نيز کار اون‌ها رو راحت کرده يود (چون تو چند تا ديواراشون از اون چيزهاي اجق وجق سياه کشيده بودند که لابد هنر بود). شايد جايي مثل دانشگاه ما براي دانشگاه هنر خيلي مناسب‌تر بود (به خاطر طبيعت بسيار زيبايش که واقعاً بي‌نظير است) البته اگر دو جنسيتي بود چون اون‌جور که من ديدم ظاهراً دانشجويان آنجا بيشتر الهام هنري‌شان را از با هم بودن بدست مي‌آورند.

2- "خدا لعنت کند کسي را که آبميوه را اختراع کرد". اين جمله را يکي از اساتيد برجسته نشانه‌شناسي که واقعاً استاد است در حاشيه همايش و به هنگام پذيرايي در گفتگويي سه نفره گفت. واقعاً بعد از چند تا سخنراني سنگين و بعضاً خسته کننده يه چايي مشدي مي‌چسبه. اما دريغ از چايي که آبميوه‌ها در انتظار نشانه‌شناسان بودند. من چون هم‌شهري آن استاد بودم واقعاً درک مي‌کردم که چه مي‌گفت. انصافاً هيچ چي چايي نمي‌شه. چايي يک دالي است که در هر نظام دلاي مدلولش هميشه آرامش و لذت است. راستي يک چيز عجيب، مي‌دانستيد علت رشد بي‌سابقه اروپا بعد از قرن 16 (که نوعاً سوال برانگيز و مجهول است) مي‌تواند کشف چاي از هند توسط انگلستان باشد!

3- عنوان "مکتب تهران" را دکتر نامور يعني آخرين سخنران اين نشست به کار برد. موضوع اين نشست نيز مطالعات پيشا‌نشانه‌شناختي در سنت اسلامي ايراني است که بسيار نزديک به اين فضا بود. ضمن اين که اين امر تلنگر جدي به همه رشته‌هاي ديگر است که پيشينه بسيار بيشتري دارند براي اين که به فکر باشند و مکتبي براي خود دست و پا کنند بايد بگويم از آن‌چه که من امروز ديدم خيلي رنگ و بوي مکتب تهران نمي‌آمد. بعضي‌ها که صحبت مي‌کردند از بس نشانه‌شناسي را از متون اصلي خوانده بودند که اصلاً لحن صحبت‌شان فرانسوي شده بود و به زحمت مي‌توانستند فارسي حرف بزنندد. بحث‌هايي هم که مربوط به سنت ايراني اسلامي بود عملاً با استقبال چنداني روبه‌رو نگرديد و بعضاً با چالش‌هاي بسيار جدي مواجه شد (به گونه‌اي که ارائه‌دهنده يکي از آن مقالات به اين متهم شد که اساساً‌ نمي‌داند نشانه چيست). عمده بحث‌هاي ديگر نيز موضوع و دغدغه‌شان چيز ديگري يود (مثلاً مي‌خواستند ديدگاه‌هاي دريدا را بررسي کنند و يه گوشه چشمي هم به مولانا داشتند حالا خدا مي‌داند چقدر به جا و درست). بعضي ديگر از مقالات نيز عملاً ربطي به موضوع نداشت (مثل موضوع شيرين ملاحت و بلاغت يا هر دوي آن‌ها!).

4- در ذهنم تثبيت شده بود که "هر چيزي که جديدتر باشد درست‌تر و صحيح‌تر است" يک مغالطه است. اما يکي از اساتيد در پاسخ به نقدي که بر مطالبش وارد شده بود گفت "اين تلقي مربوط به 150 سال پيش است" و کسي هم چيزي نگفت. تا حالا موارد زيادي از اين مغالطه‌ها در سخنراني‌هاي دانشگاهي ديده بودم. مثلاً در چند تا سخنراني که دانشکده علوم اجتماعي رفته بودم. دارم به اين فکر مي‌کنند که اين که دانشجويان حوزه علوم انساني منطق نمي‌خوانند و منطقي فکر نمي‌کنند مي تواند سر جاي خود چقدر خوب باشد. مثلاً وقتي که با يک چالش جدي مواجهي و به فنون منطقي مسلطي!

5- دکتر عباسي از چهره‌هاي بسيار جالب همايش بود. خيلي آدم اکتيوي بود. وقتي او را مي‌ديدم جووني‌هاي ويتگنشتاين برايم تداعي مي‌شد (بر اساس عکسي که از ويتگنشتاين ديده بودم و الا ما همديگر را نديده‌ايم!). تو هر صحبتي مي‌خواست بفهماند که آدم ساختارگرايي است و دعواي عجيبي داشت با دکتر نجوميان (که به قول عباسي نفر شماره يک در ايران در رابطه با دريدا است) که کاملاً پست مدرن و پسا ساختارگرا و بر مبناي انديشه‌هاي دريدا پارادوکسيکال فکر مي‌کرد. خلاصه آخر سر يکي از سخنرانان با طرح موضوع ملاحت در سنت ايراني اسلامي توانست دل اين دو عزيز را بدست آورد. او گفت زيبايي در اثر ساختار شکني و قرار گرفتن در يک ساختار جديد به دست مي‌آيد!

6- بي‌شک احمد پاکتچي بهترين سخنراني اين همايش را داشت. کما اين که او به عنوان سخنران اول بود. مثل هميشه دقيق، عميق و جديد. چون او آدم دائره‌المعارفي است برخي او را متهم مي‌‌کنند که سطحي‌نگر است ولي به نظر من واقعاً بي‌انصافي است. او معتقد بود که علم اصول (به عنوان يکي از علوم با سابقه در سنت اسلامي ايراني) با رفتن به سمت پارادايم نشانه‌شناسي توانسته معضل هرمنوتيکي را لااقل در حوزه متون ديني حل کند. در حاشيه همايش  در اين زمينه بيشتر با او صحبت کردم. اين نکته سر جاي خود بسيار جاي تفصيل دارد. در مجموع ساير استادهايي که از دانشگاه ما آمده بودند و متکفل جنبه اسلامي موضوع بودند خوب آبروداري کردند و براي ما جاي افتخار بود.

7- دوست دارم آخرين نکته را با يک موضوع علمي که در همايش مطرح شد پي بگيرم. دکتر سپهري به الگويي سه گانه در فهم نشانه و ماهيت آن اشاره داشت. مبناي اين الگو از سيد حيدر آملي بود. در اين الگو بر خلاف الگوي دو گانه دال و مدلولي که در نشانه شناسي حاکم است، الگويي سه وجهي معرفي شده بود که نشانه را ترکيبي از ظاهر، باطن و باطن الباطن مي‌دانست. جدا از انتقاداتي که به اين مقاله وارد شد و بسياري از آن‌ها به اعتقاد بنده وارد بود، اين الگو بسيار برايم جالب بود. فکر مي‌کنم اين اگو پتانسيل بيشتري براي کار دارد

نوشته شده توسط مهدی یوسفی در 10:22 | موضوع: نشانه شناسی
• لینک ثابت   • 

شنبه یازدهم اسفند 1386

تعاريف ملي از فرهنگ و تعريف شوراي عالي انقلاب فرهنگي

اخيراً تحقيقي با عنوان "جستاري در تعاريف مفهوم فرهنگ" براي درس "مطالعات ميان فرهنگي" دکتر بشير، انجام داده‌ام. تلاش خواهم کرد به تناسب برخي موارد آن را در وبلاگ بگذام. همانطور که خواهيد ديد هر يک از کشورها به تناسب جهان‌بيني حاکم در آن کشور به تعريف ملي فرهنگ پرداخته‌اند که برخي از آن‌ها را خواهيد ديد.

 جالب است که شوراي عالي نيز بالاخره يه کاري کرده اما کمي در تعريف ارائه شده فکر کنيد...!!!؟؟؟

تعاريف ملي از فرهنگ

به دنبال مباحث انتقادي که در پي مباحثي چون امپرياليسم فرهنگي در يونسکو مطرح گرديد، موضوع تعاريف ملي از فرهنگ (National definition of culture) به وجود آمد. کشورهاي مختلف بر اساس سياست‌هاي فرهنگي مختلفي که دارند فرهنگ را براي خود تعريف کرده‌اند که در اين قسمت تعاريف ملي کشورهاي روسيه، فرانسه، آلمان، کانادا، ايتاليا و پرتقال ذکر مي‌گردد. اين امر نشان مي‌دهد که هر يک از کشورها بر مبناي جهان‌بيني خود به يک تعريف اختصاصي از فرهنگ پرداخته و در سياست‌گذاري‌ها وبرنامه‌ريزي‌ها همان را مبناي عمل قرار مي‌دهند.

مروري بر تعاريف ملي برخي کشورها

 

Russia    

The national definition of culture is based upon the high public esteem for the fundamental social role that national culture plays in the life of the state and society.

Culture is regarded as a basic element of social consciousness; it is believed to be the whole system of values that forms national identity and integrity of the Russian nation, influencing all sectors of state and civil society.

In a secular democratic state, the main objective of culture is the preservation of the spiritual and moral orientations of the people, and thus the formation of a national ideology. In recent documents as well as in the new version of the Basic Law on Culture (under discussion) the stress is put on the role of culture in personal development and self-realisation, on cultural rights, access, and participation.

بقيه (از جمله تعريف شوراي عالي) را در ادمه مطلب بخوانيد...


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مهدی یوسفی در 15:4 | موضوع:
• لینک ثابت   • 

دوشنبه ششم اسفند 1386

کلاس‌هاي ارتباطات بين‌الملل پروفسور مولانا

مولانا دو روز پيش دوباره به تهران آمد. ديروز گفتگويي يک‌‌ساعته با او داشتم. قول داد که اين دفعه بيشتر با دانشجويان باشد. در اين گفتگو بيشتر در مورد مباني معرفتي علم ارتباطات صحبت کرديم که ان شاالله در آينده يادداشت مفصلي در اين باره خواهم نوشت.

اما فعلاً در اين يادداشت مي‌توانيد به کلاس‌هاي ارتباطات بين‌المللي پروفسور مولانا که دو سال پيش و براي دانشجويان دوره دکتري در دانشگاه امام صادق عليه‌السلام برگزار گرديده بود دسترسي داشته باشيد. مرکز خدمات رسانه‌اي دانشگاه زحمتش را کشيده است.

دانلود فايل صوتي ۲۱ جلسه

1-2-3-4-5-6-7-8-9-10-11-12-13-14-15-17-18-19-20-21

منتظر يادداشت‌ها بعدي باشيد...

 

نوشته شده توسط مهدی یوسفی در 19:52 | موضوع:
• لینک ثابت   • 

چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386

آسيب‌شناسي مباحث موجود فلسفه رسانه

مقدمه

فلسفه رسانه‌ يکي از حوزه‌هاي بسيار جديد براي پژوهش و نظريه‌پردازي است که در کشور ما عمر اين موضوع به نيم‌دهه نيز نمي‌رسد. اين موضوع چند سالي است که در محيط‌هاي دانشگاهي کشور به جد مطرح گرديده است و در بيان چيستي و مسائل آن و البته بيشتر نظريات مطرح در آن، مقالاتي نگاشته شده و سخنراني‌ها و نشست هايي برگزار گرديده است.[1]

وقتي از "فلسفه رسانه" صحبت مي‌کنيم به هيچ روي صحبت از حوزه‌اي مدون و داراي چارچوب در کنار ساير مباحث و زيرشاخه‌هاي رشته مطالعات رسانه‌ها (Media Studies) نيست. بلکه بحث از علمي در آستانه ظهور و شکل‌گيري است. اين واقعيت باعث گرديده است تا صاحب نظران اين حوزه در مواضعي بسيار مهم و اساسي در اين زمينه ديدگاه‌هاي نسبتاً متفاوتي ارائه داشته[2] و مسير تحقيق در اين حوزه را با پيچيدگي هاي و سؤالاتي اساسي مواجه سازند.

روشن است آن‌چه در اين حوزه بيش از همه حائز اهميت است طراحي چارچوبي نظري براي اين موضوع جديد مي‌باشد تا در قالب آن ديدگاه‌ها و نظريات مطرح شده جايابي شده و قابل بحث و بررسي باشند. مطالعه و بررسي اندک ادبيات موجود در اين حوزه نشان مي‌دهد به دليل فقدان چارچوب نظري جامع و دقيقي براي اين موضوع، انوع مختلف مسائل و موضوعات در حوزه مطالعات رسانه‌ها به اسم "فلسفه رسانه‌" مطرح گرديده و از طرف ديگر از ابعاد بسيار مهمي از اين موضوع غفلت گرديده است.

دو آسيب جدي ادبيات موجود

صاحب‌نظران حوزه روش‌شناسي، تحويلي‌نگري (Reductionism) [ که بعضاً به کاستي‌گرايي يا تقليل‌گرايي نيز ترجمه شده است] را مهم‌ترين معضل شناختي سده بيستم معرفي کرده‌اند (larouche, 2004). از آن‌جا که اين نوع نگرش زاده عصر تفکر مدرنيسم است، تقريباً در تمامي حوزه‌ها گسترش يافته است. دانشمندان حوزه‌هاي مختلف تعابير و تعاريف متفاوتي از تحويلي‌نگري داشته‌اند اما به بيان ساده مي‌توان گفت تحويلي‌نگري "خطاي اخذ وجهي از شيء به جاي همه هويت آن" است (فراموز قراملکي،۱۳۸۵).

حوزه مطالعات رسانه‌ها و به ويژه فلسفه رسانه‌ها نيز از اين امر در امان نمانده است. تقليل مفهوم عام رسانه به رسانه‌هاي جديد و نيز منقسم دانستن فلسفه رسانه از فلسفه تکنولوژي را مي‌توان از مصاديق بارز اين نوع نگاه تحويلي دانست.

 رسانه به عنوان يک پديده امري ذوابعاد (Multiorigins) است که مي‌بايست از جنبه‌ها و زواياي مختلف مورد بحث و بررسي قرار گيرد. کما اين که رشته "مطالعات رسانه‌ها"[3] رشته‌اي ميان رشته‌اي (Interdisciplinary) بوده و بيشتر به دنبال کنار هم قرار دادن و جمع‌بندي کردن اطلاعات بدست آمده از رشته‌هايي چون مطالعات فيلم، مطالعات فرهنگي، علوم ارتباطات، زبان‌شناسي، جامعه‌شناسي، رواتنشناسي و ... مي‌باشد (Price, 1998). روشن است که در اين نگاه گسترده- که شايسته مباحث فلسفي است- "فلسفه رسانه‌ها" که به دنبال تحليل‌هاي فلسفي از رسانه‌ها است مي‌بايست از منظرهاي مختلف به اين پديده نگاه کرده و سعي در تلفيق نگاه‌ها و ارائه ديدي جامع و کلي و البته دقيق باشد.

پرداختن گسترده به مسائل ذهني و  عدم پرداختن به برخي مسائل لازم در حوزه رسانه‌ها که در هيچ جاي ديگري به آن‌ها پرداخته نمي‌شود، از ديگر آفات مباحث موجود فلسفه رسانه‌ها مي‌باشد. علي‌رغم فلسفي بودن جنس مباحث اين حوزه، فلسفه رسانه‌ها به عنوان يک حوزه مطالعاتي و تحقيقاتي از وجه آلي و ابزاري خود مي‌بايست ناظر به مسائل مهمي باشد که در نظام رسانه‌ها مطرح بوده و داراي نتايج عملي و کاربردي مي‌باشد.

چه بايد کرد؟

عليرغم اين که تلاش‌هاي شايسته تقديري در رابطه با تبيين چارچوب‌هاي کلي و مسائل فلسفه‌هاي مضاف[4] و به طور خاص "فلسفه رسانه‌"[5] گرديده است، اما براي طرح جدي‌تر و پيشبرد دامنه اين حوزه از دانش هنوز با سؤالات جدي مواجه هستيم. از جمله:

  • فلسفه رسانه چيست و چه حوزه‌اي از دانش را شامل مي‌شود؟
  • مسائل فلسفه رسانه چيست؟
  • واژه فلسفه در فلسفه رسانه به چه معناست؟
  • فلسفه رسانه علمي توصيفي (Discriptive) است يا هنجاري (Normative
  • فايده علم فلسفه رسانه چيست؟
  • چگونه مي‌توان در حوزه فلسفه رسانه ادبيات بومي/اسلامي توليد کرد؟ روش‌شناسي توليد ادبيات بومي در اين حوزه چيست؟
  • و .....

براي تبيين چارچوب‌هاي نظري موضوع و روشن شدن مسائل و مضوعاتي که مي‌بايست در حوزه فلسفه رسانه‌ مورد بحث و بررسي قرارگيرند لازم است اساتيد و صاحب‌نظران در حوزه‌هاي مختلف دانشي مرتبط با رسانه‌ها در گام اول چارچوب‌هاي نظري و سؤالات بنيادين اين حوزه را مورد بررسي قرار دهند و پس از آن در چارچوب بدست آمده ضمن بررسي دقيق ادبيات موجود به توليد ادبيات بومي در اين حوزه بپردازند.

 

منابع:

-Larouche Lyndon, h, when even scientists were brainwashed, Executive intellegenece review, April 30, 2004 issue

-احد فرامرز قرا ملكی٬ موانع روش شناختی توسعه علوم انسانی٬ قبسات٬ ش ۳۴

- Price, Stuart, Media studies , Harlow: Longman, 1998

- Downing, john, The Sage Handbook of Media Studies, sage, 2004

- Williams, Noel, How to get a 2:1 in media, communication and cultural studies, sage, 2004

پي‌نوشت‌ها:

 



[1] - از آن‌جمله مي‌توان به کارگاه آموزشي فلسفه رسانه‌ها که با حضور برخي از اساتيد و صاحب‌نظران اين حوزه در تاريخ 26/9/86 در دانشکده صدا و سيما برگزار گرديد اشاره کرد.

[2] - يکي از مهم‌ترين اختلاف نظرها در در چارچوب و جايگاه "فلسفه رسانه‌ها" مي‌باشد. صاحب‌نظراني که نوعاً از حوزه "علوم ارتباطات" سخن مي‌گويند بيشتر تمايل دارند تا بر وجه ارتباطي رسانه‌ها تأکيد داشته  و از اين طريق مباحث را به حوزه ارتباطات انساني نيز وارد کنند. در مقابل برخي ديگر با تأکيد بر وجه تکنولوژيک رسانه‌ها، فلسفه رسانه‌ها را منقسم از فلسفه تکنولوژي مي‌دانند.

[3] - مطالعات رسانه‌ها رشته‌اي نسبتاً جوان است که از حدود سال 1993 به عنوان يک رشته دانشگاهي مطرح گرديده است (Price, 1998). البته نام اين رشته در ترکيب با رشته علوم ارتباطات و به صورت Communication and Media Studies نيز مي‌آيد. هر چند برخي از صاحب‌نظران مانند مک‌کوئل اين دو عناون را کنار هم قرار داده و مي‌گويد که مرزهاي اين رشته‌هاي چندان مشخص نگرديده است (Downing, 2004) اما اغلب منابع با عنوان مطالعات رسانه‌ها با اشاره به ميان رشته‌اي بودن اين حوزه به تفکيک مرزهاي اين رشته با رشته‌هايي چون "علوم ارتباطات" و "مطالعات فرهنگي" پرداخته‌اند. (از جمله رجوع کنيد به William, 2004 )

[4] - از آن‌جمله مي‌توان به سخنراني‌ها و مقالات اساتيدي چون دکتر رشاد و دکتر خسروپناه اشاره نمود.

[5] - مقاله آقاي دکتر حسيني رياست محترم دانشکده صدا و سيما که در کارگاه آموزشي فلسفه رسانه‌ها ارائه گرديد نمونه خوبي در اين زمينه مي‌باشد.

نوشته شده توسط مهدی یوسفی در 11:44 | موضوع: فلسفه رسانه و ارتباطات
• لینک ثابت   • 

چهارشنبه بیست و ششم دی 1386

ارتباطات و تکنولوژی- هایدگر و تکنولوژی- نشانه شناسی رسانه ها

با توجه به گسترده بودن حوزه مطالعاتی و پژوهشی فرهنگ و ارتباطات، در تلاش هستم تا برخی از منابع مفیدی را که در پژوهش ها و جستجوهایم به آن ها می رسم برای عموم علاقمندان معرفی کنم. موضوع ارتباطات و تکنولوژی از زوایای مختلف دارای اهمیت بوده و شایسته بحث و بررسی است:

سایت دانشگاه ایالتی کالیفرنیا منابع و پیوندهای خوبی را در این زمینه معرفی کرده است:

Communication and Technology

یکی از نظریه پردازان مطرح این حوزه هایدگر فیلسوف آلمانی است. اگر کمی در این حوزه ها مطالعه داشته باشید حتماً نام او و دیدگاه هایش را شنیده اید. اگر دنبال دانلود متن کامل و PDF مقالات انگلیسی درباره دیدگاه های هایدگر درباره تکنولوژی می گردیدُ حتماْ سری به سایت زیر بزنید:

Heidegger and Technology Links

و اما آخرین معرفی دریاره نشانه شناسی است.علمی که بسیار به آن علاقه دارم و فکر می کنم پتانسیل زیادی برای طرح دیدگاه ها و نظرات جدید در آن وجود دارد. اگر می خواهید با "تحلیل نشانه شناختی" آشنا شوید به همراه چند نمونه و مثال به سایت زیر سر بزنید:

نشانه شناسی رسانه ها

نوشته شده توسط مهدی یوسفی در 16:26 | موضوع: سایر مطالب: معرفی منابع- تحلیل ها- خاطرات و ...
• لینک ثابت   • 

یکشنبه بیست و سوم دی 1386

دو چارچوب تئوريک براي توليد فلسفه ارتباطات

در اين يادداشت به دو رويکرد متفاوت والبته مکمل هم براي توليد فلسفه ارتباطات اشاره خواهم داشت. اين دو رويکرد در واقع دو چارچوب تئوريک براي ما فراهم مي‌کنند تا موضوع "فلسفه ارتباطات" (Philosophy of Communications) در چارچوب آن‌ها قابل بحث و بررسي باشد. طبعاً براي رسيدن به ديدگاه‌هايي بومي در اين زمينه آن چه که بيش از همه اهميت دارد فراهم ساخت چارچوب‌هاي تئوريکي است که با ماهيت اين موضوع که از جنس فلسفه است نيز تناسب دارد.


آنچه در اين نوشتار محل تأکيد است ضرورت داشتن نوعي نگاه ترکيبي نسبت به اين دو نوع رويکرد است. اساساً مفهوم رويکرد (Approach) به معناي نزديک شدن است و در واقع اگر ما هر دوي اين رويکردها را (که شايد مناسب‌تر است اينجا رهيافت ترجمه شود) با هم داشته باشيم به موضوع فلسفه ارتباطات نزديک مي‌شويم.
براي تبادر به ذهن و با اين پيش فرض که علاقمندان اين مباحث، مقالات مطرح شده در کارگاه فلسفه رسانه‌ها که در دانشکده صدا و سيما برگزار شد را پيگيري کرده‌اند، اگر اين دو نوع رويکرد را در حوزه فلسفه رسانه مطرح سازيم، سخنراني دکتر حسيني بهترين مثال براي رويکرد "شروع از فلسفه" و سخنراني دکتر عاملي (ببخشيد حجه الاسلام دکتر عاملي) بهترين مثال براي رويکرد "شروع از رسانه" مي‌باشد. ساير مباحث اراده شده را نيز مي‌توان ذيل اين دو نوع نگاه کلي قرار داد.
در ادامه به طور خلاصه به طرح اين دو رويکرد خواهيم پرداخت:
                                                                 بقیه را در ادامه مطلب بخوانید...


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مهدی یوسفی در 13:31 | موضوع: فلسفه رسانه و ارتباطات
• لینک ثابت   • 

چهارشنبه دوازدهم دی 1386

دو هديه: متن تمام مقالات دکتر فياض و ليست همايش‌هاي جهاني

با سلام

کمي در اين ايام سرم شلوغ است. اما اين مژده را به دوستان عزيز مي‌دهم که در حال جمع‌بندي چند تا نوشته تر و تميز در حوزه‌هايي چون فلسفه ارتباطات و نشانه شناسي هستم که به زودي... . براي اين که حيويت وبلاگ را نشان دهيم، فعلاً دو هديه:۱- ليست کامل همايش‌هاي جهاني در موضوعات مختلف در ۶ ماه آتي و ۲- متن تمام مقالات آقاي دکتر ابراهيم فياض

و اما

ليست همايش‌هاي جهاني را ادراه‌ي همکاري‌هاي علمي و بين المللي دانشگاه امام صادق نهيه کرده است که در آن عناوين همايش‌هاي جهاني در موضوعاتي مثل انسان شناسي، مطالعات اسلامي فلسفه، مطالعات ديني، زبانشناسي، ارتباطات و رسانه، مطالعات فيلم، مطالعات مربوط به جنسيت، جهاني سازي، حقو ق بشر، هويت شناسي، جهانگرديمطالعات شهر و شهرنشيني، خشونت، مطالعات زنان،آموزش عالي تعليم و تربيت بازرگاني،اخلاق كسب و كار، اقتصاد، تجارت الكترونيك و مديريت بانكداري به تفکيک آمده است.

 ضمن تشکر از اداره همکاري‌هاي علمي و بين المللي دانشگاه، اميدوارم زمينه مناسب‌تري فراهم شود تا دانشجويان و اعضاي هيأت علمي بتوانند در اين همايش‌هاي حضور فعالاته‌اي داشته باشند و بتوانيم به آرمان مرجعيت علمي نزديک شويم

دانلود فهرست همايش‌هاي جهاني پيش رو به صورت PDF

متن نمام مقالات آقاي دکتر فياض را نیز می توانید دانلود کنید. این رو دیگه زحمتش را بچه ها کشیده اند. منتظر بودم تا این مقالات را با طبع مناسب تری ارائه دهم اما دیر می شد. تو همین ایام هم چندین تفر این فایل را مطالبه کرده بودند. ولي فرصت نشد فايل را مرتب کنم . با ياري خدا به دنبال این هستیم تا این مقالات را به صورت موضوعی طبقه بندی کنیم و اگر زمینه فراهم بود چاپش کنیمُ هر چند خود آقای دکتر زیاد تو این زمینه پا نمی دهند.بگذریمُ فقط یک توضیح برای آن هایی که دکتر فیاض را نمی شناسند این که اگر در گام اول چیزی متوجه نشدید خیلی تعجب نکنید. مطمئن باشید که این مقالات حرف های زیادی برای گفتن دارند. لااقل از حیث دادن ایده بسیار جالب هستند. البته این مقالات فقط مقالاتی هستند که در نشریه پگاه حوزه منتشر شده است:

دانلود متن تمام مقالات آقای دکتر ابراهیم فیاض

در ضمن ليست مقالات را مي‌توانيد در ادامه مطلب ببينيد...


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مهدی یوسفی در 19:22 | موضوع: اندیشمندان فرهنگ و ارتباطات
• لینک ثابت   • 

چهارشنبه بیست و یکم آذر 1386

پروفسور مولانا بازنشسته شد اما...!!!؟؟؟

حتماْ شنیده اید که پروفسور سید حمید مولانا چندی پیش از دانشگاه امریکن بازنسته شده اند. سایت دانشگاه امریکن به صورت اجمالی در گفتگویی با ایشان به بررسی فعالیت های علمی٬ خاطرات و برنامه های آینده ی ایشان پرداخته است. جالب است نگاهی به این قسمت داشته باشید. همانطور که می بینید برنامه های ایشان تا ۵ سال آینده پر است و نامی از ایران در آن دیده نمی شود. البته مطلع هستم که ایشان برنامه ها و طرح هایی را در ایران در دست اجرا دارند. ظاهراْ قرار است ۲ ساعت در هفته به دانشکده ی ما اختصاص دهند . تاریخ علم نشان داده است که اندیشه ها و افکار اساتید بیشتر از طریق دانشجویانشان است که ماندگار شده و تفصیل گردیده است. اما آیا این آن چیزی است که ما از ایشان انتظار داشتیم! (این هم نقد که نگید ما ایشان را اصلاْ نقد نمی کنیم).

Fondest Memory: “I was given a chance to develop this program, and I’ve really seen the field emerging. During the Vietnam War, you could see so many things coming to the surface. International conflict was taking a different shape, the role of information and propaganda was changing . . . I was predicting this would happen, this information age, both in its negative and positive terms . . . Then [the other night] my students had a reception in my honor, and my students decided to make three presentations. You would never have thought, 40 years ago, that students in SIS would now be writing papers [on] new media in the Arab world, identity and anxiety among Muslim students in the U.S., and the role of intercultural communication in globalization. All of these interesting and exciting topics—if you had said 40 years ago we were going to be considering those things, they wouldn’t have believed it!”

Best Part of the Job: “I now have so many students around the world who are both teachers as well as professionals. It’s so nice when you travel. I have supervised almost 150 doctoral dissertations, and close to 50 are teaching all over the world as professors—they are in Indonesia, Finland, Iran, Egypt, Sweden, Australia—some of them are deans and directors. That’s really rewarding.”

Future Plans: “Scholars do not retire like other people, they just change their schedules. I’ll be doing more writing and thinking. My calendar is full for the next five years. I have invitations beginning this summer form the University of Beijing in China, the University of Pubjab in Pakistan, the Sorbonne in Paris, Australia . . . I’m going to have fun and do some writing, especially for the general publicabout my field and its implications.”

نوشته شده توسط مهدی یوسفی در 20:39 | موضوع: اندیشمندان فرهنگ و ارتباطات
• لینک ثابت   • 

یکشنبه یازدهم آذر 1386

ورودي فلسفه‌ ارتباطات

ورودي فلسفه‌ ارتباطات

 

مباحث بسیار زیاد و البته مهمی درباره ی موضوع فلسفه ارتباطات قابل طرح است که نوعاْ صحبتی در این باره نمی شود. در این یادداشت قصد طرح دیدگاهی فلسفی در حوزه ی ارتباطات را ندارم. بلکه در این نوشتار کوتاه همانطور که از عنوان آن برمی آید بیشتر به دنبال ترسیم فضای بحث بوده ام. امیدوارم که این یادداشت فتح بابی شود برای طرح دیدگاه ها و نظرات مختلف در این زمینه.

  روشن است که در اينجا، فلسفه در معناي خاص کلمه مد نظر است (و منظور از آن اهداف و ... نيست).نيز در اينجا منظور حکمت اولي يا حکمت متعاليه نيست.بلکه فلسفه‌ ارتباطات مد نظر است که در گروه فلسفه هاي مضاف قرار مي گيرد.در اين قسمت ما بايد مقوله ي ارتباط را به لحاظ فلسفي تحليل کنيم و بايد به اين سؤال پاسخ دهيم که در هر يک از انواع چهارگانه ي ارتباطات(در یادداشت مبانی ارتباطات دینی در فضای سایبر در این باره توضیحاتی داده شده است) به لحاظ فلسفي چه اتفاقي مي افتد و ارتباطات را به لحاظ فلسفي تعريف کنيم.همان‌طور که مي دانيد فلسفه به عنوان پايه و مبناي تمام علوم از اهميت و نقش بسيار مهمي در اين مسأله برخوردار است.

با توجه به اين که موضوع ارتباطات به تازگي به عنوان يک علم مطرح گرديده است، قطعاً ما مباحث طبقه‌بندي شده و ساختار مندي را در اين زمنيه در متون کلاسيک فلسفي- چه فلسفه اسلامي و چه فلسفه‌ غرب- نخواهيم يافت.با اين حال با توجه به اين که موضوع ارتباط انسان مورد توجه اکثر انديشمندان بوده است، در فلسفه اسلامي اشارات بسياري به اين موضوع داريم (البته همانطور که گفته شد مطالب به صورت صريح و طبقه بندي شده نيستند منتها در متون کلاسيک فلسفه‌‌ اسلامي و به ويژه در برخي مباحث خاص از جمله وجود ذهني و ادراکات اعتباري اشاراتي به مقوله‌ي ارتباط شده است).به ويژه از متفکرين نسبتاً معاصر، علامه طباطبايي، علامه جعفري، و شهيد مطهري ديدگاه‌هاي منسجم‌تري را در اين زمينه ارائه داده‌اند.نيز از معاصرين، پروفسور سيد‌حميد‌مولانا و آقاي دکتر ابراهيم فياض از حوزه‌ي ارتباطات از جمله صاحب نظران مطرح اين موضوع هستند. همچنين از حوزه ي فلسفه نيز آقاي دکتر اعتصامي و غفاري( از اساتيد فلسفه دانشگاه تهران) از جمله صاحب‌نظراني هستند که مي‌توانند در بازتوليد و بازتعريف ديدگاه‌هاي متون کلاسيک فلسفي در رابطه با ارتباطات بسيار کمک نمايند.

يک قرائت ديگر از فلسفه‌ ارتباطات فلسفه علوم ارتباطات است. در اين قرائت فلسفه‌ ارتباطات يک علم درجه ي دوم است (در مقابل قرائت اول که علم درجه ي اول است). حجه‌الاسلام علي‌اکبر رشاد در کتاب "فلسفه‌ مضاف" ضمن تأکيد بر دو قرائت مختلف از فلسفه هاي مضاف به بيان تفاوت هاي مختلف اين دو رويکرد مي‌پردازند. ايشان معتقدند در هر فلسفه مضافي بايد به سه مسأله‌ي زير پرداخته شود:

1. مباحث و مسائل عام و مشترک ميان انواع فلسفه‌هاي مضاف، مانند بحث از سرشت و صفات ذاتي مضاف اليه.

2. مباحث و مسائل مربوط به گروهي خاص از فلسفه‌هاي مضاف، مانند بررسي جايگاه «علم مضاف‌اليه»، در شبکة علوم مرتبط با آن، و مانند بحث از ماهيت گزاره‌هاي تشکيل‌دهندة «علم‌هاي مضاف‌اليه» در فلسفه‌هاي مضاف به علوم، و مانند بحث از قانونمندي پديده‌ها در فلسفه‌هاي مضاف به امور.

3. مباحث و مسائل مختص و منحصر به برخي فلسفه‌هاي مضاف، مانند بحث از اطلاق و نسبيت احکام اخلاقي در فلسفة اخلاق، و مانند بحث پيرامون وحي، ايمان و خلود نفس و ... در فلسفة دين.[i]

در اين قرائت از فلسفه‌ي ارتباطات، ما در واقع نگاهي از بالا به علوم ارتباطات (Communication Studies) مي‌اندازيم و پارادايم‌هاي حاکم بر آن، روش‌شناسي، ملاک اعتبرا نظريه‌ها در اين علم، پيش‌فرض‌ها و ... را مورد بررسي قرار مي‌دهيم.

 



[i] - رشاد، علي‌اکبر، فلسفه‌ي مضاف

نوشته شده توسط مهدی یوسفی در 19:29 | موضوع: فلسفه رسانه و ارتباطات
• لینک ثابت   • 

یکشنبه یازدهم آذر 1386

تاملاتی در باب ارتباطات ديني در قرآن کريم

تاملاتی پیرامون ارتباطات ديني در قرآن کريم

 

پاسخ به سوالاتی پيرامون آيه‌ي 125 سوره‌ي نحل

اشاره

    در يادداشت قبلي اشاره‌اي داشتيم بر برداشت هاي مختلفي که مي‌توان از عبارت

  "ارتباطات ديني" داشت. در اين يادداشت به سراغ قرآن کريم رفته و بر مبناي قرائت

 سوم از "ارتباطات ديني" ( به معناي تبيلغ دين) و با محور قرار دادن آيه‌ي 125 سوره‌ي

 نحل به بررسي ديدگاه‌هاي قرآن درباره‌ي ارتباطات ديني و برخي از مهم‌ترين سوالات

 پيرامون اين آيه‌ي شريفه پرداخته ايم. لازم به ذکر است اين نوشتار به عنوان تحقيق

 درسي براي درس "تفسير موضوعي" که توسط آيت الله مصطفوي تدريس

 مي‌گردد، آماده گرديده است.

 

 

مقدمه

" ادْعُ إِلى‏ سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَ الْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَ جادِلْهُمْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنْ ضَلَّ عَنْ سَبِيلِهِ وَ هُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِينَ"

آيه‌ي مطروحه يکي از آيات اساسي و کليدي در فهم مفهوم تبليغ از ديدگاه قران کريم است. مفسرين ذيل اين آيه نکات زيادي را طرح نموده‌اند که در اين تحقيق تلاش داريم تا اين نکات را حول پاسخ به دو سؤال زير مطرح سازيم:

1-      آيا تطبيق مفردات قرآني اين آيه با اصطلاحات منطقي صحيح مي‌باشد؟

2-      چرا موعظه توصيف به حسنه گرديده است اما جدل به احسن؟

 

                                                             بقیه را در ادامه ی مطلب بخوانید...


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مهدی یوسفی در 19:15 | موضوع: ارتباطات اسلامي/ ارتباطات ديني
• لینک ثابت   • 

شنبه بیست و ششم آبان 1386

درآمدی بر مباني ارتباطات ديني در فضاي سايبر

درآمدی بر مباني ارتباطات ديني در فضاي سايبر

در این یادداشت به بررسی اجمالی مبانی ارتباطات دینی در فضای سایبر و تصورات مختلفی که می توان از آن نمود پرداخته ام.هر چند از منابعی استفاده کرده ام اما در این یادداشت بیشتر در پی روشن ساختن فضای موضوع بودم تا یک مقاله ی علمی

موضوع ارتباطات ديني در محيط ساير، مقوله اي است که بسياري از عالمان رشته‌ي ارتباطات که دغدغه هاي ديني دارند و نيز متفکران ديني که با فضاي سايبر کمابيش آشنا هستند، به آن پرداخته‌اند. گسترش و فراگيري اينترنت در چند سال اخير در کشور ما، فعاليت‌هاي نسبتاً موفق ساير اديان در فضاي سايبر و ... از جمله عواملي است که باعث گرديده اين موضوع به شکل جدي در کشور ما مطرح گردد. با اين حال اگر در رابطه با اين موضوع جستجوي مختصري داشته باشيد، تصديق خواهدي نمود که منابع بسيار کمي(چه فارسي و چه لاتين) در اين حوزه وجود دارد.به ويژه اگر موضوع ديني بودن را به شکل جدي وارد مسأله نماييم(نه آن برداشت محدود مسيحيت از دين که دين را تقريباً مساوي کليسا مي داند)، مي توان با جرأت گفت که اين موضوع تا به حال در يک چارچوب تئوريک قابل قبولي بحث نگرديده است.

از آن جا که در اين نوشتار صحبت از مباني است نبايد انتظار داشته باشيم که برخي مباحث سطحي( که نوعاً در هنگام بحث از چنين مسائلي ايراد مي‌گردد) دوباره طرح گردد، بلکه براي تبيين ابعاد مختلف موضوع در يک چارچوب تئوريک قابل قبول، نياز به نوعي دقت هاي عقلي و فلسفي داريم.

ترکيب عبارات به کار رفته در عنوان، مي تواند برداشت‌هاي مختلفي ...

بقیه را در ادامه ی مطلب بخوانید...


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مهدی یوسفی در 15:27 | موضوع: ارتباطات اسلامي/ ارتباطات ديني
• لینک ثابت   • 

سه شنبه پانزدهم آبان 1386

مهاجراني هنوز هم مي‌خندد...!!!

عکس خندان او هنوز در اتاق کنفرانس وزير خود نمايي مي‌کند، نفر دوم از سمت راست، هفتمين وزير فرهنگ. او هنوز دارد به ما مي‌خندد و با خود مي‌گويد: بلايي به سر فرهنگ مملکت آورده‌ام که احمدي‌نژاد سهل است نعوذ با الله خود آقا هم بيايد نمي‌تواند کاري کند...

                                       

ديروز عصر تقـّي به توقي خورد و بنده به جاي يکي از دوستان در جلسه‌ي  وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي با فعالين 5 تشکل دانشجويي حامي دولت حضور يافتم.ظاهراً اين نخستين نشست دانشجويي صفار -گل سرسبد جلسات دانشجويي قبل از وزارت- بعد از وزارتش بود.

                                                               بقیه را در ادامه مطلب بخوانید...


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مهدی یوسفی در 17:47 | موضوع: سایر مطالب: معرفی منابع- تحلیل ها- خاطرات و ...
• لینک ثابت   • 

شنبه پنجم آبان 1386

چرا وبلاگ دير به دير آپديت مي‌شود، قصه‌‌هاي من و وبلاگم

چند روز پیش جناب آقاي رجبي مسئول مرکز اطلاع‌رساني دانشگاه را ديدم.ايشان پرسيدند که چرا وبلاگت را دير به دير آپ مي‌کني؟ و توصيه کردند تا هر هفته يک‌بار يه دستي سر و روي وبلاگ بکشم.اولاً براي اين‌که حرف آقاي رجبي را اطاعت کرده باشم، نقداً سه يادداشت در وبلاگ گذاشتم ولي يک توضيح احتمالاً دوستان عزيز نيز کم نوشتن من به دليل اين نيست که مطلب ندارم.و همچنين بخواهند بدانند که چرا سياست‌گذاري دير به دير آپديت مي‌شود.خواستم توضيح مختصري بدهم:

باور کنيد هر روز اين‌قدر مسأله و سؤال و ايده به ذهنم مي‌رسد که مي‌توانم هر روز چند يادداشت درست و حسابي بنويسم.خيلي از مطالبم آماده و تايپ شده است.نشان به آن نشان که با يک اشاره‌ي آقاي رجبي و در عرض حدود يک ساعت سه يادداشت آماده کردم.اما مسأله جاي ديگري است ببينيد مباحث مهمي جاري است پيرامون رسانه‌ي وبلاگ و ماهيت و کارکردهاي آن که خيلي با آن‌ها کاري ندارم. اما دليل اصلي دير آپديت شدن وبلاگ من تأثير بسيار کمي است که در وبلاگ مي بينم.به عنوان مثال يادداشت مکاتب فرهنگ و ارتباطات را در نظر بگيريد.عليرغم  اهميت بسيار زياد مباحث اصلاً هيچ استقبالي از اين بحث نشد.همين‌که يک يادداشت از 3 خط بيشتر شد، تقريباً مي‌تواني مطمئن باشي که کسي آن را نمي‌خواند و متهم به تطويل مي‌شوي

 براي اين که لينک وبلاگشان در قسمت کامنت‌ها باشه مي‌نويسند وبلاگ جالبي داري، به ما هم سر بزن.پس بدانيم که وبلاگ واقعاً عرصه‌ي نظر دادن جدي و بحث و بررسي نيست..مي‌گويند ما در عصر ارتباطات OVERLOAD اطلاعات را داريم. اما خودمانيم حرف حسابي خيلي کمه.اين‌قدر از همديگر کپي پيست کرديم که الان اضافه‌ي اطلاعات داريم. الان تو عصر ارتباطات کتاب که رسانه‌اي بسيار فخيم است فراموش شده است.ديگه چه کسي حال دارد يک صفحه متن بخواند.

به خاطر دلايلي که ذکر گرديد بعد از مقطعي  تصميم گرفتم زياد روي وبلاگ سرمايه‌گذاري نکنم.

هر چند وبلاگ از جهاتي ديگر برايم خيلي مفيد بود.بگذريم.اين ها را نگفتم به خاطر اين که نتيجه بگيرم ديگه نمي‌خواهم نوشتن در وبلاگ را ادامه دهم.تلاشم در اين است که رويکردم را در وبلاگ  تغيير دهم و از يادداشت هاي فخيمه به سمت يادداشت‌ها ي.... اما مفيد بروم.ولي باز بعيد است که خيلي وقت بگذارم.

شما هم نظر بديد.آيا آن‌چه توصيف کردم درست بود؟ نتيجه‌اي که گرفتم چطور؟

 

نوشته شده توسط مهدی یوسفی در 20:51 | موضوع: سایر مطالب: معرفی منابع- تحلیل ها- خاطرات و ...
• لینک ثابت   • 

شنبه پنجم آبان 1386

ايده و ايده‌پردازي، حس چند سال جلو بودن

الحمد لله در دانشگاه داره اتفاقاتي مي‌افته که کمي غيرطبيعي است و از سطح عمومي دانشگاه‌هاي ايران بالاتر است. تا حالا کارهاي زيادي از دانشکده‌ي فخيمه‌ي معارف اسلامي و مديريت ديده بوديم که بسيار نويدبخش بود از جمله پژوهش رمضان که ترجمان رويکرد پژوهشي فعال بود.خلاصه يه مدتي بود که هر وقت از کنار دانشکده‌ي مديريت رد مي‌شديم حيويت و نشاط را حس مي‌کرديم. هر چند خود دانشجويان مديريت الان خيلي شاکي هستند از ؟؟؟ .بگذريم.

يکي ديگر از ابتکارات جالب برو بچ مديريت که تحت حمايت هاي شخص آقاي دکتر باقري ظهور و بروز يافت، موضوع ايده‌پردازي و کانون فکر و ايده بود.  ايده و ايده‌پردازي يعني خلاقيت و ابتکار.البته خود ايده و تفاوت آن با طرح و شيوه‌ي اجراي آن مباحث بسياري دارد که اگه مطرحش کنم دوباره من را به تطويل متهم خواهيد کرد.يادم مي‌آيد يه دوره‌ي توي صحبت‌ها و سخنراني‌هاي برايان تريسي - صاحب نظر معاصر مديريت که چندباری به ایران هم آمده- ضرورت ايده و ايده‌پردازي را مي‌شد ديد.اما حالا در دانشگاه ما اين موضوع مطرح شده(بگذريم از اين که چقدر به ايده‌هاي ارسالي بها داده مي شود!).دومين جشنواره‌ي ايده‌هاي دانشجويي در خرداد ماه امسال برگزار گرديد و بنده با 4 ايده در آن شرکت کردم.سه مورد از ايده‌هاي بنده جزو 5 ايده‌ي برتر(از ميان بيش از 50 ايده ارسالي) شناخته گرديد.فايل اون ايده‌ها را مي توانيد اينجا ببينيد با عناوين:

هر درس يک وبلاگ

مركز تحقيقات دانشجويي

روز معارف اسلامي

دانشجويان استاديار

 

يکي ديگر از ابتکارات جالب مديريتي‌ها، طرح موضوع طراحي کيس در مسابقه‌ي تابستاني سايت ماجد بود که باز موضوعي جالب، جديد و مهم مي باشد.منابع خوبي در زمينه‌ي طراحي کيس جمع‌آوري کرده و مورد بررسي قرار داده‌ام که اگه خواهان داشت تو يه يادداشت ديگه منتشر مي کنم.

همانطور که مي‌بينيد چنانچه زمينه و حمايت لازم براي دانشجويان فراهم باشد مي توانند فعاليت‌هاي خوبي را به انجام رسانند. در هر حال وقتي موضوعاتي چون ايده‌پردازي و طراحي کيس به گوشم مي‌خورد احساس مي کنم ما چند سال جلوییم...

نوشته شده توسط مهدی یوسفی در 20:48 | موضوع: سایر مطالب: معرفی منابع- تحلیل ها- خاطرات و ...
• لینک ثابت   • 

شنبه پنجم آبان 1386

حواستون به منابع باشه: مطالعه‌ي تاريخي، روزنامه‌ي اطلاعات و روستاي قولان

مي‌خواهم تو اين يادداشت کوتاه يک ارتباطي بين اين سه مفهوم برقرار کنم

 

اخیراْ در کلاس روش نحقیق دکتر آشنا مباحثی درباره ی مطالعات تاریخی مطرح گردید.مطالعه‌ي تاريخي خيلي اهميت دارد. اما از حيث نتايج هميشه خيلي جنجالي بوده است. يک دليل اين مسأله مي‌تواند آميخته شده تاريخ با سياست و نتيجه‌ي عملي نتايج مطالعات تاریخی باشد.يکي از موضوعات تاريخي که با بحث اتخاد ملي نيز پيوند نزديکي دارد، موضوع زبان ترکي(البته لهجه‌ي آذري آن مد نظر است) است.در اين زمينه مناقشه‌اي است بين دو گروه صاحب‌نظران که برخي مي‌گويند زبان الان مردم منطقه ی آذربايجان (که نامي تاريخي براي منطقه‌اي نسبتاً وسيع در شمالغرب کشور است) در جريان تهاجمات مغول با ترکي درآميخت و گروهي ديگر زبان آن را از ابتدا ترکي مي‌دانند.اين موضوع بسيار چالشي است و نتايج مهمي را نيز دارد.اما همين‌قدر بگويم که بنده از مطالعه منابع به جايي نرسيدم( ارجاع شود به کنفرانس يه ساعته‌ي بنده در کلاس انسان‌شناسي فرهنگي دکتر فياض).پس ببينيد مطالعه‌ي تاريخي به اين راحتي نيست.

اما، دو سال پيش رفته بوديم بازديد از روزنامه‌ي اطلاعات که يک ام‌الکتاب(کتاب بسيار بزرگ) 28 هزار روز تاريخ ايران و جهان شامل آرشيوهاي خيلي قديمي روزنامه‌ي اطلاعات به ما هديه دادند. چون داداشم خيلي به اين چيزها علاقمند است آن را با هزار زحمت بردم خانه.خلاصه يه روزي يکي از آشناها که داشت آن را تورق مي‌کرد به يکباره نام روستاي قولان( واقع در ۷۵ کیلومتری بخش سیه رود در آذربایجان شرقی) را ديد.بسيار برايم جالب بود.در آن‌جا گزارشگر اطلاعات  در سال 1327 به مرز ايران و شوروي رفته بوده تا از وضعيت مرزها گزارش تهيه کند.براي تهييه‌ي اين گزارش به روستاي ما هم رفته بود و توصيفي از روستاي ما و وضعيت آب‌و‌هواي آن کرده بود که در زير آمده است.

نکته‌اي که جالب است شايد اين تنها گزارش موجود باشد که وقوع يک حادثه‌ي به‌خصوص در مرز را توصيف مي‌کند.در ظاهر به نظر مي‌رسد که اين اتفاق (تجاوز يکي از افسران شوروي به ايران و دلاوري سربازان ايراني در مرز) با توضيحات کامل آمده و درست است.اما پدربزرگم که در آن سال 17 ساله بوده است وقتي اين گزارش را ديد گفت که اين گزارش غلط بوده و اعتبار ندارد.گزارشگر روزنامه‌ي اطلاعات از دلاوري افسر پاسگاه ايران صحبت مي‌کند در حالي که علي‌الظاهر اين‌ها همه خالي‌بندي براي ارتقاي درجه‌ي افسر زيرک ايراني بوده.

عکس‌ها را ببينيد:

نمایی از روستای قولان

بقیه در ادامه ی مطلب

  


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مهدی یوسفی در 20:44 | موضوع: سایر مطالب: معرفی منابع- تحلیل ها- خاطرات و ...
• لینک ثابت   • 

پنجشنبه هفدهم خرداد 1386

چارچوب تئوریک مکتب نشانه شناسی قرآن کریم

اخيراً‌طالعاتي در زمينه‌ي نشانه‌شناسي داشتم.ورود جدي من به حوزه‌ي نشانه شناسي همزمان گرديد با مباحثاتي تدبري در سوره‌ي رعد.ايده اي خام در زمينه‌ي مكتب قرآن كريم در نشانه شناسي شكل گرفت.پيگيري آن در كتب لفت و تفسير اين ديدگاه اوليه را قوي‌تر نمود و در نهايت انتشار نشريه‌ي دعوت بهانه‌يا گرديد تا مقاله‌اي با عنوان" چارچوب تئوريك مكتب نشانه‌شناسي قرآن كريم" شكل بگيريد.

البته تأكيد دارم كه اين مباحث صرفاً ورودي نظريه‌ي نشانه‌شناسي قرآن كريم است و البته عرصه اي بسيار وسيع را براي بحث و نظريه پردازي معرفي مي‌كند.اگر آن روز در همايش "ارتباطات ايراني اسلامي" حضور داشتيد احتمالاً تصور درست‌تري از مفهوم نظريه برايتان شكل گرفته است!

در هر حال بايد بگويم اين مطالعه بيش از محتوايي كه دارد از نظر روش‌شناختي حائز اهميت است و افق‌هاي جديدي را براي مطالعه در حوزه‌هاي مختلف فرهنگ و ارتباطات مي‌گشايد.نوشتار حاضر قطعاً‌داراي نواقصي نيز مي‌باشد.لذا تقاضاي اكيد دارم كه در اين مورد خاص بنده را ياري كنيد به ديدگاه‌ها وانتقادهاي مخلصانه و عالمانه‌ي خويش.

                               دانلود كنيد متن pdf اين مقاله را

كه چكيده‌ي آن به قرار زير است:

در اين نوشتار ابتدا برخي انديشه‌هاي بنيادين علم نشانه‌شناسي با تأکيد بر انديشه‌هاي بنيان‌گذاران اين علم( فردينان دو سوسور و چارلز ساندرز پيرس) به صورت اجمالي مورد بررسي قرار گرفته است.در ادامه بر اساس رويکرد اهميت کليدوا‍ژه‌ها در فهم موضوعي قرآن کريم، يک چارچوب نظري براي بحث و بررسي پيرامون مکتب نشانه‌شناسي قرآن کريم ارائه گرديده است.با توجه به مشابهت‌هاي فراوان لفظ "آية" با نشانه‌ي مد نظر نشانه‌شناسي(Sign)، اين لفظ براي تحقيق و بررسي انتخاب گرديده است.بر اساس چارچوب نظري ارائه شده،‌ آيات آغازين سوره‌ي مبارکه‌ي رعد به صورت موردي مورد بررسي قرار گرفته و تلاش گرديده است تا با استفاده از کتب تفسيري معتبر برخي مفاهيم پايه‌اي مکتب نشانه‌شناسي قران کريم در دو حوزه ي  چيستي نشانه و نوع دلالت و نقش تفسيرگري فعال در فهم نشانه ها تبيين گردد.

 

نوشته شده توسط مهدی یوسفی در 15:30 | موضوع: نشانه شناسی
• لینک ثابت   • 

پنجشنبه هفدهم خرداد 1386

مکتب دانشگاه امام صادق علیه السلام در فرهنگ و ارتباطات در کلام سید حمید مولانا

دانشجويان معارف اسلامي و فرهنگ و ارتباطات حتماً بخوانند

همان‌طور كه مطلع هستيد در اواخر سال 1385 جلسه‌اي با حضور پروفسور سيد حميد مولانا در دانشگاه برگزار شد.اكثر دانشجويان معارف اسلامي و فرهنگ و ارتباطات در اين جلسه حضور داشتند.ايشان در اين جلسه ضمن معرفي مكاتب فرهنگ و ارتباطات در سطح جهاني، به دانشجويان گوشزد كردند كه رسالت شما پا نهدن فراتر از اين مكاتب است نه اكتفاي به آن‌ها و اما نكاتي چند:

- 1سابقاً ما ديدگاهي را درباره‌ي ماهيت فرهنگ و ارتباطات مطرح كرده بوديم و مدل‌سازي‌ها كرده بوديم كه فرهنگ و ارتباطات=فرهنگ+ارتباطات نيست.ايشان در اين سخنراني تأكيد نمودند كه "فرهنگ و ارتباطات يك كلمه است و دو كلمه‌ي مجزا نيست".اين هم مهر تأييدي از يك متفكر برجسته‌ي حوزه‌ي ارتباطات.وقتي اين جمله‌ي ايشان را شنيدم بسيار خوشحال شدم چون ديدم لااقل يك نفر هست كه به اين گونه سؤالات بنيادين كه تأثيرات عملي بسيار زيادي دارد، بپردازد.بر اين اساس ديدگاه تازه‌اي را مي‌خواهم در نسبت فرهنگ و ارتباطات در نام رشته شكل دهم و آن اين است كه عليرغم تصورات همه و از جمله خودم، واو در فرهنگ و ارتباطات "واو عاطف" نيست، بلكه "واو معيت" است.اگر معناي همين يك جمله را درست درك كنيم بسياري از رويكردهايمان عوض مي‌شود

در هر حال دوباره تأكيد مي‌كنم كه درك يك كلمه‌اي از فرهنگ و ارتباطات بسيار حائز اهميت است.متأسفانه طرح چنين گفتمان‌هايي همواره موجب مي‌شود كه به كلي‌گويي و مبهم گويي متهم شويم اما ما ايستاده‌ايم و در كنار تمام مباحث ريز و درشت ديگر اين نوع مباحث را نيز پيگيري مي‌نماييم.اينجا ديگر بيشتر نمي شود توضيح داد، اگر كسي علاقمند اين مباحث است(كه همه‌ي ما بايد باشيم) بگويد تا بيشتر بحث كنيم.

در ضمن جهت احترام بيشتر به واژه‌ي فرهنگ و ارتباطات نام وبلاگ را هم علي‌الحساب به "سياست‌گذاري، فرهنگ، ارتباطات تغيير داديم.

2- بحثي نظري جريان داشت كه سواي معارف اسلامي، "فرهنگ و ارتباطات" صحيح است يا "ارتباطات و فرهنگ".باز بايد تأكيد كنم كه اين بحث نيز بسيار مهم است.ايشان در سخنراني خود هر دو عبارت را به كار بردند.در جستجويي كه انجام دادم متوجه شدم كه در سطح جهاني نيز هر دو عبارت به كار مي‌رود(مستندات قابل ارائه است).دكتر مهدوي گفتند كه تقدم فرهنگ در نام رشته هيچ معناي خاصي را منقل نمي‌كند.به نظر من اگر مي‌خواهيم با فرهنگ و ارتباطات به عنوان يك ديسيپلين علمي برخورد كنيم، به دلايل مختلف بهتر است نام "ارتباطات و فرهنگ" را به كار ببريم.چون مي‌گوييد خلاصه بنويس بيشتر توضيح نمي‌دهم، بماند براي يادداشتي مجدد.

3- " در هر حال من اميدوارم مکتبي بوجود بيايد با عنوان مکتب دانشکاه امام صادق(ع) و بايد به دنبال آن برويم" اين كليدي‌ترين و اميد بخش‌ترين صحبت سيد حميد مولانا بود.ايشان بعد از بيان تمام مكاتب موجود، بحثي در رابطه با نارسايي‌ها و نواقص اين مكاتب داشتند كه حتماً بخوانديدش.هميشه از بالا به مسادل مخلف نگاه كنيد.ارتباطات ميان‌فرهنگي، مطالعات فرهنگي و ... تنها يكي از 7 مكتبي هستند كه فرهنگ و ارتباطات را مطالعه مي‌كنند.البته قابل احترام هستند و ما بايد كامل آن‌ها را بشناسيم.لكن به جاي غرق شدن در پيچ و خم گفته‌هاي اين و آن ، آن هم فقط در يكي از اين 7 كتب بايد مكتب دانشگاه امام صادق را طراحي كنيم و اين كار زحمت زيادي مي‌خواهد و با شعار خالي نيز به اين هدف نمي‌رسيم.

4- مكتب دانشگاه امام صادق عليه‌السلام، ادبيات جديدي است كه سيد حميد مولانا، اين پير فرزانه ي ارتباطات آن را مطرح ساخت.اما ديدگاه خود را چندان بسط نداد.چند كلمه‌اي به صورت مختصر و سربسته در رابطه با اين مكتب از ديدگاه بنده:

نظام اصلي اين مكتب، علوم ارتباطات است.البته اين مكتب داراي رويكردي ميان رشته اي بين حوزه ي ارتباطات و فرهنگ مي باشد.

اين مكتب در ارتباطات و فرهنگ با تكيه و تأكيد بر سه مفهوم اساسي زير شكل مي گيرد كه لزوماً با هم هم عرض نيستند.

1- معارف اسلامي:معارف اسلامي نه به شكلي شعارين و نمادين بلكه كاملاً کاربردي و مشخص در مكتب امام صادق حضور جدي دارد.اين مكتب، گزاره هاي ديني غني و سرشار در رابطه با فرهنگ و ارتباطات را در قالب مقالات و در سطحي بالاتر تئوري ها و نظريات قابل عرضه در سطح جهاني بازتوليد كرده و بدين ترتيب ادبيات جديدي را وارد حوزه ي ارتباطات و فرهنگ خواهد ساخت.

2- تبليغ: که آرماني مقدس براي دانشگاه امام‌صادق عليه‌السلام به شکل عام و دانشکده‌ي معارف‌اسلامي و فرهنگ و ارتباطات به صورت خاص مي‌باشد.يکي از مسائل اصلي اين مکتب، طراحي روش‌هاي مبتني بر دين براي گسترش پيام نبي خاتم(مکتب تشيع) در سراسر جهان هستي مي‌باشد.

3- سياستگذاري:مکتب امام صادق(ع) گرفتار انتزاعيات نيست و يکي از شاخصه‌هاي جدي اين مکتب طراحي و اجراي نظام‌هايي براي به فعليت رساندن نظريات و تئوري‌ها مي‌باشد.

 

و اما بخوانيد در ادامه‌ي مطلب سخنراني سيد حميد مولانا را كه عليرغم تنگي وقتم با زحمت و دقت تمام آن را آماده‌ي انتشار كردم:


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مهدی یوسفی در 15:30 | موضوع: معرفی رشته معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات
• لینک ثابت   • 

پنجشنبه هفدهم خرداد 1386

مسافرت ها جهادی بهترین سفری که رفته ام

برگي دگر از سياست‌گذاري فرهنگي نوشته شد تا بدانيد كه هنوز هستيم و البته فعال‌تر از هميشه منتها در اين عرصه و در اين قالب چندان بروز ندارد….

دوباره فصل تابستان نزديك مي‌شود و خاطرات يك سفر شيرين مرور مي‌شود.احتمالاً تا حالا در رابطه با اردوي جهادي يا بهتر بگويم مسافرت جهادي چيزهايي شنيده‌ايد و چه بسا ديده‌ايد.اين نوع سفرها با دانشجويان با صفاي دانشگاه يك حال و هواي ديگري دارد....

فقط خواستم بگويم كه مطلع باشيد امسال نيز اين مسافرت ها برقرار است

21 تير الي 7 مرداد

استان ايلام

واما براي اين كه فضا و اهداف اين گونه مسافرت ها بيشتر تبيين شود در اين يادداشت مي‌توانيد به دو مطلب دسترسي پيدا كنيد:

1-چمع مستان مي‌روند:خاطراتي جالب از مسافرت جهادي زيلايي كه توسط دوست عزيزم آقاي محسن لبخندق(كه بد جور زده تو كار مديريت فرهنگي و در حال طراحي رشته‌اي با همين عنوان در دانشگاه هستند) در نشريه‌ي سوره( كه خدا رحمتش كند) چاپ گرديده بود

2- گفتگويي با برگزاركنندگان اين مسافرت‌ها كه توسط نشريه‌ي فقيد سوره به چاپ رسيد:مي‌توانيد اهداف و برنامه‌هاي اين نوع مسافرت‌ها را د راينجا ببينيد

از هر مطلب طليعه‌اي خورده است و براي مطالعه‌ي كامل ادامه‌ي مطلب را بزنيد....

يا علي

 

 

جمع مستان می روند

 

محسن لبخندق

 پيش از شروع سال 84، چند گزينه به عنوان منطقة برگزاري اردو مطرح شد. تعطيلات نوروز كه پيش آمد، بچه‌ها براي شناسايي، به چند تا از آن مناطق رفتند. بعد از تعطيلات فيلمها، عكسها و اطلاعاتي را كه از فرم شناسايي مناطق آماده شده بود بررسي كرديم و به اين نتيجه رسيديم كه منطقة محروم زيلايي، واقع در استان كهگيلويه و بويراحمد گزينة قابل قبولي براي برگزاري سفر است. بنابر اطلاعات اوليه‌اي كه از منطقه به دست آمد، اوضاع وخيم‌تر از آن بود كه فكرش را مي‌كرديم. از لحاظ امكانات برگزاري سفر، منطقه وضعيت بدي داشت و حتي حمام و دستشويي هم در محلي كه براي اقامت ما مناسب بود وجود نداشت. اما تصميم بر اين بود هر طور شده‌اردو برگزار شود.

 

بقيه را در ادامه‌ي مطلب بخوانيد.....

 

 

بهترین سفری که رفته ام

اشاره:

هر سال دهها بلكه صدها اردوي جهادي برگزار مي‌شود . منظور از اردوي جهادي سفر يكي دوهفته اي جمعي از دانش آموزان يا دانشجوياني است كه پيه بيل زدن زير آفتاب را به تنشان ماليده اند و بيست وهفت سال بعد از پيروزي انقلاب در گوشه اي از ايران بزرگ ساختن حمامي يا مسجدي يا مدرسه‌اي يا در كوره راهي يا درمانگاهي را بهانه مي‌كنند كه آدميتشان را به وضوح به‌ياد بياورند و حس معنوي محروميت‌زدايي را براي چند روزي لااقل تجربه كنند. در اين ميزگرد لبخندق و نصيري از فعالان اردوي جهادي دانشجويي يكي از دانشگاه امام صادق و يكي ازعلم وصنعت - بركات وتبعات ! اردوهاي جهادي را بازگفته‌اند.

اين ميز گرد با وعده پيگيري موضع از سوي سوره و مهخاطب قرار دادن هنر مندان انقلاب و.... به پايان رسيده و با آنكه حدود يك سال از برگزاريش مي‌گذرد هنوز آن وعده محقق نشده است كه بشود.

بخوانيد اصل ماجرا را...

بقيه را در ادامه‌ي مطلب بخوانيد.....


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مهدی یوسفی در 15:29 | موضوع: سایر مطالب: معرفی منابع- تحلیل ها- خاطرات و ...
• لینک ثابت   • 

پنجشنبه بیست و یکم دی 1385

جامع ترین یادداشت فارسی در رابطه با ارتباطات میان فرهنگی:معرفی منابع(سایت و کتاب و مقاله)

ارتباطات ميان ‌فرهنگي،مطالعه‌ي مشترک فرهنگ و ارتباطات

همانطور که وعده داده بودم در اين يادداشت قصد دارم کامل‌ترين يادداشت فارسي موجود در اينترنت در رابطه با را تقديم شما علاقمندان حوزه‌ي فرهنگ و ارتباطات نمايم.براي جمع‌آوري مطالب زير وقت زيادي صرف کردم و تلاشم اين بود که با يک نگاه جامع و کامل تقريباً تمام مطالب موجود را جمع‌آوري کنم.اميدوارم که اين يادداشت بتواند اطلاعات جامعي در اختيار افراد علاقمند به قرار دهد.

.

باب اول: يک نيمچه مقاله از خودم

ابتدا يک نيمچه مقاله از خودم با همين عنوان :"ارتباطات ميان‌ فرهنگي ،مطالعه‌ي مشترک فرهنگ و ارتباطات " خواهيم داشت.براي اين که يادداشت خيلي طولاني نشود ،قسمت‌هايي از ابتداي اين مقاله را در اينجا قرار داده‌ام.مي‌تواند متن PDFاين مقاله را دانلود کرده و بخوانيد.اين مقاله‌ي دو سه صفحه‌اي به طور اجمالي شما را با ارتباطات ميان‌فرهنگي آشنا مي‌سازد.

بقیه را در ادامه ی مطلب بخوانید...


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مهدی یوسفی در 14:49 | موضوع: ارتباطات میان فرهنگی
• لینک ثابت   • 

چهارشنبه سیزدهم دی 1385

مفهوم شناسی معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات

با سلام و عرض معذرت از تاخیری که بوجود آمد.اما تلاش می کنم که در طی چند روز آینده با چند تا یادداشت حسابی جبران کنم.فعلاْ برای این که دوباره فضای بحث و بررسی گرم شود این یادداشت بحث برانگیز را بخوانید در حدود ده روز دیگر کامل ترین یادداشت فارسی در رابطه با ارتباطات میان فرهنگی را در وبلاگ خواهم گذاشت .

                              نظر و پیشنهاد یادتان نرود...

سابقاً ما ديدگاهي را مطرح كرده بوديم مبني بر اين كه فرهنگ و ارتباطات فرهنگ+ارتباطات نيست.آن موقع خيلي اجمالي صحبت كرده بودم.در اين يادداشت قصد دارم اندکي اين ايده را با نوعي مدل سازي بازتر کنم.اين ايده مطرح شد که فرهنگ و ارتباطات يعني فرهنگ را با نگاه ارتباطي نگاه كردن و ارتباطات را با نگاه فرهنگي مطالعه كردن.اين مساله خود نوعي مدل سازي مي‌خواهد.زيرا اين نوع نگاه نه اجتماع فرهنگ و ارتباطات است و نه به نوعي اشتراك؛هر چند كه به اشتراك اين دو نزديك تر است.آن‌ها كه فرهنگ و ارتباطات را فرهنگ+ارتباطات مي‌دانند به مدلي مثل شكل زير معتقدند:

 

 

دايره‌‌ي آبي‌‌‌‌‌‌ = فرهنگ      دايره‌‌ي سبز = ارتباطات  ...(خودمانيم تا حالا فكر كرده ايد فرهنگ و ارتباطا ت چه رنگي مي‌تواند باشد)

آن‌ها هم دايره‌‌ي آبي و هم دايره‌ي سبز و به نسبت كمتر فصل مشترك آن‌ها را مورد مطاله قرار مي‌دهند.بنابراين بي ربط ترين مسائل مربوط به حوزه‌ي ارتباطات نسبت به فرهنگ مي‌تواند جزو مسائل فرهنگ و ارتباطات تلقي شود..

اما مدل اوليه‌ي نسبتاً درستي كه از جايگاه اين دو حوزه‌ي مطالعاتي و معارف اسلامي مي‌توان ارائه كرد‌،‌چيزي مانند شكل زير است

يعني ما بيشتر فصل مشتر فرهنگ و ارتباطات را مطالعه مي کنيم و گاهي نيز حوزه هايي از فرهنگ که نزديک آن فصل مشترک است و نيزحوزه هايي از ارتباطات را که چنين وضعيتي دارد را مطالعه مي کنيم و همواره نگاهمان به آن فصل مشترک است/

 

ما اين نوع نگاه نيز چندان دقيق نيست و نياز به تدقيق بيشتري داردخوب حالا مي‌خواهيم ديدگاه خود را با دقت نظر بيشتري مطرح نماييم:

ابتدا لازم است مقدمه‌اي در رابطه با ماهيت علوم انساني مطرح نماييم:علوم انساني همچون باغي بزرگ است كه هر يك از رشته هاي مختلف مطرح در آن از جمله ارتباطات،فرهنگ ، اقتصاد ، سياست و مديريت از دري وارد آن مي شود.از سوي ديگر در جهان معاصر ، پيچيدگي هاي خاص مسائل انساني و اجتماعي ، كارشناسان و پژوهشگران را به سمت مطالعات ميان رشته اي سوق داده است.رشته هاي مختلف علوم انساني در عين حال كه ظاهر با مرزبندي هاي دقيقي از هم تفكيك گشته اند ، اما در نهايت همه انسان را مطالعه مي كنند كه خود مقوله اي پيچيده است و گاهي اوقات پيچيدگي ها و معماهاي مطرح در يك رشته با ورود مفاهيم رشته هاي ديگر روشن و حل مي شود.

بنابراين در علوم انساني خيلي نمي‌توان مرزبندي كرد و رشته‌هاي علمي مختلف‌،‌بيش از آن كه يك حوزه‌ي مطالعاتي متفاوت با بقيه باشند يك زاويه‌ي ديد خاصي هستند كه مسائل يكساني را مطالعه مي‌كنند.من هر رشته در علوم انساني را يك نوع ذره بين مي‌بينم كه به مسائل مختلف كه نگاه مي‌كند اولاً مسائل خاصي توجه‌اش را جلب مي‌كند و ثانياً در هر مساله جنبه‌هاي خاصي از آن جلب توجه مي‌كند.پس رشته‌ي ما نيز به لحاظ حوزه‌هايي كه مورد مطالعه قرار مي‌دهد بسيار عام است.

اما براي ساختن اين ذره بين بايد مطالعاتي داشته‌باشيم.حال بحث بر سر اين است كه اين نوع مطالعات چه نوع مطالعاتي است.مدل پيشنهادي من براي اين عدسي در دو حالت ارائه مي شود که بسته به نوع نگاه ما به معارف اسلامي متغير است.اگر معارف اسلامي به معناي مطلق دين و در معناي عام کلمه مدنظر باشد  ، آن ذره بين که ما بايد مسائل مختلف را از زاويه ي آن ببينيم چيزي شبيه شکل زير خواهد بود:

دايره ي بزرگ ذره بين همان حوزه ي دين است که نگاه کلي ما از آن منظر است و دايره هاي کوچک نيز با همان توصيفي که گفته شد.÷س زاويه ي ديد ما همان قسمت رنگي است.

اما اگر ما معارف اسلامي را به عنوان يک حوزه مشخص علمي در نظر بگيريم يک دايره ي ديگر به ذره بينمان اضافه مي شود و آن دايره ي معارف اسلامي به رنگ قرمز است:

 

البته باز جاي بحث وجود دارد که آيا اطلاق معارف اسلامي و فرهنگ و ارتباطات صرفاً داشتن نوعي روي رويکرد ديني در مطالعه ي فرهنگ و ارتباطات است بع عبارت ديگر آيا با فرهنگ و ارتباطات شناس ي مي خواهيم که اجمالاً آدم دين داري نيز باشد يا نه ، ما معارف اسلامي را به عنوان يک حوزه ي مهم مطالعاتي در کنار فرهنگ و ارتباطات قرار داده ايم.و اين که در عمل چگونه شده است خود بحث جدايي مي طلبد.

در يادداشت بعدي کامل ترين يادداشت فارسي در حوزه ي ارتباطات ميان فرهنگي به عنوان حوزه اي که فرهنگ و ارتباطات را مطالعه مي کند را تقديم شما علاقمندان اين حوزه خواهيم نمود.

اميدوارم اين نوع تبيين بتواند گامي موثردر راستاي بحث و بررسي و ارائه ي نظر صاحب نظران اعم از اساتيد و دانشجويان در رابطه باچالش هاي نظري فرهنگ و ارتباطات باشد.

در انتها اين وعده را به علاقمندان اين حوزه مي دهم که يادداشت روش شناسي مطالعات ميان رشته اي که بر اساس کتاب روش شناسي مطالعات ديني نوشته ي احمد فرامرز قراملکي تهيه شده است ، آماده گرديده است و به زودي در وبلاگ قرار خواهد گرفت.

 

نوشته شده توسط مهدی یوسفی در 20:0 | موضوع: معرفی رشته معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات
• لینک ثابت   • 

یکشنبه نهم مهر 1385

برداشت های غلط از نام رشته

از نام رشته چه به ذهنتان می آید:

 

برداشت های غلط از نام رشته

      با نام خدا و با سلام.اميدوارم طاعات و عباداتتان در اين ماه شريف مورد قبول درگاه الهي قرار گيرد.اول يک مقدمه که فکر نکنيد حالا ما چهارتا مطلب جدي نوشتيم ادبي نمي‌توانيم بنويسيم.خدا را شکر مي‌کنم که بودن در فضاي مباحث آکادميک آن‌هم در حوزه‌ي علوم انساني که پر از تئوري‌ها و ايسم هاست،‌احساساتم را چندان تحت تاثير قرار نداده است. اکنون ماه رمضان است و من راقي‌ترين احساسات دروني‌ام را رصد مي‌کنم..هر چند که بنده‌اي عاصي بيش نيستم ولي هم‌اينکه خداي تعلي محبت خود و اهل بيت را در قلبم جاي داده است به خود مي‌بالم...ولک‌الحمد في جميع ذلک...و عرض ارادتم را به محضر تک‌سوار مسير عشق با يک بيت شعر اعلام مي دارم:

نشسته‌ام در انتظار اين غبار و اين سوار              بيا که کس دگر ندا ز غير تو نمي‌زند

     خوب تا به اصطلاح مشتري‌هاي آکادميکمان نپريدند بويم سراغ اصل مطلب.يادم مي‌آيد که در چند يادداشت گذشته‌،‌قول داده بودم که يافته‌هاي خود را در رابطه با معارف اسلامي و فرهنگ و ارتباطات بنويسم.بعيد مي‌دانستم که با اين همه حجم سنگين فعاليت‌هايي که اين ترم با آن درگير هستيم‌،‌فرصتي براي نوشتن به دست آيد ولي الحمدلله در يکي از کلاس‌هاي به درد نخور و خسته‌کننده‌،‌چنين فرصتي حاصل شد.خوب برويم سراغ اصل مطلب.

    اين را خيلي جد ي مي‌گويم که مطالب بسيار زيادي در اين رابطه براي طرح دارم که از حوصله‌ي وبلاگ خارج است و من در اين سلسله يادداشت‌ها خيلي اجمالي بحث خواهم‌کرد البته به نسبت حجم مطالب.از همين اول‌اول شروع مي‌کنيم‌،‌يعني معارف اسلامي و فرهنگ و ارتباطات.نوع خاص نام‌گذاري اين رشته به نوعي فضايي را فراهم مي‌کند تا هر کس به اين نام با زاويه‌ي ديد خاص خود بنگرد.نام سه قسمتي رشته برداشت‌هاي غلط زيادي را به ذهن متبادر مي‌سازد- لااقل از نظر من –من فقط به دو برداشت غلط که به وضوح در بين دانشجويان قابل مشاهده است اشاره‌ مي‌کنم.هرچند که اين بجث‌،‌بحث بسيار مهمي مي‌باشد.چون افراد بر مبناي برداشت‌هاي خود تصميماتي گرفته‌اند و در حوزه‌هايي خاص وارد عمل شده‌اند(البته در اينجا اشاره به موارد خاصي نيست) ولي چون‌مي‌خواهم در مورد مطلب ديگري صجبت کنم‌،‌در اينجا فقط خيلي مختصر به اين دو برداشت اشاره‌اي مي‌کنم.اگر نظر مخالف داريد‌،‌يه ندايي بدهيد تا بيشتر توضيح دهم .

   اين دو برداشت غلط عبارتند از 1-خيلي خلاصه ، معارف اسلامي و فرهنگ و ارتباطات يعني معارف اسلامي + فرهنگ + ارتباطات ...تازه این که خوب است بعضی ها درعمل اینگونه می اندیشند که معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات یعنی فرهنگ + ارتباطات

ديگه اين رو خيلي تلگرافي گفتم.کنايه‌فهم‌هاي مجلس کجايند...؟؟؟!!!

2-گروهي ديگر که کم هم نيستندفکر مي کنند که معارف اسلامي و فرهنگ و ارتباطات در واقع همان ارتباطات خودمان است.معارف‌اسلامي که پيشوند تمام رشته‌هاي دانشگاه است و فرهنگ هم که نون و آب ندارد و تو بورس نيست.و دوران دوران ارتباطات است.

البته من به ديدگاه‌هاي اين دو گروه احترام مي‌گذارم ولي اينجا با تاکيد نظر خود را اعلام مي‌کم که معارف اسلامي و فرهنگ و ارتباطات هيچکدام از اينها نيست.مي‌خواستم بيشتر بنويسم ولي مثل اينکه زياد شد و در حد يک يادداشت نوشتم

اگر دانشجوي اين رشته هستيد يا اين جور بحث‌ها به نوعي با شما مرتبط مي‌شود و دنبال ديدگاه‌هاي تازه د راين زمينه‌مي‌گرديد اين سلسله يادداشت‌ها را دنبال کنيد.حتما‌ً نظرات .و پيشنهادات خود را مطرح کنيد مخصوصاً مخالفان ديدگاه‌هاي من

نوشته شده توسط مهدی یوسفی در 19:30 | موضوع: معرفی رشته معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات
• لینک ثابت   • 

جمعه سی و یکم شهریور 1385

انسانشناسی در فرهنگ و ارتباطات:مردم شناسی نهبندان

    و باز به مناسبت مسافرت جهادی راه ناتمام و به خصوص شاخه ی علمی آنکه برگزاری کلاس های کنکور در شهرستان نهبندان بود،بروشوری آماتده شدکه می توانید در این قسمت آن را مطالعه فرمایید.محتوای این بروشور از سایت میراث فرهنگی بیرجند اتخاذ شده است.
    لازم به ذكر است كه در طول اين مسافرت نيز فعاليت‌هايي جهت شناخت بيشتر اين منطقه انجام شد.البته با رويكردي خاص.مي‌توان اسم اين رويكرد را مخاطب شناسي تبليغي گذاشت.به عبارت ديگر نوع خاصي از انسان‌شناسي كه لازمه‌ي رشته‌ي فرهنگ و ارتباطات است.در مورد اين نوع نگاه به مطالب جالب دست يافته ام كه ان‌شا الله بعدها در اين رابطه بيشتر توضيح خواهم داد.

مردم شناسی خراسان جنوبی (نهبندان)

بر روی ادامه ی مطلب کلیک کنید


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مهدی یوسفی در 18:7 | موضوع: سایر مطالب: معرفی منابع- تحلیل ها- خاطرات و ...
• لینک ثابت   • 

یکشنبه پنجم شهریور 1385

معرفی نرم افزار مطهر قابل توجه پژوهشگران

 قابل توجه پژوهشگران و دانشجويان ، اگر مي‌خواهيد در آثار شهيد مطهري كند و كاوي داشته باشيد‌،‌حتماً يه نگاهي به نرم افزار مطهر نسخه (3.1 ) داشته باشيد.اين نرم‌افزار قابليت‌هاي مختلفي را براي انواع مختلف جستجو داشته و بسيار باعث تسريع در كار جستجو مي‌شود.به درد من كه خيلي خورده‌،‌اميدوارم به درد شما هم بخورد.


معرفی نرم افزار مطهر نسخه (3.1 )

    در سال 1373 دفتر تبلیغات اسلامی برای اولین بار سعی در گردآوری و نمایه زنی و اصطلاح نامه نویسی کلیه آثار استاد شهید مرتضی مطهری (ره) نمود. و نتیجه این سعی و تلاش نرم افزار مطهر نگارش 1 تحت سیستم عامل داس (DOS)  می باشد.

     در سال 1378 با ورود به عرصه ویندوز و قابلیتهای منحصر به فرد این محیط, این دفتر سعی نمود تا علاوه بر تصحیح متون و نمایه های قبلی  تعداد دیگری از  کتب  ایشان را نیز به نرم افزار اضافه نماید و همچنین قسمت سمعی بصری نرم افزار شامل تصاویر و فیلم و نوارهای ایشان را  نیز فعال نماید که نتیجه این عمل نرم افزار نگارش 2 و به دنبال آن نگارش 3 نرم افزار را به بازار ارایه نمود.

     در سال 1383 با توجه به پیشنهادات و انتقادات استفاده کنندگان و همچنین اطلاعات جدید جمع آوری شده نرم افزار مذبور با فونت و گرافیک جذابتر و حذف خطاهای اطلاعاتی و نرم افزاری و همچنین اطلاعات جدیدی همچون 12 کتاب دیگر از ایشان به برنامه اضافه گردید که همین نرم افزار می باشد.

یکشنبه بیست و دوم مرداد 1385

کابردهای روانشناسی اجتماعی:تاثیرگذاری و نفوذ

  پس از گذراندن درس روانشناسي اجتماعي به اين فكر افتادم كه چگونه مي توان از اصول و نظريات موجود در اين علم براي برقراري ارتباطي تاثيرگذارتر استفاده كرد.در اين حين به كتاب"صميميت،تاثيرگذاري و نفوذ در ده دقيقه"نوشته‌ي مجتبي حورايي برخوردم.به نظرم اين كتاب جالب آمد.اين كتاب را مطالعه كرده و خلاصه‌اي از اين كتاب را به صورت بروشور در اختيار مدرسان مسافرت جهاد علمي در نهبندان(دوره‌هاي آمادگي براي كنكور در مناطق محروم كه توسط مجموعه‌ي دانشجويي ولي نعمتان دانشگاه امام صادق (ع)برگزار مي‌شود)  كه تير ماه امسال برگزارشد قرار دادم.اين متن را خوانده و نظرات خود را درباره‌ي آن بنويسيد:

صميميت‌، تاثيرگذاري و نفوذ

اشاره  

  آنچه كه در ادامه مي‌آيد. خلاصه‌اي از كتاب "صميميت،تاثيرگذاري و نفوذ در ده دقيقه"نوشته‌ي مجتبي حورايي ميباشد.نويسنده در اين كتاب كوشيده است تا نظريه‌‌ها و واقعيات علمي رشته‌ي روانشناسي اجتماعي (SocialPsychology) را به زباني عاميانه بيان دارد.

     روشن است كه به كار بستن نكات مطرح شده مي‌تواند تاثيرات بسزايي را در برقراري يك ارتباط موثر داشته باشد.

بر روی ادامه ی مطلب کلیک کنید


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مهدی یوسفی در 17:58 | موضوع: روانشناسی اجتماعی
• لینک ثابت   • 

سه شنبه هفدهم مرداد 1385

امتحان درس روانشناسی اجتماعی

     درس روانشناسي اجتماعي را به خوبي و خوشي و نيز امتحاني شيرين پشت سر گذارديم.اشاره‌ي مختصري به امتحان بكنم كه واقعاً درنوع خود جالب بود.ما قبل از امتحان از طريق وبلاگ به سوالات دسترسي داشتيم و در مورد سوالات مباحثه كرديم.سوالات به گونه‌اي بود كه دانشجو براي پاسخ به آنها هم بايد به متن درسي و نظريات مسلط بوده و هم قدرت تجزيه و تحليل مسائل و انطباق واقعيات با نظريات را داشته باشد.

   از نظر بنده اين نوع امتحانات كه با به چالش كشيدن ذهن دانشجو منجر به تثبيت محتواي آموزشي مي‌شود‌، بايد بيش از اين جدي گرفته شود.همجنين اين نوع آزمون‌ها به دانشجو كمك مي‌كند كه به كاربرد نظريات و تئوري‌ها در زندگي روزمره بيش از پيش واقف گردد.براي ديدن‌سوالات امتحاني و نيز خلاصه‌اي از فعاليت‌هاي ما در مورد اين درس به وبلاگ روانشناسي اجتماعي سري بزنيد.

نوشته شده توسط مهدی یوسفی در 12:57 | موضوع: روانشناسی اجتماعی
• لینک ثابت   • 

جمعه سیزدهم مرداد 1385

معرفی وبلاگ روانشناسی اجتماعی

       چند ماهي است كه به همت دانشجويان هم‌رشته‌اي وبلاگ روانشناسي اجتماعي را راه‌ اندازي نموده ايم.حتماً به اين وبلاگ سري بزنيد.براي اين كه با اين وبلاگ بيشتر آشنا شويد‌،‌اولين يادداشت آن را اينجا بخوانيد.

      يکي از دروس تخصصي دانشجويان رشته ي معارف اسلامي و فرهنگ و ارتباطات   ورودي 83 دانشگاه امام صادق(ع)  در نيمسال جاري (نيمسال دوم سال تحصيلي 85-84)  درسي است به نام "روانشناسي اجتماعي" که توسط استاد محترم    جناب آقاي دکتر حسام الدين آشنا ارائه مي شود.اهميت اين درس در مجموعه ي دروس رشته و  نيز اهتمام استاد محترم در جهت تشويق دانشجويان به فعاليت هاي جنبي و اقبال دانشجويان به انجام اين فعاليت ها ما را بر آن داشت که به پيشنهاد خود ايشان و با همکاري و مشارکت دانشجويان اقدام به راه اندازي وبلاگ روانشناسي اجتماعي نماييم.

       ما در اين کلاس ابتدا با بررسي کتب موجوددر زمينه ي روانشناسي اجتماعي کتاب "روانشناسي اجتماعي با نگرش به منابع اسلامي" را به عنوان کتاب درسي انتخاب نموديم.هدف اصلي از راه اندازي اين اين وبلاگ تلاش در جهت سازماندهي و ارائه ي فعاليت هاي کلاسي مربوط به اين درس مي باشد.ما دراين وبلاگ که مديريت آن به عهده ي اينجانب مهدي يوسفي است ضمن ارائه ي چکيده و خلاصه ي فصول کتاب گزارشي از ساير فعاليت هاي جنبي دانشجويان را ارائه خواهيم کرد.براي ارتباط باما و طرح نظرات و پيشنهادات مي توانيد با پست الکترونيکي m.yousefi@isu.ac.ir در تماس باشيد.

نوشته شده توسط مهدی یوسفی در 17:55 | موضوع: روانشناسی اجتماعی
• لینک ثابت   • 

سه شنبه دهم مرداد 1385

و خبری از پروفسور مولانا

      و خبري هم در مورد ايشان چند ماه پيش منتشر شد.چون قبلاً چند تا مطلب در مورد ايشان گذاشته ايم ديگر مختصر مي نويسيم آن هم با تاخير که بعداً حرف پشت سرمان درنياورند....؟؟؟!!!!!

 

 

بزرگداشت علمي پرفسورحميد مولانا در آمريكا

 

دانشگاه امريكن واشنگتن طي كنفرانسي به مناسبت بزرگداشت علمي پروفسور حميد مولانا از  خدمات فرهنگي وي در سطح جهاني تجليل كرد.   

               

چرا اينقدر غمگين.....!!

خداييش عكس درست و حسابي تر از اين پيدا نكرديد.اگه نداريد بياييد از وبلاگ من برداريد

نوشته شده توسط مهدی یوسفی در 11:37 | موضوع: اندیشمندان فرهنگ و ارتباطات
• لینک ثابت   • 

شنبه هفتم مرداد 1385

به بهانه ی چاپ کاریکاتور:دعوت به همفکری

       از حدود يك سال ونيم پيش به مطالعه و نظريه پردازي در حوزه‌ي قوميت‌ها و د رنگاهي جامع‌تر امت واحده بسيار علاقمند شده‌ام و به حول و قوه‌ي الهي مطالعات نسبتاً زيادي در اين رابطه داشته و به نتايج جالب نيز دست يافته‌ام.در طول اين مدت اتفاقات و مسيل مختلفي كه رخ مي داد در نوع نگاه من به اين مسائل و روند تحقيقات من تاپير مي‌گذاشت.بعضي اوقات تصميم مي‌گرفتم كه ديگر در اين زمينه مطالعه نكنم و بعضي اوقات به مطالبي بر‌مي خوردم كه نوع نگاه مرا به كلي عوض مي‌كرد.بگذريم.در اين گير و دار بودم كه مساله‌ي چاپ كاريكاتور روزنامه‌‌ي ايران و واكنش‌هاي بعدي رخ داد.

 

همانگونه كه گفتم من به خاطر دغدغه‌ي خود در رابطه با اين مساله نيزاطلاعات زيادي را جمع‌آوري كردم و به نتايج جالبي نيز دست يافتم.اما من در رابطه با اين مسائل وسواس زيادي در انتشار نوشته دارم.چون معتقدم كه در مسائلي اينچنيني خطرات مختلف دروني و بيروني ممكن است انسان را به خطاي فكر ي برساند.بگذريم.به خاطر اهميت اتفاقاتي كه افتاد تصميم گرفتم تا در اين پست به اين مسئله بپردازم تا هم اهميت مسئله و عمق اتفاقاتي كه واقع شد روشن گردد(چون خيلي ها هنوز اين موضوع را مهم نمي دانند) و هم بدينوسيله اعلام دارم كه در رابطه با اين مسئله و با رويكرد امت واحده در حال تحقيق هستم و افراد و صاحبنظران اين حوزه را دعوت به همفكري و تبادل اطلاعات نمايم


به تصوير زير که ظاهراً کمياب هم شده است به دقت نگاه کنيد

 

 

                                                                                                  بر روی ادامه ی مطلب کلیک کنید...

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مهدی یوسفی در 17:34 | موضوع: سایر مطالب: معرفی منابع- تحلیل ها- خاطرات و ...
• لینک ثابت   • 

چهارشنبه چهارم مرداد 1385

اجمالی از معرفی رشته

در رابطه با اين سوال كه رشته‌ي فرهنگ و ارتباطات به دنبال چسيت نكات و مسائل زيادي قابل طرح است.گذشت زمان و تجربه‌ ي دروس مختلف تاثير بسيار زيادي در روشن شدن فضاي رشته براي دانشجويان دارد.براي بنده نيز شرايط بدين نحو بوده است.اما قبل از اين كه يافته‌هاي خود در رابطه با فرهنگ و ارتباطات را طرح كنم‌‌،‌مقدمه‌اي را كه در نشريه‌ي الكترونيكي دعوت مطرح شده به همراه چند پيوند معرفي مي‌كنم:

       رشته معارف اسلامي و فرهنگ و ارتباطات  تلاشي بنيادين در تحول نگرش به مسئله تبليغ بود . عنوان رشته به خوبي نشان مي‌دهد كه رويكردي ميان رشته‌اي  دارد. رويكرد درون رشته‌اي روندي هرم وارونه دارد كه در يكي از شاخه هاي علوم ، تخصصي پيش خواهد رفت .اما در نگرش ميان رشته‌اي يك مسئله به عنوان هسته مركزي قرار مي‌گيرد و از علوم ديگر كه در حل اين مسئله سودمند است، بهره مي‌برد. مسئله تبليغ در رشته معارف اسلامي و فرهنگ و ارتباطات همان هسته مركزي است. مهمترين علومي كه راهگشا براي حل اين مسئله مي توانست باشد چهار عنوان زير تشخيص داده شد :

1- علوم ارتباطات

2- فرهنگ شناسي

3- دين شناسي

4- جامعه شناسي

نام رشته نيز حاصل اين تقسيم بندي بود : فرهنگ و ارتباطات

در واقع هدف اصلي رشته معارف اسلامي و فرهنگ و ارتباطات را مي توان در جمله زير خلاصه نمود :

«گسترش و تعميق مباني علمي حوزه فرهنگ و ارتباطات جهت ايجاد پشتوانه علمي براي گسترش اسلام»

براي آشنايي با دانشكده معارف اسلامي و فرهنگ و ارتباطات مي‌توانيد به پيوند‌هاي زير مراجعه كنيد:

نوشته شده توسط مهدی یوسفی در 11:20 | موضوع: معرفی رشته معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات
• لینک ثابت   • 

پنجشنبه چهارم خرداد 1385

فرهنگ و ارتباطات به دنبال چیست؟اساتید چه می گویند...

 مدتي بود كه اين سوال اساسي كه رشته‌ي فرهنگ و ارتباطات به دنبال چيست؟.ذهن بنده و تعداد ديگري از دانشجويان را به صورت جدي‌تر ي مشغول به خود كرده بود.براي پاسخ به اين سوال به سراغ اساتيد مختلف رفته و با آنها مصاحبه كرديم.متن اين مصاحبه ها و نيز جمع بندي آنها را مي‌توانيد در نشريه‌ي الكترونيكي دعوت – نخستين نشريه چند رسانه اي دانشجويي كشور بر روي لوح فشرده ملاحضه فرماييد. در اين قسمت گزيده‌اي از مصاحبه با حجه‌الاسلام دكتر محمد سعيد مهدوي كني فارغ‌التحصيل اين رشته و معاونت آموزشي دانشكده و نيز رئيس حوزه‌ي رياست دانشگاه امام صادق(ع) كه توسط بنده و آفاي سيد محمد علي غمامي دبير سابق انجمن علمي دانشجويان در تاريخ 25/11/84 گرفته شده است ملاحضه مي‌فرماييد.به تمام دانشجويان اين رشته‌ي جديد التاسيس توصيه مي‌كنم كه اين مصاحبه را به دقت بخوانند

بر روی ادامه مطلب کلیک کرده و متن کامل مصاحبه را بخوانید...


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مهدی یوسفی در 15:45 | موضوع: معرفی رشته معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات
• لینک ثابت   • 

دوشنبه یکم خرداد 1385

با سید حمید مولانا بیشتر آشنا شویم

 

و اين هم خلاصه اي از يافته‌هاي من در مورد سيد

 

 حميد مولانا

 

لااقل مقدمه را بخوانيد

سيري در زندگي،آثار و انديشه هاي پروفسور سيد حميد مولانا

مقدمه
تا حالا فکر کرده ايد که چرا ما ايرانيان عادت داريم که بزرگان و دانشمندانمان را بعد از اين که از دنيا مي روند بشناسيم.چه بزرگاني که از ميان ما رفتند و تازه بعد از رفتنشان بود که مقاله ها و کتب نوشته شد و مردم و جامعه دانشگاهي آن شخصيت را شناختند ؛بگذريم.از همان دوران نوجواني که نام پروفسور سيد حميد مولانا را شنيدم بسيار علاقه مند بودم که درباره ي شخصيت علمي و معنوي ايشان شناخت بيشتري پيدا کنم ولي اکنون که خود وارد دنياي علوم ارتباطات گرديده ام و مي بينم که چگونه چهره ي علمي و بيشتر معنوي ايشان مورد تغافل جامعه ي علمي و دانشگاهي و مديران و مسوؤلان علمي،فرهنگي کشور قرار گرفته است –به طوري که از ميان انبوه آثار علمي و پژوهشي ايشان با وجود نيازي که به چنين کتابهايي احساس مي شود تنها دو کتاب به زبان فارسي ترجمه شده است- بر خود لازم ديدم که دست به قلم شده و زندگي و آثار علمي اين استاد بزرگوار را مورد مطالعه و بررسي قرار دهم؛هر چند که در مورد زندگينامه وآثار علمي پروفسور مولانا مقالات(1)و کتبي (2) منتشر شده است ولي اين نوشتار در تلاش است ضمن پرداختن به زندگينامه ي اين استاد بزرگوار ،جايگاه علمي،مقالات،کتب و برخي مسايل مرتبط با ايشان را در مقاله اي نسبتاً جامع و در عين حال بسيط مورد بررسي قرار دهد.
آنچه که دراين قسمت مي خوانيد خلاصه اي از زندگاني ايشان است؛با ما در قسمت هاي آتي همراه باشيد تا با زندگي، افکار و انديشه هاي اين" سفير صداقت"(3)بيشتر آشنا شويم.

 

عناوين:

از کودکي در درياي علم،فقاهت وسياست
ادامه تحصيلات در تهران
حوزه و گرايش به معارف اسلامي
از روزنامه نگاري تا عزيمت به آمريکا
ادامه تحصيل در ايالات متحده
مراجعت به آمريکا و اقامت دايمي چرا؟
تصاوير

 

برروی ادامه ی مطلب کلیک کرده و متن کامل این مقاله را بخوانید


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مهدی یوسفی در 20:15 | موضوع: اندیشمندان فرهنگ و ارتباطات
• لینک ثابت   •