یکشنبه سی و یکم شهریور 1387
برگزاری نخستین دوره علمی- پژوهشی پیرامون مبانی فرهنگ و ارتباطات
پنجم تا دهم مرداد ماه امسال فرصت درخشانی برای ما بود تا نخستین دوره علمی، پژوهشی پیرامون مبانی فرهنگ و ارتباطات را برگزار کنیم. این دوره از جهات مختلف با اهمیت می باشد. سخنرانی های ارائه شده در این همایش در حال پیاده سازی و ویرایش می باشد و به زودی در قالبی مناسب ارائه خواهد. منتظر گزارش تفصیلی دعوت باشید و فعلاً بخوانید مصاحبه زیر با بنده در مورد دعوت را که فعلاً منتشر شده است:
1- طرح دعوت ابتکارِ که بود؟ و چه کسی یا کسانی آن را برگزار کردند؟
پیشینه برگزاری هفته دعوت به 4 سال پیش برمی گردد. یعنی زمانی که ما (دانشجویان ورودی 83) وارد دانشگاه امام صادق و رشته معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات شدیم. گروهی از دانشجویان با علایق مختلف و از فرهنگ ها و شهرهای مختلف. اما بعد از گذشت مدت زمان کوتاهی متوجه دغدغه هایی مشترک شدیم که می توانستیم آن ها را در رشته فرهنگ و ارتباطات پیگیری کنیم. همین دغدغه ها باعث می گردید که جلسات بسیار زیادی داشته باشیم و درباره اقداماتی که می توانیم در راستای اهدافمان انجام دهیم بسیار صحبت و همکری داشته باشیم.
اختلاف نظرها بینمان بسیار بود اما در اهداف کاملاً مشترک بودیم. علاوه بر اشتراک در هدف در فعالیت بسیار زیاد نیز مشترک بودیم و جمع مذکور علاوه بر این که به لحاظ علمی و پژوهشی بسیار پرکار بودند در سایر نهادهای دانشگاه از جمله بسیج و دفتر اعزام مبلغ و همچنین برخی نهادهای بیرون دانشگاه فعال بودند. مهمترین نقطه ضعف جمع مذکور در عدم شکل دهی کارهای تیمی و گروهی بود.
بالاخره دوست عزیزم آقای محسن بدره و اینجانب توانستیم در سال تحصیلی گذشته نوعی همکاری علمی را شکل دهیم و در مورد برخی حوزه های بنیادین فرهنگ و ارتباطات به پژوهش و تأمل و تفکر بپردازیم. البته منظرها و رویکردهای ما متفاوت بود منتها در موضوعات و اهمیت آن ها کاملاً اشتراک نظر وجود داشت. این فرایند علمی همراه بود با برقراری ارتباط و گفتگو با اساتید ارتباطات در داخل و خارج از ایران که این قسمت بیشتر بر عهده بنده بود. سلسله تلاش های علمی صورت گرفته دستاوردهای درخشانی داشت به گونه ای که ما هم در حوزه های پژوهشی دستاوردهای خوبی داشتیم و هم توانستیم به جمع بندی نسبتاً جامعی از فضای علمی حاکم بر جامعه ارتباطات ایران برسیم. البته در این مسیر سایر دوستان نیز کمک و همکاری داشته اند.
عوامل دیگری نیز وجود داشت که ما را در برگزاری این دوره علمی و پژوهشی مصمم کرد. از جمله ارتباط های علمی گسترده ای بود که با دانشجویان ورودی های بعدی داشتیم. در این زمینه هر دو رویکرد فعالانه و انفعالی را داشتیم. یعنی هم مراجعه از سوی خود دانشجویان را داشتیم و هم ما بنا به اهداف و دغدغه هایی که داشتیم سراغ این دانشجویان می رفتیم و با آن ها گفتگو و صحبت داشتیم. این امر ما را ترغیب می کرد که با طراحی برنامه ای بتوانیم اولاً در فضایی آرام و به دور از دغدغه های ترم های تحصیلی و ثانیاً به صوری منسجم و با حضور همه دانشجویان بتوانیم در مورد فعالیت های علمی خود در حوزه فرهنگ و ارتباطات همفکری و گفتگو نماییم.
تا این که در یکی از این جلساتی که در واپسین روزهای سال تحصیلی و در حالی که سایر دانشجویان مشغول مطالعه برای امتحان بودند، پیشنهادی مطرح گردید که منجر به برگزاری هفته دعوت شد. در آن جلسه مسئول واحد پژوهش و نشر بسیج دانشجویی دانشگاه نیز حضور داشت و با طرح برنامه های بسیج برای سال آینده که موضوع تولید علم و بومی سازی دانش جزو اولویت های آن بود از ما درخواست کرد تا برای تابستان امسال نیز برنامه ای بریزیم.
در نهایت پس از طرح پیشنهادهای مختلف و بررسی و ارزیابی آن ها در مورد کلیات برگزاری دوره ای علمی و پژوهشی در تابسان امسال و برای دانشجویان رشته معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات به توافق رسیدیم و بسیج دانشجویی حمایت کامل خود را از طرح اولیه ما اعلام کرد.
زمان بسیار کمی در اختیار ما بود و مشکلات و محدودیت ها بسیار زیاد بود. بنا به دلایلی و علیرغم پیگیری های ما حمایت و کمک اساتید دانشکده همراه ما نشد اما ما بسیار مصمم بودیم که حتی اگر با هزینه شخصی خودمان باشد این دوره را برگزار کنیم. از آنجا که در طول سال گذشته به مبانی و چارچوب های نسبتاً محکمی دست یافته بودیم به لحاظ مبانی نظری و چارچوب های طرح دستمان کاملاً پر بود. بنابراین توانستیم با نوشتن یک طرح پژوهشی مفصل و دقیق حمایت معاونت پژوهشی دانشگاه را نیز کسب کنیم.
بنابراین آقای محسن بدره و اینجانب با حمایت بسیج دانشجویی و معاونت پژوهشی دانشگاه تمام توان خود را برای اجرای هر چه بهتر این طرح به کار گرفتیم. حمایت و همفکری دوست عزیزمان آقای مجتبی احمدی که دبیر انجمن علمی نیز بود در این زمینه بسیار موثر بود. البته سایر هم رشته ای ها و بچه های بسیج به خصوص آقای محسنی باغ سنگانی که مسئول واحد پژوهش و نشر بسیج بود بسیار کمک و همکاری داشت. سایر کارها و به خصوص امور مربوط به برگزاری دوره تماماً توسط خود دانشجویان انجام گرفت از کارهای تدارکات گرفته فیلم برداری و پیاده سازی سخنرانی ها و تا برنامه ریزی ها و هماهنگی حضور اساتید و از این لحاظ هفته دعوت در نوع خود بی نظیر است و می تواند الگوی خوبی برای سایر دانشجویان و سایر رشته ها باشد.
2- دعوت به چه معناست و چرا «هفتۀ دعوت»؟
محتوای این دوره مباحثی درباره "مبانی فرهنگ و ارتباطات" با رویکرد و تأکیدی اسلامی بود. برای برگزاری این دوره دنبال اسم مناسبی بودیم. چند تا اسم مطرح گردید که دارای ویژگی هایی چون کوتاه بودن، زیبا بودن و حاکویت از محتوای دوره نبود. در نهایت تصمیم گرفتیم تفألی به قرآن بزنیم. نتیجه برایمان عجیب بود. آیه 14 سوره رعد : "له دعوۀ الحق". خوب مفهوم دعوت برایمان کاملاً آشنا بود. نشریه دانشجویی ما با عنوان "دعوت" منتشر می شد و یکی از دوستانمان به نام آقای سید علی غمامی در تبیین این مقهوم قرآنی تلاش های زیادی کرده است.
مفهوم دعوت از جمله مفاهیم قرآنی است که تمام مبانی آن و متعلقات آن در قرآن بیان شده است. یعنی هم به نوعی اشاره به مباحث حوزه ارتباطات است و مفهومی است که در مقابل مفهوم پروپاگاندا قرار می گیرد و همچنین نوعی رویکرد و دغدغه فرهنگی در ارتباطات را نشان می دهد و هم برتر و بالاتر از همه این که مفهومی بومی و قرآنی است. بنابراین تمام ویژگی های مد نظر ما را داشت.
معنا و مفهوم دعوت نیز بحث مفصلی می طلبد که می توانید به سخنرانی دوست عزیزمان آقای غمامی در هفته دعوت مراجعه کنید.
3- هدف از برگزاری هفتۀ دعوت چه بود؟ و از طرح دعوت چه دستاوردهایی را انتظار داشتید؟
هدف گذاری های چندگانه ای داشتیم. که می توان آن ها را در دو دسته خلاصه کرد. نخستین دسته از اهدافمان مربوط به وضعیت دانشجویان رشته معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات دانشگاه امام صادق می شد. چهار سال تحصیل در این رشته و ارتباطات گسترده با ورودی های مختلف دانشجویان این رشته در دانشگاه ما را به جمع بندی های خوبی نسبت به نقاط ضعف رشته و نیز آسیب شناسی وضعیت علمی دانشجویان (از جمله خودمان) رسانده بود.
همانطور که می دانید رشته ی ما رشته ای کاملاً جدید و با پیشینه کمی است. پس از تلاش ارزشمندی که اساتیدمان در دانشکده در راه اندازی این رشته در دانشگاه داشتند هیچ اقدام قابل توجه دیگری برای شناسایی نقاط ضعف ها و رفع آن ها صورت نگرفته بود. ما معتقد بودیم که بعد از 5 دوره پذیرش دانشجو اکنون نیاز یه نوعی بازنگری در دروس و برنامه های این رشته بود.
بررسی برنامه درسی این رشته و نیز وضعیت دانشجویان به روشنی نشان می داد که مجموعه مباحثی بسیار مهم وجود دارد که بنابه دلایلی دانشجویان این رشته هیچ وقت با آن ها مواجه نمی شوند یا آن طور که باید به آنها نمی پردازند. بنابراین ما تلاش داشتیم در هفته دعوت نوعی مدخل و ورودی برای این مباحث فراهم بکنیم تا در برنامه های بعدی خود بتوانیم به طور تفصیلی به آن ها بپردازیم.
نکته دیگر در مورد دانشجویان ایجاد انگیزه و فراهم ساختن فرصت هایی برای انجام پژوهش های تیمی، معرفی حوزه هایی برای پژوهش و اندیشیدن بود. با توجه به جدید بودن رشته دانشجویان در عمل و در حوزه پژوهش با مشکلاتی بسیار جدی مواجه بودند و شور و نشاط علمی لازم برای پژوهش را نداشتند. طبیعی است که برگزاری یک دوره علمی و پژوهشی مخصوصاً اگر توآم با ابتکاراتی چون جلسات شبانه و غیر رسمی باشد در این زمینه می تواند بسیار موثر باشد.
دسته دیگر اهدافمان مربوط به پیشبرد حوزه دانشی فرهنگ و ارتباطات و به خصوص با رویکردی اسلامی بود. در این زمینه تأکید اولیه ما بر مباحث مبانی بود که به اعتقاد ما دارای اهمیت بسیار زیادی بوده و بسیار مغفول واقع شده است.
تلاش داشتیم تا در برگزاری هفته دعوت با توجه به محدودیت های بسیار زیادی که با آن مواجه بودیم مجموعه ای از اهداف فوق را مد نظر داشته باشیم.
برگزاری چنین برنامه ای می تواند دستاوردهای بسیار درخشانی داشته باشد. به گونه ای که هم دانشجویان این رشته یک گام به جلو خواهند رفت و هم مباحث نظری این حوزه.
4- به نظر شما مباحثی که در این هفته مطرح گردید، چه تأثیری می تواند بر روند آموزش و پژوهش ارتباطات در ایران داشته باشد؟
هفته ی دعوت در واقع دعوت به خوب فهمیدن ارتباطات و تلاش برای تولید علم بومی ارتباطات است. البته هفته دعوت تنها یک حلقه از مجموعه برنامه هایی است که مد نظر برگزار کنندگان می باشد.
همانگونه که مطرح گردید یک دسته از اهدافمان مربوط به حوزه مباحث نظری فرهنگ و ارتباطات بود که در این زمینه دستاوردهای بسیار مهم و راهگشایی داشتیم.
هر حوزه دانشی مبتنی بر یک سری مباحث و مفاهیم بنیادین است که بدون فهم آن ها نظریه پردازی در آن علم صورت نمی گیرد و این مشکل اساسی ارتباطات در ایران است. در حالی که عمده مباحث ارتباطات در ایران تنها در برخی مباحث در حوزه رسانه و جامعه اصلاعاتی و مباحث اینچنینی خلاصه می شود اما حوزه هایی از ارتباطات وجود دارد که دارای اهمیت بسیاری بوده و علاوه بر این با فرهنگ اسلامی و ایرانی ما سازگارتر است. یکی از این مباحث "فلسفه ارتباطات" است که در معنای دقیق کلمه در ایران وجود ندارد. این حوزه حتی در خود آمریکا نیز جدید بوده و بیش از 15 سال سابقه ندارد و به اعتقاد بنده جزو حوزه هایی است که ما می توانیم در آن مرجعیت علمی داشته باشیم. خود حوزه فرهنگ و ارتباطات به صورت کلی نیز در ایران مغفول است. حتی در دانشکده ما نیز کار علمی قابل توجهی در این زمینه صورت نگرفته است. مثال دیگر موضوع "روش شناسی فرهنگ و ارتباطات" است که کاملاً بحث جدیدی است. اگر یک بررسی اجمالی فرمایید تأیید خواهید کرد که در مورد "روش شناسی مطالعات میان رشته ای" کار درخوری صورت نگرفته است. سایر مباحث نیز عمدتاً جزو مباحثی بود که در ایران بسیار کم به آن ها پرداخته شده است. این در حالی است که این موضوعات دارای اهمیتی بسیار زیاد می باشد.
ما در جریان هفته دعوت تلاش داشتیم تا در یک حرکت علمی منسجم به این جنس مباحث بپردازیم و از این حیث هفته دعوت را می توان نخستین تلاش علمی منسجم در زمینه تبیین مبانی فرهنگ و ارتباطات دانست. بسیاری از مباحث ما حتی در سطح جهانی نیز بحث هایی نو و مفید بود و به اعتقاد بنده هفته دعوت به خصوص اگر استمرا یابد می تواند نوعی نگاه جدید به ارتباطات را تبیین نماید که نه تنها موجب تحول این علم در ایران می گردد بلکه در سطح جهانی نیز می تواند مکتب جدیدی در ارتباطات را شکل دهد.
5- نقش هفتۀ دعوت و به طور کلی هفته های دعوت در بومی سازیِ علوم ارتباطات، رسانه ها و فرهنگ را چگونه ارزیابی می کنید؟
متأسفانه موضوع بومی سازی در ایران هیچ وقت جدی گرفته نشده است و تلاش ها برای بومی سازی همیشه با تمسخر و تحقیر همراه بوده است و نمی توان نشانه های بدی که این واقعیت از وضعیت کلی اساتید و دانشجویان ارتباطات نشان می دهد را منکر شد. اما در عین حال تلاش ها برای بومی سازی نیز مشکلاتی داشته است که در این امر بی تأثیر نبوده است.
اما جالب است بدانید که موضوع بومی سازی در خارج از ایران کاملاً حل شده است. مقالات بسیار زیادی در مورد ماهیت اروپایی-آمریکایی ارتباطات نوشته شده است و تلاش های ارزشمندی در مورد شکل دهی منظر آسیایی و شرقی به ارتباطات انجام یافته است. اخیراً ویژه نامه ای را مطالعه می کردم که مرکز مطالعات رسانه های چین آن را منتشر کرده بود و به موضوع رویکرد آسیایی در ارتباطات پرداخته بود. اساساً اگر ما از منظری جهانی به ارتباطات نگاه کنیم می بینیم که ارتباطات حوزه های بسیار مختلف و گسترده ای را شامل می شود که در کشورهای مختلف بنا به نیازها و بوم خاصی که علم در آن واقع شده است به جنبه های خاصی از آن پرداخته شده است و هر کشور علوم ارتباطات خاص خودش را دارد. البته اشتراک هایی نیز با هم دارند. بنابراین حتی اگر ما دغدغه اسلامی نیز نداشته باشیم با ملاحظه مباحث فرهنگی نیز باید بگوییم که ما به ارتباطات ایرانی نیاز داریم و هیچ راه گریزی از آن نیست.
در چنین فضایی ما با مشکلات زیادی برای بومی سازی علم ارتباطات در ایران مواجه ایم.خودباختگی و غرب زدگی آشکاری بر پیکره جامعه علمی ما حاکم است و ما افراد معدودی داریم که به طرح مباحث بومی در ارتباطات آن هم به شکل علمی پرداخته اند و ما در جریان هفته دعوت تلاش داشتیم از تمام افرادی که در این زمینه فعالیت داشته اند دعوت به عمل آوریم. هفته دعوت در زمینه سازی برای ورود به این مباحث و همچنین تشویق دانشجویان برای پرداختن به این موضوعات بسیار موثر بوده است. البته کار اصلی در این زمینه بر عهده برنامه های بعدی ما خواهد بود.
نکته دیگری که در مورد موضوع بومی سازی بسیار دارای اهمیت است، جایگاه مباحث بنیادین هر حوزه دانشی است. اگر ما می خواهیم ارتباطات را بومی کنیم، نخست باید خود ارتباطات را خوب بفهمیم و برای فهم ارتباطات، مبانی و فلسفه ارتباطات دارای اولویت اول می باشد که همانگونه که مطرح شد تأکید اولیه هفته دعوت بوده است
6- آیا نخستین هفتۀ دعوت توانست به تمام اهداف و برنامه هایش دست یابد؟
همانگونه که مطرح گردید ما با محدودیت های بسیاری مواجه بودیم. همین محدودیت ها باعث گردید که نتوانیم به تمام اهدافمان برسیم. اما علیرغم این محدودیت ها هفته دعوت در کلاس و سطح بسیار بالایی برگزار شد. به گونه ای که ما هم حضور اساتید برجسته فرهنگ و ارتباطات ایران را داشتیم و هم استقبال گرم دانشجویان رشته. به طور کلی می توان اینگونه جمع بندی کرد که با عنایات خداوند متعال و با توجه به نیت خالصانه ای که برگزارکنندگان دوره داشتند، بسیار بیشتر از آن چیزی بود که خودمان یشبینی می کردیم.
یکی از این محدودیت ها دانشجو بودن ما بود. همانگونه که مطرح گردید این دوره تماماً توسط دانشجویان طراحی و برگزاری گردید اما ما با توجه به ارتباطاتی که با اساتید برقرار کرده بودیم و نیز با توجه به اعتمادی که معاونت پژوهشی و بسیج دانشجویی به ما داشت توانستیم بر این محدودیت غلبه کنیم. جالب است بدانید که در ایام برگزاری هفته دعوت برنامه های مشابهی نیز در دانشکده های مدیریت و اقتصاد دانشگاه نیز برگزار می شد که با بودجه هایی بسیار بالاتر و توسط اساتید دانشکده های فوق برگزار می شد. یعنی مشابه برنامه ما را خود دانشکده ها آن هم با بودجه هایی بسیار بالاتر برگزار می کرد. جالب تر این که یک تیم ارزیابی مجرب توسط بسیج دانشجویی که در هر سه مورد از برنامه ها مشارکت داشت به صورت روزانه برنامه های ما را مورد ارزیابی قرار می دادند و به اعتقاد آن ها برنامه ما در میان سه برنامه موفق ترین برنامه بود. طراحی چندگانه اهداف و اجرای مشارکتی برنامه جزو ابتکاراتی بود که منجر به موفقیت برنامه ما گردید.
هیچ کس از یک جمع دانشجویی انتظار برگزاری چنین دوره ای آن هم در این سطح و این ابعاد را نداشت اما فقط و فقط با توکل بر خدا توانستیم این طرح را برگزار کنیم.
بررسی دقیق دستاوردهای هفته دعوت در گزارش تفصیلی خواهد آمد اما اجمالاً این که ما در هر دو حوزه اهدفمان موفق بوده ایم. درحوزه اول، استقبال دانشجویان رشته از این مباحث، برگزاری موفق جلسات شبانه و مباحثی که در حاشیه سخنرانی ها و جلسات مطرح می گردید پاسخ هایی برای برخی سوالات آن ها فراهم کرده و ایده هایی برای پژوهش و مطالعه و انگیزه ای قوی برای حرکت در آن ها به وجود آورده بود. به گونه ای که تا حدود یک ماه بعد از برگزاری هفته دعوت، تنها دانشجویان رشته فرهنگ و ارتباطات بودند که در اقامتگاه تابستانی بودند و به مطالعه و پژوهش مشغول بودند.
در حوزه مباحث نظری نیز دستاوردهای قابل توجهی داشتیم. و در این زمینه سخنرانی پروفسور مولانا، دکتر محسنیان راد و دکتر پاکتچی بسیار شاخص بودند.
7- در آسیب شناسیِ هفتۀ دعوت، چه مؤلفه هایی را مانع تحقق اهداف طرح شناسایی کرده اید؟
محدودیتهایی وجود داشت که توانستیم برآن غلبه کنیم اما مولفه هایی وجود دارد که در تحقق اهداف درازمدت ما را بامشکل مواجه سازد
متأسفانه در دانشگاه های ما شور و نشاط علمی لازم وجود ندارد. هر چند وضعیت ما به عنوان دانشگاه امام صادق در این زمینه خیلی بهتر است اما باز هم حرکت علمی قابل توجهی دیده نمی شود. مباحثی که ما به آن ها پرداختیم می توانست 4 سال پیش نیز مطرح شود. در واقع به اعتقاد بنده ما در هر ماه باید یک حرکت علمی مانند هفته دعوت داشته باشیم اما اینگونه نیست.
با توجه به محدودیت ها و مشکلات بسیار زیادی که در زمینه تولید علم در ایران با آنها مواجه هستیم، حرکت در مسیر تولید علم نوعی حرکت جهادی می طلبد. حرکت جهادی یک مفهوم خاصی است که چند سالی است در دانشگاه ما و برخی دیگر از دانشگاه ها برای رفع محرومیت از مناطق محروم کشور شروع شده است. این حرکت ها دارای چند ویژگی است که آن ها را بسیار ممتاز می سازد. در این حرکت ها دانشجویان برای خدا کار می کنند و کسی به آن ها بابت کاری که می کنند حق الزحمه نمی دهد. آن ها صبح تا سب تمام توان خود را به کار می گیرند تا محرومیت را بزدایند. در عرصه علمی نیز باید چنین فضایی حاکم باشد.
هر چند دانشجویان و اساتید نیز از جهتی ذیحق هستند اما واقعیت موجود این است که دروس خیلی جدی گرفته نمی شود. سطح علمی دروس خیلی پایین است. منابع بسیار قدیمی و ضعیف هستند. اساتید بسیار سرشان شلوغ است و عملاً فرصت نمی کنند به فعالیت های علمی جدی بپردازند. معدود فعالیت های علمی نیز که انجام می پذیرد عمدتاً دور چند موضوع تکراری می چرخد و عمق لازم را ندارد.
8- آیا هفته های دعوت دیگری نیز در راه هست؟
با توجه به فضایی که بعد از برگزاری هفته دعوت حاکم شده است، پتانسیل بسیار بالایی برای اجرای برنامه های مشابه وجود دارد. هفته دعوت تنا یک مدخل و ورودی بود و بنای برگزارکنندگان بر استمرار این حرکت علمی می باشد. در برنامه های بعدی بیشتر تلاش داریم تا بر یک موضوع علمی خاص متمرکز شویم و بتوانیم با همفکری اساتید و کمک دانشجویان گام دیگری در این مسیر برداریم.
هم اکنون ایده هایی مطرح گردیده است که در حال بررسی آن ها هستیم. از جمله پیشنهادات برگزاری همایشی با عنوان "مرجعیت علمی دانشکده فرهنگ و ارتباطات" و همایش دیگری در رابطه با "فلسفه ارتباطات" می باشد. در کنار این همایش ها، فعالیت ها و طرح های پژوهشی دانشجویان در حوزه هایی کاملاً نو و بنیادین با قوت تمام در حال انجام است. برگزاری دوره های آموزشی در موضوعات فوق الذکر و نیز برگزاری "کرسی نظریه پردازی فرهنگ و ارتباطات اسلامی" جزو برنامه های آتی ما می باشد.
9- آیا در اجرای طرحهای بعدی، مشارکت با دیگر مراکز علمی، آموزشی و پژوهشی پیش بینی شده است؟
حتماً همینگونه است. ما در تلاشیم که از حداکثر توان موجود بهره بگیریم و قوی ترین کارهای ممکن را ارائه دهیم. محتوای تولید شده در هفته دعوت می تواند برای بسیاری از مراکز پژوهشی و آموزشی قابل توجه و مهم باشد.
هر چند مراکز محدودی هستند که به موضوعات اینچنینی علاقمندند اما با این حال علاقه و گرایش ما به همکاری و همفکری است
جمعه بیست و دوم شهریور 1387
یک انتقاد و عذرخواهی رئیس سابق ICA از جامعه ارتباطات ایران
به مناسبت برگزاری هفته دعوت یکی از مقالات آقای کریگ را ترجمه کردم
. انتقاد کوتاهی از این مقاله کردم و برای نویسنده آن فرستادم. نویسنده با روی گشاده این انتقاد را پذیرفته و قول داد تا در فرصت های بعدی آن را جبران کند. یاد بگیریم اخلاق برخورد با انتقاد را! بخوانید اصل ماجرا را:با تلاش دانشجویان رشته فرهنگ و ارتباطات دانشگاه امام صادق (ع)، نخستین دوره علمی پژوهشی پیرامون مبانی فرهنگ و ارتباطات با حضور اساتید و صاحب نظران برجسته مرداد ماه امسال در دانشگاه امام صادق (ع) برگزار شد. این دوره دستاوردهای نظری و پژوهشی بسیار مهم و ارزشمنی داشته است که در یک گزارش تفصیلی به آن خواهم پرداخت. اما الغرض این که برای یکی از جلسات هفته دعوت نیاز بود تا یکی از مقالات کریگ را ترجمه کنم.
عنوان این مقاله " Communication As a Field and Discipline" می باشد که در دائره المعارف بین المللی ارتباطات چاپ شده بود. در این مقاله پس از مقدمه کوتاهی پیرامون شکل گیری رشته ارتباطات، آموزش و پژوهش رشته ارتباطات در سطح جهانی مورد بررسی قرار گرفته بود و در نهایت انجمن های بین المللی ارتباطات مورد بررسی قرار گرفته بود. مقاله فوق ترجمه گردید و در اختیار شرکت کنندگان هفته دعوت قرار گرفت اما این مقاله فعلاً منتشر نشده است.
این مقاله مقاله ای بسیار مفید بود اما از منظر من ایرادی به آن وارد بود. در این مقاله که مدعی بود وضعیت رشته ارتباطات را در سطح جهانی مورد بررسی قرار می دهد، هیچ نامی از ایران برده نشده بود. این مسأله از یک جهت کم کاری ما را نشان می دهد اما در هر حال این انتقاد وارد است که چرا در جایی که نام کشورهای آفریقایی برده شده است، هیچ نامی از ایران آورده نشده است.
بنابراین در قسمتی از ترجمه مقاله انتقادی را به صورت زیر مطرح کردم:
متأسفانه نگارنده هیچ اشاره ای به وجود رشته ارتباطات در ایران نکرده است. هم اکنون چندین دانشگاه در ایران برنامه های آموزشی ارتباطات در سطوح و گرایشات مختلف را ارائه می دهند و نیز برنامه ها و طرح های پژوهشی گسترده ای نیز در این زمینه انجام می گیرد. ضمن این که عدم ذکر نام ایران از سویی می تواند سوگیرانه باشد، از سویدیگر این امر تلاش بسیار محققان، اساتید و نظریه پردازان داخلی را می طلبد که در معرفی وضعیت رشته ارتباطات در ایران در سطح بین المللی تلاش بیشتری نمایند.
در ادامه برای پیگیری انتقاد فوق دو کار را انجام دادم. نخست این که انتقاد فوق را برای آقای کریگ فرستادم. ابتدا تحلیلی از مقاله وی و بعد طرح انتقاد خودم. فرصتی برای بررسی و ترجمه دقیق و سلیس نبود، بنابراین بلافاصله پشت کامپیوتر عبارات زیر را تایپ کردم(بنابراین روشن است که ممکن است دارای غلط هایی باشد):
It is very useful for any students in the broad field of communication. Again the main question is:
"Is communication actually (despite its apparent fragmentation), or at least potentially, the object of a distinct intellectual discipline in its own right?"
Of course now Communication so distinctive because it is so general. This state is not suitable state for an academic field.
However, I want to criticize the article. I believe that thinking critically is some thing vital for any student.
Under one of the titles (I mean "Communication Research and Education Around the Globe") you have explored the status of the field in the globe. In regarding to some aspects, your survey is complete and include countries of The Americas, Europe and Russia, Africa and the Middle East and Asia and the Pacific. It is very good. But it is very surprising for me that there isn’t any name of Iran in this article. I refer to map and found that Iran is in the globe and in the middle east. Then refer to Iran universities and found that about 10 universities in Iran have the field. The history of the field in Some of them is near 50 years. So if the title is "Communication Research and Education" with emphasizing on the term of "globe" I should find the name of Iran in the Article.
You mention the name of Arab countries, India , Pakistan even some African countries but…!
However as I said, about 10 universities in Iran have the field. Some Iranian scholars like Mowlana, Yahya Kamalipour,Majid Tehranian,Mehdi semati in the US are relatively famous in communication. Iranian scholars contributes is local and international associations especially AIMCR. In Iran especially our university we work on some new and fundamental subjects like "philosophy of communication" and "Culture and communication" in addition to practical subjects and it is rare in the globe. There are so many research centers about communication and media in Iran and …. So I think that mentioning the name of Iran in the Article is not something inappropriate.
مدتی منتظر ماندم تا آقای کریگ جواب دهد. اما پاسخ به این انتقاد خیلی طولانی شد و مجبور شدم با موبایل آقای کریگ تماس بگیرم. ساعت 11 شب بود که زنگ زدم که در آمرکا می شد حدودهای عصر. بر عکس آن چیزی که فکر می کنید مکالمه تلفنی با آمریکا خیلی گران نمی شود. با خط ایرانسل می شود دقیقه ای 200 تومان. ضمناً این که شماره اکثر استادهای برجسته ارتباطات را در اینترنت پیدا کرده و با آن ها صحبت کنید. در واقع باید بگویم که صحبت با اساتید خارجی در این موارد راحت تر از اساتید ایرانی است. اولاً این که شماره آن ها خیلی راحت گیر می آید (برعکس استادهای ایرانی). ثانیاً وقتی به آن ها زنگ می زنی بازی در نمی آورند که جواب ندهند و با روی گشاده جواب شما را می دهند.
کریگ من را شناخت و گفت که این ایام خیلی سرم شلوغ است و به صورت شفاهی توضیحاتی داد و قول داد که به زودی طی ایمیلی توضیحاتی در این زمینه ارائه خواهد کرد. و در نهایت طی ایمیلی از نبود نام ایران در این مقاله عذر خواهی کرد و باقی قضایا که خودتان بخوانید:
I am truly embarrassed that it does not mention Iran at all! Your criticism is completely valid. The section on communication studies around the globe in my article summarizes the contents of a series of other articles in the International Encyclopedia of Communication. As editor for that encyclopedia area, I commissioned those articles based in part on suggestions I received from various other scholars. Unfortunately, as I mentioned in our phone call, I was completely unaware of university programs in Iran, and no one who I consulted suggested such an article. I am sorry for this oversight. As the online version of the Encyclopedia will be updated during the next few years, I will propose an article on Iran to be added, and will revise my overview article to include it. Now that I have been alerted to this problem, I see that Turkey, another important country with several university programs in communication, was also completely omitted. I wonder if there may also be some universities in the region of Central Asia that should be mentioned.
خوب کار دومی نیز انجام دادیم. در هفته دعوت یک سخنرانی ترتیب دادیم با این عنوان "رشته ارتباطات در ایران" که توسط دکتر محسنیان راد ارائه گردید. در این سخنرانی آقای دکترمحسنیان راد در این سخنرانی مهم و ارزشمند به بررسی ورود رشته ارتباطات به ایران و آسیب شناسی آن پرداختند. این سخنرانی نیز در حال ویرایش است و به زودی منتشر خواهد شد. بنابراین ما به لحاظ ایجابی نیز دستمان پر است. یعنی یک گزارش اولیه از وضعیت رشته ارتباطات در ایران دستمان هست.
جمعه بیست و دوم شهریور 1387
از فلسفه ارتباطات تا آشنایی و گفتگو با پروفسور کریگ
از فلسفه ارتباطات تا آشنایی و گفتگو با پروفسور کریگ
ایام با برکت ماه رمضان را خدمت تمام خوانندگان محترم تبریک عرض می کنم
. بعد از ماجرای یادداشت دکتر آشنا پیرامون پروفسور مولانا، چند یادداشت انتقادی تفصیلی پیرامون مسائل دانشکده و دکتر آشنا آماده کرده ام که ان شا الله با شروع سال تحصیلی آن ها را منتشر خواهم کرد تا تأثیرگذاری بیشتری داشته باشد. هر چند معتقدم پرداختن به موضوعات اینچنینی خود انتقادی جدی است به کارهایی که باید می شده و نشده است و کارهایی که باید یک استاد انجام می داده و یک دانشجو انجام داده است.بگذریم
. حتماً می دانید که دیر ایامی است که موضوع "فلسفه ارتباطات" به یکی از موضوعات مورد علاقه بنده تبدیل گردیده است. بسیار خوشحالم که بدون حمایت مرکز خاصی و تنها با تکا به تلاش های شخصی و با کمک خداوند متعال به دستاوردهای بسیار ارزشمندی در این زمینه دست یافته ام. آرشیوی بسیار کامل در کنار تولیداتی مهم. از دیدگاه بنده، موضوع فلسفه ارتباطات یک موضوع در عرض سایر موضوعات نیست. بلکه پاسخ به یک سری سوالات بنیادین است که بدون آن همه چیز هیچ است. بنابراین مفتخرم که به اطلاع جامعه ارتباطات ایران برسانم که با تلاش شخصی جمعی از دانشجویان (تأکید می کنم دانشجویان) ایران نیز دارای این پتانسیل گردید که جزو معدود کشورهایی باشد که دارای فن آوری "فلسفه ارتباطات" باشد.نخستین آشنایی بنده با پروفسور روبرت کریگ به حدود 5 ماه پیش برمی گردد. زمانی که پیرامون موضوع فلسفه ارتباطات تحقیق و بررسی می کردم. در جریان یافته هایم متوجه شدم که در ICA (انجمن بین المللی ارتباطات) گروهی با عنوان فلسفه ارتباطات وجود دارد که جزو گروه های برجسته و ممتاز در این زمینه می باشد. اما متأسفانه استفاده از محصولات و دستاوردهای این گروه عمومی نبوده و فقط مخصوص اعضا بود. بنابراین نتوانستم اطلاعات دقیق تری از فعالیت آن ها بدست آورم. فقط به مقاله ای با عنوان "PARADIGM SHIFTS: RECALLING THE EARLY ICA AND THE LATER PHILCOM" را به صورت متن کامل بدست آوردم که توضیحات اندکی درباره نوع نگاه این گروه در اختیار قرار می داد.
گروه فوق الذکر(ICA-PHIlCOM) یک ایمیل گروهی نیز داشت که من با ارسال نامه ای به آن گروه از آن ها درخواست راهنمایی و معرفی منابع کردم. دو نفر در این گروه اینترنتی پاسخ نامه من را دادند. یکی از آنها دکتر مهدی سمتی، استاد ایرانی الاصل در حوزه ارتباطات بین الملل بود که چند بار دانشگاه ما هم آمده بود. وقتی اولین بار سمتی را دیدم فکر نمی کردم که او درباره فلسفه ارتباطات نیز کار کرده باشد. بنابراین خیلی با او صحبت نکردم. توضیحات وی در پاسخش بسیار کوتاه بود اما نشان می داد که وی به حوزه فلسفه و به خصوص سنت آلمانی آن علاقمند بوده و مطالعاتی در این زمینه داشته است.
بگذریم. نفر دوم روبرت کریگ یا باب کریگ بود. او ضمن پاسخ کوتاهی یکی از مقالات خود ا معرفی کرده بود که نزدیک به این فضا بود. وقتی اولین بار اسم کریگ را دیدم، فکر نمیکردم که حدود 15 بار با وی تبادل ایمیل داشته باشم و چند بار نیز به صورت تلفنی با وی گفتگو داشته باشم. مقاله ای که او معرفی کرده بود، مقاله ای بسیار مهم و استراتپیک بود و طبق معمول جزو عناوینی بود که نه تنها دانشجویان که اساتید برجسته ارتباطات در ایران، حتی اسم این مقاله را نیز نشنیده بودند. به اعتقاد بنده خواندن و تأمل درباره این مقاله برای هر دانشجوی ارتباطات واجب است. اما ما که سراغ این جور بحث ها نمی رویم. چون که قرار نیست چیزی تولید کنیم و اگر ما به این بحث ها بپردازیم، بحث های مزخرف خودمان رو زمین می ماند. تاز ما که سواد خواندن این نوع مقالات را نداریم. باشد تا در یادداشت مستقلی به این مقاله که اگر ناشر قابلی باشد آن را ترجمه خواهم کرد، بپردازم. متن کامل این مقاله در اینترنت موجود نمی باشد اما خود آقای کریگ لطف کردند و مقاله را برای بنده فرستادند.
همین مقاله زمینه ای فراهم کرد که به وب سایت شخصی کریگ سر بزنم و با آثار و اندیشه های او آشنا شوم. روزمه 24 صفحه ایش بسیار برایم جالب بود. خلاصه زیر را ببینید:
Robert T. Craig is Professor of Communication, University of Colorado at Boulder, where he has been on the faculty since 1990 and served as chair of the Department of Communication for 2001-2005. His academic degrees are from the University of Wisconsin-Madison (BA, 1969), and Michigan State University (MA, 1970 and Ph.D., 1976). Previous faculty appointments have been at Temple University, the University of Illinois at Chicago, Penn State, the University of Wisconsin-Madison, and the American University of Beirut.
Robert T. Craig is Professor of Communication, University of Colorado at Boulder, where he has been on the faculty since 1990 and served as chair of the Department of Communication for 2001-2005. His academic degrees are from the University of Wisconsin-Madison (BA, 1969), and Michigan State University (MA, 1970 and Ph.D., 1976). Previous faculty appointments have been at Temple University, the University of Illinois at Chicago, Penn State, the University of Wisconsin-Madison, and the American University of Beirut.
Craig’s teaching and research have addressed topics in communication theory and philosophy, discourse analysis, and argumentation. His article, "Communication Theory as A Field" (1999) received both the International Communication Association’s Best Article Award and the National Communication Association’s Golden Anniversary Monograph Award in 2000. Theorizing Communication: Readings Across Traditions (with Heidi L. Muller) was published by Sage in 2007. Current projects include discourse analytic studies of metadiscourse and a book manuscript on communication theory forthcoming with Blackwell Publishing.
Craig’s professional activities have included conference presentations and invited lectures, participation on the editorial boards of scholarly journals and book series, and service to academic institutions and professional organizations. He was founding editor of Communication Theory, a journal of the International Communication Association (ICA) that began publication in 1991. He was president of the International Communication Association for 2003-2004 and program chair for ICA’s 2003 annual conference. He currently serves as Series Editor for the ICA Handbook Series, and as an advisory editor for the International Encyclopedia of Communication. He also edits discourses | theory
نقطه نظر و رویکرد وی در تألیفات و تدریس هایش بسیار برایم جالب بود. کریگ رئیس سابق ICA بوده و دارای تألیفات متعددی است که عمده آن ها در حوزه مبانی ارتباطات می باشد. کریگ فرد مناسبی بود تا برخی از ایده ها و دیدگاه هایم در حوزه مبانی ارتباطات را با وی در میان بگذارم. "Your thoughts about an Islamic tradition of communication theory are also interesting" این قسمتی از ایمیل کریگ می باشد که در پاسخ به طرح ایده ای از سوی بنده مطرح گردیده است. یادم می آید همین ایده در جمعی دیگر از اساتید مطرح گردید ولی با تمسخر روبه رو گردید. خوب آدم باید بداند که هر حرفی را به اهل و صاحبش بگوید. به آن ها که اهل فکرند و مثل بعضی از استادهای ما اینقدر غرب زده، تقلیدگرا و کوته فکر نیستند. موضوع بومی بودن علم و نیاز ما به ارتباطات اسلامی و ایرانی و حرکت ما به این سمت برای وی کاملاً حل شده بود و او التماس دعا داشت که روزی ارتباطات اسلامی تولید شود:
"As communication theory is received in different cultures, ideas about communication native to those cultures will enter the conversation and sometimes will form new traditions (I mean, new to the field of communication theory, although the traditions themselves may be very old). For example, East Asian scholars have written extensively in recent years about the Euro-centric bias of communication theory and have proposed theories of communication based on Asian traditions. I would expect a similar process to occur in Iran or other Islamic cultures."
و اما کتاب 2007 وی نیز بسیار برایم جالب بود. چه می شود روزی دانشجویان ایرانی ارتباطات به جای این که در درس نظریه های ارتباطات حرف های تکراری و قدیمی مک کویل را که فقط در حوزه رسانه های جمعی میباشد بخوانند، این کتاب را بخوانند. خوب کتابخانه های ما که این کتاب را ندارند. استادهای ما هم که نمی شناسند. کریگ با عرض شرمندگی و با توجه به محدودیت های کپی رایت تنها فصل آخر این کتاب را برایم فرستاد و من در تلاشم این کتاب را بخرم و البته دقیق بخوانم. اسم این کتاب " Theorizing Communication: Readings Across Traditions " می باشد که انتشارات سیج آن را منتشر کرده است. اطلاعات زیر را در مورد کتاب بخوانید:
Theorizing Communication: Readings Across Traditions is the first collection of primary-source readings built around seven traditions of communication theory— rhetorical, semiotic, phenomenological, cybernetic, sociopsychological, sociocultural, and critical.. The selected readings illustrate the history of each tradition and current trends. Enhancing the readings are introductory essays and sets of projects for theorizing through which the editors highlight contemporary interpretations, new directions, and/or hybrid approaches to studying communication theory.
Key Features:
·
Includes key primary source readings that have helped to define the field of Communication Theory: This collection of readings is not available elsewhere and frees instructors from having to design their own course packs.·
Offers a comprehensive view of communication theory by not limiting content to a single approach: This book is the first collection of readings on communication theory based on Robert T. Craig’s seven traditions of communication theory.·
Provides much more than just readings: Original introductions help to explain, locate, and explore complexities surrounding each of the readings. The concluding chapter suggests future directions for the field.·
Allows students to engage and interact with each tradition: Each unit ends with suggested future readings as well as projects to help students apply and extend the unit’s key ideas.به نطر بنده ما زمانی در ارتباطات به جایی می رسیم که اساتید و دانشجویان ما کتاب هایی با موضوعات اینچنینی را بخوانند. می گویند ایجاد تحول خیلی سخت است. اصلاً اینگونه نیست. کافی است نسل دیگری بیاید که عمیق تر فکر کند و البته افق چندان روشنی برای این امر دیده نمی شود.
علی الظاهر یکی از مترجمین مطرح ارتباطات قصد ترجمه این کتاب را دارد. با ایشان صحبت کردم و ترجمه این کتاب را نیز به اطلاع کریگ رساندم. او گفت:" It is very interesting to learn that someone in Iran is translating my book into Farsi". این که یکی از اساتید ارتباطات به این کتاب توجه کرده است خود خیلی ارزشمند است. اما چند جمله اول گفتگو افق روشنی از ترجمه فرا رو قرار نمی داد. یک اشتباه فاحش در ترجمه عنوان کتاب! البته امیدوارم درست شود.
و اما مقاله ای از کریگ ترجمه گردید که در یادداشت بعدی به آن خواهم پرداخت.

