شنبه بیست و ششم آبان 1386
درآمدی بر مباني ارتباطات ديني در فضاي سايبر
درآمدی بر مباني ارتباطات ديني در فضاي سايبر
در این یادداشت به بررسی اجمالی مبانی ارتباطات دینی در فضای سایبر و تصورات مختلفی که می توان از آن نمود پرداخته ام.هر چند از منابعی استفاده کرده ام اما در این یادداشت بیشتر در پی روشن ساختن فضای موضوع بودم تا یک مقاله ی علمی
موضوع ارتباطات ديني در محيط ساير، مقوله اي است که بسياري از عالمان رشتهي ارتباطات که دغدغه هاي ديني دارند و نيز متفکران ديني که با فضاي سايبر کمابيش آشنا هستند، به آن پرداختهاند. گسترش و فراگيري اينترنت در چند سال اخير در کشور ما، فعاليتهاي نسبتاً موفق ساير اديان در فضاي سايبر و ... از جمله عواملي است که باعث گرديده اين موضوع به شکل جدي در کشور ما مطرح گردد. با اين حال اگر در رابطه با اين موضوع جستجوي مختصري داشته باشيد، تصديق خواهدي نمود که منابع بسيار کمي(چه فارسي و چه لاتين) در اين حوزه وجود دارد.به ويژه اگر موضوع ديني بودن را به شکل جدي وارد مسأله نماييم(نه آن برداشت محدود مسيحيت از دين که دين را تقريباً مساوي کليسا مي داند)، مي توان با جرأت گفت که اين موضوع تا به حال در يک چارچوب تئوريک قابل قبولي بحث نگرديده است.
از آن جا که در اين نوشتار صحبت از مباني است نبايد انتظار داشته باشيم که برخي مباحث سطحي( که نوعاً در هنگام بحث از چنين مسائلي ايراد ميگردد) دوباره طرح گردد، بلکه براي تبيين ابعاد مختلف موضوع در يک چارچوب تئوريک قابل قبول، نياز به نوعي دقت هاي عقلي و فلسفي داريم.
ترکيب عبارات به کار رفته در عنوان، مي تواند برداشتهاي مختلفي ...
بقیه را در ادامه ی مطلب بخوانید...
ادامه مطلب
سه شنبه پانزدهم آبان 1386
مهاجراني هنوز هم ميخندد...!!!
عکس خندان او هنوز در اتاق کنفرانس وزير خود نمايي ميکند، نفر دوم از سمت راست، هفتمين وزير فرهنگ. او هنوز دارد به ما ميخندد و با خود ميگويد: بلايي به سر فرهنگ مملکت آوردهام که احمدينژاد سهل است نعوذ با الله خود آقا هم بيايد نميتواند کاري کند...

ديروز عصر تقـّي به توقي خورد و بنده به جاي يکي از دوستان در جلسهي وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي با فعالين 5 تشکل دانشجويي حامي دولت حضور يافتم.ظاهراً اين نخستين نشست دانشجويي صفار -گل سرسبد جلسات دانشجويي قبل از وزارت- بعد از وزارتش بود.
بقیه را در ادامه مطلب بخوانید...
ادامه مطلب
• لینک ثابت •
شنبه پنجم آبان 1386
چرا وبلاگ دير به دير آپديت ميشود، قصههاي من و وبلاگم
چند روز پیش جناب آقاي رجبي مسئول مرکز اطلاعرساني دانشگاه را ديدم.ايشان پرسيدند که چرا وبلاگت را دير به دير آپ ميکني؟ و توصيه کردند تا هر هفته يکبار يه دستي سر و روي وبلاگ بکشم.اولاً براي اينکه حرف آقاي رجبي را اطاعت کرده باشم، نقداً سه يادداشت در وبلاگ گذاشتم ولي يک توضيح احتمالاً دوستان عزيز نيز کم نوشتن من به دليل اين نيست که مطلب ندارم.و همچنين بخواهند بدانند که چرا سياستگذاري دير به دير آپديت ميشود.خواستم توضيح مختصري بدهم:
باور کنيد هر روز اينقدر مسأله و سؤال و ايده به ذهنم ميرسد که ميتوانم هر روز چند يادداشت درست و حسابي بنويسم.خيلي از مطالبم آماده و تايپ شده است.نشان به آن نشان که با يک اشارهي آقاي رجبي و در عرض حدود يک ساعت سه يادداشت آماده کردم.اما مسأله جاي ديگري است ببينيد مباحث مهمي جاري است پيرامون رسانهي وبلاگ و ماهيت و کارکردهاي آن که خيلي با آنها کاري ندارم. اما دليل اصلي دير آپديت شدن وبلاگ من تأثير بسيار کمي است که در وبلاگ مي بينم.به عنوان مثال يادداشت مکاتب فرهنگ و ارتباطات را در نظر بگيريد.عليرغم اهميت بسيار زياد مباحث اصلاً هيچ استقبالي از اين بحث نشد.همينکه يک يادداشت از 3 خط بيشتر شد، تقريباً ميتواني مطمئن باشي که کسي آن را نميخواند و متهم به تطويل ميشوي
براي اين که لينک وبلاگشان در قسمت کامنتها باشه مينويسند وبلاگ جالبي داري، به ما هم سر بزن.پس بدانيم که وبلاگ واقعاً عرصهي نظر دادن جدي و بحث و بررسي نيست..ميگويند ما در عصر ارتباطات OVERLOAD اطلاعات را داريم. اما خودمانيم حرف حسابي خيلي کمه.اينقدر از همديگر کپي پيست کرديم که الان اضافهي اطلاعات داريم. الان تو عصر ارتباطات کتاب که رسانهاي بسيار فخيم است فراموش شده است.ديگه چه کسي حال دارد يک صفحه متن بخواند.
به خاطر دلايلي که ذکر گرديد بعد از مقطعي تصميم گرفتم زياد روي وبلاگ سرمايهگذاري نکنم.
هر چند وبلاگ از جهاتي ديگر برايم خيلي مفيد بود.بگذريم.اين ها را نگفتم به خاطر اين که نتيجه بگيرم ديگه نميخواهم نوشتن در وبلاگ را ادامه دهم.تلاشم در اين است که رويکردم را در وبلاگ تغيير دهم و از يادداشت هاي فخيمه به سمت يادداشتها ي.... اما مفيد بروم.ولي باز بعيد است که خيلي وقت بگذارم.
شما هم نظر بديد.آيا آنچه توصيف کردم درست بود؟ نتيجهاي که گرفتم چطور؟
• لینک ثابت •
شنبه پنجم آبان 1386
ايده و ايدهپردازي، حس چند سال جلو بودن
الحمد لله در دانشگاه داره اتفاقاتي ميافته که کمي غيرطبيعي است و از سطح عمومي دانشگاههاي ايران بالاتر است. تا حالا کارهاي زيادي از دانشکدهي فخيمهي معارف اسلامي و مديريت ديده بوديم که بسيار نويدبخش بود از جمله پژوهش رمضان که ترجمان رويکرد پژوهشي فعال بود.خلاصه يه مدتي بود که هر وقت از کنار دانشکدهي مديريت رد ميشديم حيويت و نشاط را حس ميکرديم. هر چند خود دانشجويان مديريت الان خيلي شاکي هستند از ؟؟؟ .بگذريم.
يکي ديگر از ابتکارات جالب برو بچ مديريت که تحت حمايت هاي شخص آقاي دکتر باقري ظهور و بروز يافت، موضوع ايدهپردازي و کانون فکر و ايده بود. ايده و ايدهپردازي يعني خلاقيت و ابتکار.البته خود ايده و تفاوت آن با طرح و شيوهي اجراي آن مباحث بسياري دارد که اگه مطرحش کنم دوباره من را به تطويل متهم خواهيد کرد.يادم ميآيد يه دورهي توي صحبتها و سخنرانيهاي برايان تريسي - صاحب نظر معاصر مديريت که چندباری به ایران هم آمده- ضرورت ايده و ايدهپردازي را ميشد ديد.اما حالا در دانشگاه ما اين موضوع مطرح شده(بگذريم از اين که چقدر به ايدههاي ارسالي بها داده مي شود!).دومين جشنوارهي ايدههاي دانشجويي در خرداد ماه امسال برگزار گرديد و بنده با 4 ايده در آن شرکت کردم.سه مورد از ايدههاي بنده جزو 5 ايدهي برتر(از ميان بيش از 50 ايده ارسالي) شناخته گرديد.فايل اون ايدهها را مي توانيد اينجا ببينيد با عناوين:
روز معارف اسلامي
يکي ديگر از ابتکارات جالب مديريتيها، طرح موضوع طراحي کيس در مسابقهي تابستاني سايت ماجد بود که باز موضوعي جالب، جديد و مهم مي باشد.منابع خوبي در زمينهي طراحي کيس جمعآوري کرده و مورد بررسي قرار دادهام که اگه خواهان داشت تو يه يادداشت ديگه منتشر مي کنم.
همانطور که ميبينيد چنانچه زمينه و حمايت لازم براي دانشجويان فراهم باشد مي توانند فعاليتهاي خوبي را به انجام رسانند. در هر حال وقتي موضوعاتي چون ايدهپردازي و طراحي کيس به گوشم ميخورد احساس مي کنم ما چند سال جلوییم...
• لینک ثابت •
شنبه پنجم آبان 1386
حواستون به منابع باشه: مطالعهي تاريخي، روزنامهي اطلاعات و روستاي قولان
ميخواهم تو اين يادداشت کوتاه يک ارتباطي بين اين سه مفهوم برقرار کنم
اخیراْ در کلاس روش نحقیق دکتر آشنا مباحثی درباره ی مطالعات تاریخی مطرح گردید.مطالعهي تاريخي خيلي اهميت دارد. اما از حيث نتايج هميشه خيلي جنجالي بوده است. يک دليل اين مسأله ميتواند آميخته شده تاريخ با سياست و نتيجهي عملي نتايج مطالعات تاریخی باشد.يکي از موضوعات تاريخي که با بحث اتخاد ملي نيز پيوند نزديکي دارد، موضوع زبان ترکي(البته لهجهي آذري آن مد نظر است) است.در اين زمينه مناقشهاي است بين دو گروه صاحبنظران که برخي ميگويند زبان الان مردم منطقه ی آذربايجان (که نامي تاريخي براي منطقهاي نسبتاً وسيع در شمالغرب کشور است) در جريان تهاجمات مغول با ترکي درآميخت و گروهي ديگر زبان آن را از ابتدا ترکي ميدانند.اين موضوع بسيار چالشي است و نتايج مهمي را نيز دارد.اما همينقدر بگويم که بنده از مطالعه منابع به جايي نرسيدم( ارجاع شود به کنفرانس يه ساعتهي بنده در کلاس انسانشناسي فرهنگي دکتر فياض).پس ببينيد مطالعهي تاريخي به اين راحتي نيست.
اما، دو سال پيش رفته بوديم بازديد از روزنامهي اطلاعات که يک امالکتاب(کتاب بسيار بزرگ) 28 هزار روز تاريخ ايران و جهان شامل آرشيوهاي خيلي قديمي روزنامهي اطلاعات به ما هديه دادند. چون داداشم خيلي به اين چيزها علاقمند است آن را با هزار زحمت بردم خانه.خلاصه يه روزي يکي از آشناها که داشت آن را تورق ميکرد به يکباره نام روستاي قولان( واقع در ۷۵ کیلومتری بخش سیه رود در آذربایجان شرقی) را ديد.بسيار برايم جالب بود.در آنجا گزارشگر اطلاعات در سال 1327 به مرز ايران و شوروي رفته بوده تا از وضعيت مرزها گزارش تهيه کند.براي تهييهي اين گزارش به روستاي ما هم رفته بود و توصيفي از روستاي ما و وضعيت آبوهواي آن کرده بود که در زير آمده است.
نکتهاي که جالب است شايد اين تنها گزارش موجود باشد که وقوع يک حادثهي بهخصوص در مرز را توصيف ميکند.در ظاهر به نظر ميرسد که اين اتفاق (تجاوز يکي از افسران شوروي به ايران و دلاوري سربازان ايراني در مرز) با توضيحات کامل آمده و درست است.اما پدربزرگم که در آن سال 17 ساله بوده است وقتي اين گزارش را ديد گفت که اين گزارش غلط بوده و اعتبار ندارد.گزارشگر روزنامهي اطلاعات از دلاوري افسر پاسگاه ايران صحبت ميکند در حالي که عليالظاهر اينها همه خاليبندي براي ارتقاي درجهي افسر زيرک ايراني بوده.
عکسها را ببينيد:

نمایی از روستای قولان
بقیه در ادامه ی مطلب
ادامه مطلب
• لینک ثابت •
