تبليغاتX
سیاستگذاری؛ فرهنگ و ارتباطات
امروز 

یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387

فلسفه ارتباطات در گفتگو با دکتر آنت هولبا

فلسفه ارتباطات در گفتگو با دکتر آنت هولبا

اشاره

در رابطه با موضوع فلسفه ارتباطات به دنبال جستجوي اينترنتي گسترده‌اي که داشتم به اسامي برخي از صاحب‌نظران حوزه فلسفه ارتباطات برخوردم. در ادامه با ارسال ايميل به اين اساتيد از آن‌ها خواستم که به مهم‌ترين مکاتب و نظريه‌پردازان اين حوزه از ديدگاه خود بپردازند. يکي از اين اساتيد که چندين بار تبادل ايميل با ايشان داشتم دکتر آنت هولبا بود. در اين يادداشت به برخي از نکاتي که دکتر هولبا در زمينه فلسفه ارتباطات به ان اشاره داشته‌اند مي‌پردازم. فرصت ترجمه اين عبارات نبود اما اين عبارات پيچيدگي خاصي ندارد و براي علاقمندان قابل استفاده است. فکر می کنم در ادامه مطالبی که در این وبلاگ در این زمینه منتشر شده است این یادداشت نیز جزو معدود مطالبی است که جستجوگران حوزه جدید فلسفه ارتباطات می توانند به آن دسترسی داشته باشند. از دکتر هولبا نیز نهایت تشکر را دارم که واقعاْ پاسخ های مفصلی به ایمیل های بنده دادند

 

معرفي

Dr Annette Holba is Assistant Professor in the Communication and Media Studies Department at Plymouth State University in New Hampshire, USA. 

 

نکات مطرح شده در پاسخ:

From: "Annette Holba"
To: "mahdi-16m.yousefi"
Date: Sat, 1 Mar 2008 14:01:20 -0500

* ايشان در پاسخ به نظريه‌پردازان و مکاتب فکري حوزه فلسفه ارتباطات (specific theorists or schools of thought in philosophy of communication ) در آمريکا اشاره نمودند. که 6 حوزه زير را شامل مي‌شود:

1. Duquesne University's Department of Communication and Rhetorical Studies undergraduate and graduate program are significant to the PhilComm field - check their programs of study and the faculty who drive the program:

http://www.gradcomm.duq.edu/

Check out what the faculty publish, such as Ronald C. Arnett's latest book, Dialogic Confession ( or many of his other publications).  His scholarly voice is currently at the front of the philcomm movement (though he might not see it that way!).  Janie Harden Fritz, Pat Arneson, and Kathleen Roberts are all making unique contributions to this area of the field. Check out their work!  These are just a few names/philosophers to consider.

 

2. Other individuals who are also propelling philcomm in the United States include: Michael Hyde (Wake Forest University), Ramsey Eric Ramsey (Southern Arizona University),  Calvin Schrag (Emeritus), David Gunkel (Northern Illinois University).  Of course there are others and we can continue to communicate if you'd like so I'd better understand what information might better help you.

 

3.  The Eastern Communication Association has a Philosophy of Communication Interest Group that is devoted to issue of philcomm. 

www.ecasite.org

 

4. The National Communication Association has a Communication Ethics Division in which issues of PhilComm and Ethics are explored.

www.natcom.org

 

5.  And of course, the International Communication Association has PhilComm too.  Are you already linked in to ICA?  ICA might be a good place to attend and see the current threads of philcomm emerging.

 

6.  As far as traditional theorists - we explore Heidegger, Buber, Ricoeur, Gadamer, Arendt, (currently) Benhabib, and many of the traditional western philosophers related to their communication considerations

 


* همانگونه که ديده مي‌شود ايشان در پاسخ به مراکز پژوهشي و دانشگاهي و نيز افرادي که در آمريکا موضوع فلسفه ارتباطات را مورد مطالعه قرار مي‌دهند اشاره کرده است. همچنين به برخي از فيلسوفان صاحب نظر در اين حوزه از جمله هايدگر، بوبر، ريکور، گادامر، آرندت، و بن حبيب اشاره داشتند.

* دکتر هولبا پاسخ بسيار گرمي داشتند. ايشان به فلسفه‌هاي شرقي نير علاقمند بوده و تمايل داشتند تا در اين زمينه گفتگو با ايشان ادامه پيدا کند.

* به نظر مي‌رسد بر اساس سنت موجود در دانشگاه دوکين، اين تقسيم‌بندي بيشتر از منظر رتوريک (rhetoric) مي‌باشد. هر چند قضاوت‌هاي دقيق‌تر بايد در ادامه صورت گيرد.

* در يکي از ايميل‌ها ايشان به برخي از منابع اعم از مقالات و کتب در زمينه فلسفه ارتباطات اشاره کردند.

* ايشان در پاسخ به سوالي درباره نگاه ايشان به فلسفه ارتباطات و نيز منظر شرقي در اين زمينه اين‌گونه توضيح دادند:

To me, I agree with Pat Arneson (author of Perspectives on Philosophy of Communication) that philcomm is a 'reasoning art' along the same way Plato used Socrates to explore questions of life, rhetoric, and justice (and so on).  But that is also too easy of a response because the nature of what is being reasoned involves complex issues of what it means to be human and how to 'be' among others in the world.  I think that through philcomm we can open new doors to new possibilities and understand the world we know in different ways - this investigation is through philosophical thought and centers around how people communicate in the world - but the word communication is much more of a textured understanding - not just a process of encoding and decoding but a processual movement of ideas between others.  Philcomm involves the human condition, human experience, and human existence - it is a convergence of philosophies within communication AND communicative praxis.  This is how I would begin to define philcomm from my western perspective.  My understanding is incomplete though because I want so badly to understand philcomm from an eastern perspective - I think having this understanding can help us to move beyond the stereotypes you mentioned - philcomm permits people from different cultures, experiences, ideologies, and perspectives to share a human encounter and come away different from it.  Philcomm can help people respect others.

 

نوشته شده توسط مهدی یوسفی در 18:7 | موضوع: فلسفه رسانه و ارتباطات
• لینک ثابت   • 

یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387

شماره دوم فصلنامه الكترونیكی دعوت منتشر شد

اشاره

بعید می دانم اسم نشریه دعوت را شنیده باشید ولی مطمئنم در آینده زیاد خواهید شنید. دعوت یک نشریه دانشجویی است که بر اساس اهداف و دغدغه هایی خاص شکل گرفته است و در تلاش است تا گفتمان جدیدی را در جامعه ارتباطات ایران طرح کند اما خوب در آغاز راه است. بنده خودم نیز به لحاظ محتوایی انتقاداتی به ان دارم اما من حیث المجموع به عنوان یک کار دانشجویی و در نوع خود بی نظیر است. جا دارد از زحمات آقای غمامی دوست عزیزم دوباره تشکر کنم. سعی کنید حتماْ یه نگاهی به این نشریه بیندازید. شاید بعداْ بیشتر در موردش صحبت کردیم

شماره دوم فصلنامه الكترونیكی دعوت در اویل بهار سال ۱۳۸۷ بر روی دو لوح فشرده (CD -DVD) منتشر خواهد شد. این شماره شامل یك ویژه‌ نامه با موضوع مطالعات قرآنی در حوزه فرهنگ و ارتباطات و مقالات، گزارشها و تولیدات چندرسانه‌ی دانشجویان(مستند، مصاحبه و …) خواهد بود. فهرست مطالب آن را مي‌توانید در این لینك ببینید. ادامه مطلب

+ فهرست مطالب
+ نسخه آزمایشی
+ شناسنامه نشریه

 

 

 

 

 

 

نوشته شده توسط مهدی یوسفی در 18:4 | موضوع: سایر مطالب: معرفی منابع- تحلیل ها- خاطرات و ...
• لینک ثابت   • 

یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387

تلقي جديد از دين و بسط دانش جديد مطالعات اديان

اشاره

این ترم درسی داریم به نام مطالعات ادیان با استاد محترم جناب آقای دکتر گیویان. ایشان از همون اول نشون دادند که می خواهند متفاوت از بقیه باشند نمونه اش هم این که در پایان یکی از جلسات باهاشون رفتیم بوفه دانشگاه و یک حالی به خودمون دادیم. پس باور کنید که ایشان آدم متفاوتی هستند. بگذریم! برای این درس قراره یه سری کارها بکنیم تا عزیز بمانیم ما هم طبق معمول...! بالاخره شلوغی درس و مطالعه و ... است و کمی اراده. ان شا الله که به خیر و سلامتی تمام بشه. اما غرض از تصدیع طبق معمول ما شروع بع درآوردن چارچوب های این درس نمودیم هر چند در این یادداشت مختصر. البته موضوع مطرح شده بسیار مهم است. امیدوارم فرصت دیگری فراهم شود تا بتوانم بر مبنای تفکیکی که آیه الله هادوی تهرانی از سطوح دین دارندُ دانش جدید مطالعات ادیان را جایابی کنم که این می تواند کار مفید و جدیدی باشد

 

در بحث از روش تحقيق در علوم علاوه بر شناخت ماهيت دقيق، وقوف به دانش يا گستره‌هايي که تحقيق متعلق به آن است، ضرورت دارد. حزم و تدبير اقتضا مي‌کند که پيش از آغاز تحقيق در گستره‌اي خاص بر آن گستره وقوف پيدا کنيم.

در واقع پيش از ورود به هر گستره معرفتي و از جمله مطالعات اديان لازم است مفروضات بنيادين اين علم و  نوع نگاه خاصي که باعث شکل‌گيري اين علم گرديده است را مورد بررسي قرار دهيم. مجموعه اين مسائل که نوعاً با عنوان فلسفه هر علم مطرح مي‌گردد تأثير بسزايي در درک واقعيت ها، خلاء‌ها و نقاط قوت آن علم و نيز اتخاذ رهيافت‌هاي پژوهشي جوابگو در موضوعات پژوهشي متناسب با آن علم دارد.

انديشه و تفکر درباره مقوله دين قدمتي به اندازه  خود انسان دارد. پرستش گرايشي فطري در انسان بوده و در هميشه تاريخ همراه او (شهيد مطهري). اما ما بايد از تفکرهاي منظم و انباشت‌هاي معرفتي در مورد دين سخن گوييم يعني آن‌چه که آن را دستگاه‌واره معرفتي يا Discipline مي‌نامند.

ابتدا لازم است که تعريفي از مطالعات اديان با به تعبير دقيق‌تر "مطالعات ديني" (Religious Studies) داشته باشيم. فرامورز قراملکي در کتاب روش‌شناسي مطالعات ديني، مطالعات ديني را اين گونه تعريف مي‌کند: " دين پژوهي بنا بر تعريف لفظي تحقيقات متعلق به دين است. مطالعات ناظر به اديان و تعاليم و آموزه‌هاي ديني و تحقيق درباره رفتارها، مناسک، و پديدارهاي ديني را به طور کلي دين پوهي مي‌خوانيم" (فرامرز قراملکي، 1385).

طبعاً با چنين گستره معرفتي بزرگي، تعداد زيادي از دانش‌ها را مي توان در گروه مطالعات دين قرار داد. اما قراملکي با تفکيک دو نوع نگاه به دين، هفت شاخه عمده براي مطالعات ديني برمي‌شمرد. اين هفت گستره عليرغم تمايز منطقي و تفکيک منطقي‌شان ارتباط  وثيقي با هم دارند که تنها در چارچوب نوعي نگاه سيستمي قابل درک است.

مطالعات ديني را به دو گروه دانش‌هاي سنتي و جديد مي‌توان تقسيم کرد. اين تقسيم‌بندي زماني نبوده و بر اساس دو نوع نگاه کاملاً متفاوت به مقوله دين پايه‌ريزي شده است.

هويت دين در نگرش سنتي جز پيام الهي به بشر و پاسخ آدمي به ان نيست. خداي اسلام متکلم بوده و از سر لطف انسان‌ها را مورد خطاب قرار مي‌دهد. اين نوع نگاه (يعني نگاه پيام و خبر بودن به آموزه‌هاي ديني) لوازم منطقي و نتايج معرفتي فراواني دارد. در واقع بر اساس اين نوع نگاه است که آيات قرآني به سه حوزه آيات الاحکام، آيات العقائد و آيات الاخلاق و المناسک تقسيم مي‌شود. البته اين نوع نگاه نگاه بديلي نيز دارد که معتقد است که در هر گزاره ديني هر سه نوع  موارد ديده مي‌شود (ديدگاه محمد لنگهاوزن).

بر مبناي اين نوع نگاه  سنتي به سه معرفت نياز است که سه دانش اصلي شکل گرفته عبارتند از اخلاق (تبيين ديدگاه‌هاي وحي در باب ارزش‌ها و تکاليف جوانحي)، فقه (تبيين ديدگاه‌هاي وحي در خصوص تکاليف جوارحي) و کلام (تبيين ديدگاه‌هاي وحي در خصوص طبيعت، انسان و هستي). اين علوم و به ويژه فقه و اخلاق هنوز نيز پويايي خود را حفظ کرده‌اند و کماکان مباحث و چالش‌هاي بسياري درباره ساختار اين دانش‌ها و مسائل آن وجود دارد.

اما تفکر رايج در دوره مدرنيته نگرشي تازه را نسبت به دين ايجاد کرد. رشد دانش‌ها تجربي و رواج ديدگاه‌هاي سکولاريستي دو دليل عمده در اين چرخش بود. دانشمندان بزرگي چون فرويد، مارکس و دورکيم دين را به عنوان پديداري روانشناختي و جامعه‌شناختي مورد پژوهش قرار داده و به اين ترتيب خط جديدي از دين پژوهشي به وجود آمد. تلقي جديد از دين آن را به عنوان يک واقعيت بشري مستق تفسير مي‌کند. البته اين نوع نگاه لزوماً با تلقي سنتي متباين و جمع ناشدني نيست.

در نگرش جديد آن‌چه که مورد پژوهش است، در واقع خود دين به عنوان آن‌چه از طرف خدا بر انسان‌ها نازل شده است نيست بلکه دين‌داري به عنوان باورها و رفتاره هاي ديني بشر موضوع تحقيق و بحث قرار مي‌گيرد. بر اين مبنا چهر گستره عمده از دانش شکل گرفته است که عبارتند از : روانشناسي دين، جامعه شناسي دين، تاريخ اديان و فلسفه دين. سه دانش نخست از مطالعات تجربي دين تلقي مي‌شوند که به شناخت دين به عنوان واقعيت رواني، اجتماعي و تاريخي مي‌پردازند. فلسفه دين نيز به مطالعه معرفت دين مي‌پردازد و ابزار آن تحليل‌هاي منطقي است و نگاهي معرفت شناختي به معرفت‌هاي بشري گوناگون حول دين دارد.

گستره‌هاي هفت گانه ياد شده به رغم تمايز معرفتي در مسائل متداخلند و و از اين روي با يکديگر تعامل معرفتي دارند. اثر بخش‌ترين شيوه مطالعات ديني در پرتو توجه به اين تعامل دست شستن به حصرگرايي روش‌شناختي و روي آوردن به مطالعات ميان‌رشته‌اي است.

نوشته شده توسط مهدی یوسفی در 17:55 | موضوع: سایر مطالب: معرفی منابع- تحلیل ها- خاطرات و ...
• لینک ثابت   •