تبليغاتX
سیاستگذاری؛ فرهنگ و ارتباطات
امروز 

پنجشنبه بیست و یکم دی 1385

جامع ترین یادداشت فارسی در رابطه با ارتباطات میان فرهنگی:معرفی منابع(سایت و کتاب و مقاله)

ارتباطات ميان ‌فرهنگي،مطالعه‌ي مشترک فرهنگ و ارتباطات

همانطور که وعده داده بودم در اين يادداشت قصد دارم کامل‌ترين يادداشت فارسي موجود در اينترنت در رابطه با را تقديم شما علاقمندان حوزه‌ي فرهنگ و ارتباطات نمايم.براي جمع‌آوري مطالب زير وقت زيادي صرف کردم و تلاشم اين بود که با يک نگاه جامع و کامل تقريباً تمام مطالب موجود را جمع‌آوري کنم.اميدوارم که اين يادداشت بتواند اطلاعات جامعي در اختيار افراد علاقمند به قرار دهد.

.

باب اول: يک نيمچه مقاله از خودم

ابتدا يک نيمچه مقاله از خودم با همين عنوان :"ارتباطات ميان‌ فرهنگي ،مطالعه‌ي مشترک فرهنگ و ارتباطات " خواهيم داشت.براي اين که يادداشت خيلي طولاني نشود ،قسمت‌هايي از ابتداي اين مقاله را در اينجا قرار داده‌ام.مي‌تواند متن PDFاين مقاله را دانلود کرده و بخوانيد.اين مقاله‌ي دو سه صفحه‌اي به طور اجمالي شما را با ارتباطات ميان‌فرهنگي آشنا مي‌سازد.

بقیه را در ادامه ی مطلب بخوانید...


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مهدی یوسفی در 14:49 | موضوع: ارتباطات میان فرهنگی
• لینک ثابت   • 

چهارشنبه سیزدهم دی 1385

مفهوم شناسی معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات

با سلام و عرض معذرت از تاخیری که بوجود آمد.اما تلاش می کنم که در طی چند روز آینده با چند تا یادداشت حسابی جبران کنم.فعلاْ برای این که دوباره فضای بحث و بررسی گرم شود این یادداشت بحث برانگیز را بخوانید در حدود ده روز دیگر کامل ترین یادداشت فارسی در رابطه با ارتباطات میان فرهنگی را در وبلاگ خواهم گذاشت .

                              نظر و پیشنهاد یادتان نرود...

سابقاً ما ديدگاهي را مطرح كرده بوديم مبني بر اين كه فرهنگ و ارتباطات فرهنگ+ارتباطات نيست.آن موقع خيلي اجمالي صحبت كرده بودم.در اين يادداشت قصد دارم اندکي اين ايده را با نوعي مدل سازي بازتر کنم.اين ايده مطرح شد که فرهنگ و ارتباطات يعني فرهنگ را با نگاه ارتباطي نگاه كردن و ارتباطات را با نگاه فرهنگي مطالعه كردن.اين مساله خود نوعي مدل سازي مي‌خواهد.زيرا اين نوع نگاه نه اجتماع فرهنگ و ارتباطات است و نه به نوعي اشتراك؛هر چند كه به اشتراك اين دو نزديك تر است.آن‌ها كه فرهنگ و ارتباطات را فرهنگ+ارتباطات مي‌دانند به مدلي مثل شكل زير معتقدند:

 

 

دايره‌‌ي آبي‌‌‌‌‌‌ = فرهنگ      دايره‌‌ي سبز = ارتباطات  ...(خودمانيم تا حالا فكر كرده ايد فرهنگ و ارتباطا ت چه رنگي مي‌تواند باشد)

آن‌ها هم دايره‌‌ي آبي و هم دايره‌ي سبز و به نسبت كمتر فصل مشترك آن‌ها را مورد مطاله قرار مي‌دهند.بنابراين بي ربط ترين مسائل مربوط به حوزه‌ي ارتباطات نسبت به فرهنگ مي‌تواند جزو مسائل فرهنگ و ارتباطات تلقي شود..

اما مدل اوليه‌ي نسبتاً درستي كه از جايگاه اين دو حوزه‌ي مطالعاتي و معارف اسلامي مي‌توان ارائه كرد‌،‌چيزي مانند شكل زير است

يعني ما بيشتر فصل مشتر فرهنگ و ارتباطات را مطالعه مي کنيم و گاهي نيز حوزه هايي از فرهنگ که نزديک آن فصل مشترک است و نيزحوزه هايي از ارتباطات را که چنين وضعيتي دارد را مطالعه مي کنيم و همواره نگاهمان به آن فصل مشترک است/

 

ما اين نوع نگاه نيز چندان دقيق نيست و نياز به تدقيق بيشتري داردخوب حالا مي‌خواهيم ديدگاه خود را با دقت نظر بيشتري مطرح نماييم:

ابتدا لازم است مقدمه‌اي در رابطه با ماهيت علوم انساني مطرح نماييم:علوم انساني همچون باغي بزرگ است كه هر يك از رشته هاي مختلف مطرح در آن از جمله ارتباطات،فرهنگ ، اقتصاد ، سياست و مديريت از دري وارد آن مي شود.از سوي ديگر در جهان معاصر ، پيچيدگي هاي خاص مسائل انساني و اجتماعي ، كارشناسان و پژوهشگران را به سمت مطالعات ميان رشته اي سوق داده است.رشته هاي مختلف علوم انساني در عين حال كه ظاهر با مرزبندي هاي دقيقي از هم تفكيك گشته اند ، اما در نهايت همه انسان را مطالعه مي كنند كه خود مقوله اي پيچيده است و گاهي اوقات پيچيدگي ها و معماهاي مطرح در يك رشته با ورود مفاهيم رشته هاي ديگر روشن و حل مي شود.

بنابراين در علوم انساني خيلي نمي‌توان مرزبندي كرد و رشته‌هاي علمي مختلف‌،‌بيش از آن كه يك حوزه‌ي مطالعاتي متفاوت با بقيه باشند يك زاويه‌ي ديد خاصي هستند كه مسائل يكساني را مطالعه مي‌كنند.من هر رشته در علوم انساني را يك نوع ذره بين مي‌بينم كه به مسائل مختلف كه نگاه مي‌كند اولاً مسائل خاصي توجه‌اش را جلب مي‌كند و ثانياً در هر مساله جنبه‌هاي خاصي از آن جلب توجه مي‌كند.پس رشته‌ي ما نيز به لحاظ حوزه‌هايي كه مورد مطالعه قرار مي‌دهد بسيار عام است.

اما براي ساختن اين ذره بين بايد مطالعاتي داشته‌باشيم.حال بحث بر سر اين است كه اين نوع مطالعات چه نوع مطالعاتي است.مدل پيشنهادي من براي اين عدسي در دو حالت ارائه مي شود که بسته به نوع نگاه ما به معارف اسلامي متغير است.اگر معارف اسلامي به معناي مطلق دين و در معناي عام کلمه مدنظر باشد  ، آن ذره بين که ما بايد مسائل مختلف را از زاويه ي آن ببينيم چيزي شبيه شکل زير خواهد بود:

دايره ي بزرگ ذره بين همان حوزه ي دين است که نگاه کلي ما از آن منظر است و دايره هاي کوچک نيز با همان توصيفي که گفته شد.÷س زاويه ي ديد ما همان قسمت رنگي است.

اما اگر ما معارف اسلامي را به عنوان يک حوزه مشخص علمي در نظر بگيريم يک دايره ي ديگر به ذره بينمان اضافه مي شود و آن دايره ي معارف اسلامي به رنگ قرمز است:

 

البته باز جاي بحث وجود دارد که آيا اطلاق معارف اسلامي و فرهنگ و ارتباطات صرفاً داشتن نوعي روي رويکرد ديني در مطالعه ي فرهنگ و ارتباطات است بع عبارت ديگر آيا با فرهنگ و ارتباطات شناس ي مي خواهيم که اجمالاً آدم دين داري نيز باشد يا نه ، ما معارف اسلامي را به عنوان يک حوزه ي مهم مطالعاتي در کنار فرهنگ و ارتباطات قرار داده ايم.و اين که در عمل چگونه شده است خود بحث جدايي مي طلبد.

در يادداشت بعدي کامل ترين يادداشت فارسي در حوزه ي ارتباطات ميان فرهنگي به عنوان حوزه اي که فرهنگ و ارتباطات را مطالعه مي کند را تقديم شما علاقمندان اين حوزه خواهيم نمود.

اميدوارم اين نوع تبيين بتواند گامي موثردر راستاي بحث و بررسي و ارائه ي نظر صاحب نظران اعم از اساتيد و دانشجويان در رابطه باچالش هاي نظري فرهنگ و ارتباطات باشد.

در انتها اين وعده را به علاقمندان اين حوزه مي دهم که يادداشت روش شناسي مطالعات ميان رشته اي که بر اساس کتاب روش شناسي مطالعات ديني نوشته ي احمد فرامرز قراملکي تهيه شده است ، آماده گرديده است و به زودي در وبلاگ قرار خواهد گرفت.

 

نوشته شده توسط مهدی یوسفی در 20:0 | موضوع: معرفی رشته معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات
• لینک ثابت   •