![]() |
![]() |
|
| نوشتارهایی درباره ارتباطات، فرهنگ، فلسفه ارتباطات، اسلام و ارتباطات، سیاستگذاری در فرهنگ و ارتباطات |
|
به حول و قوه الهی، چهارمین دوره علمی- پژوهشی دعوت، برگزار گردید. اکنون می تواند فرصتی برای همه ما باشد که دوباره روی این دوره ها و ضعف ها و قوت های آن بیاندیشیم. آنچه در ادامه می آید صرفاً نکاتی چند برای طرح بحث است تا شرکت کنندگان، دوستان، دانشجویان و منتقدان نظرات خود را مطرح سازند. یک ارزیابی اولیه از قوت ها و فرصت ها و ضعف ها و چالش های مدرسه تابستانی دعوت می تواند به صورت زیر باشد:
فکر می کنم برای ادامه این دوره ها باید روی مسائل و موضوعات زیر بیشتر بیاندیشیم: }تأسیس یک نهاد دانشجویی مستقل
}راهاندازی دبیرخانه دائمی و تنظیم اساسنامه دوره دعوت
}جلب مشارکت بیشتر و متنوعتر شرکتکنندگان در سطح ملی و بعدها
بینالمللی
}جلب مشارکت بیشتر و متنوعتر ارائهدهندگان در سطح ملی و
بینالمللی
}طراحی ساز و کارهایی برای جلب مشارکت بیشتر دانشجویان در
طراحی و اجرا
}استفاده از تجارب مدرسههای تابستانی در سطح جهانی
}مدیریت «عنوان» دعوت به عنوان یک مدرسه تابستانی تخصصی در
حوزه فرهنگ و ارتباطات در سطح ملی و بینالمللی
|
||||||||||||||||
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و یکم شهریور 1390ساعت 23:56 توسط مهدی یوسفی |
|
|
اینجا، لیسبون (پرتغال)، 28 آگوست تا 3 سپتامبر 2011 قریب به 100 نفر از جوانان از کشورهای مختلف جهان توسط «ائتلاف تمدنهای ملل متحد» در یک دوره تابستانی دور هم جمع شدهاند. در یکی از روزهای دوره فرصتی برای شرکتکنندگان داده میشود که درباره کشور خود و موضوعات داغ مربوط به آن ارائهای داشته باشند. پیش از سفر و در اندک مدت باقیمانده میان خلاصی از گیر و دار نطام وظیفه، ویزا، بلیط و ... و شروع دوره (یعنی در حدود چند ساعت) موضوعاتی را برای ارائه آماده کرده بودم. در نخستین روزهای دوره کنجکاوانه پیگیر این سؤال اساسی بودم که جوانان سایر کشورها (به عنوان مردم عادی جهان و نه دانشگاهیان) چه تصویری از کشور ما دارند. این پیگیریها باعث شد از موضوعاتی که پیشتر در ذهن داشتم منصرف شده و تشویقکننده و حامی یکی دیگر از ارائهها باشم. این ارائه بسیار زیبا و تأثیر گذار – که توسط خانم ملکی از ایران ارائه شد- با یک حرف ساده اما بسیار مهم شروع می شد: «ایران درخت دارد» (این جمله تبدیل به یک شعار و کنایه در طول دوره گردید). آری باور کنید، ایران درخت دارد! این جمله در بافتار شرکت کنندگان حاضر، این کنایه عمیق را به آنان مطرح می ساخت که اطلاعات شما درباره ایران به اندازه ای کم و یا مخدوش است که حتی بدیهی ترین و ساده ترین مسائل را نمی دانید: شاید تلنگری باشد برایشان برای کنار گذاشتن تصورات پیشین و بازاندیشی درباره ایران!
در حالی که سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی و سایر نهادهای مسئول مجدانه مشغول معرفي دقيق فرهنگ و تمدن ايران و آگاهيبخشی به جهانيان به مباني و واقعيت انقلاب اسلامي ايران (موارد قرمز شده جزو اهداف تأسیس سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی مندرج در اساسنامه میباشد) بودند، ما مشغول تبیین پایهای ترین اطلاعات درباره ایران برای شرکتکنندگان بودیم! این موقعیت، ما را در یک تقاطع از سیاست و فرهنگ قرار میدهد که سؤالات بسیاری را برمیانگیزاند: تصویر ملی ایران در نزد مردم سایر کشورها به چه میزان برای ما به عنوان شهروندان ایران و در مرحله بعد دانشگاهیان ایرانی، دارای اهمیت است؟ چه تصویری از ایران در میان شهروندان کشورهای مناطق مختلف جهان وجود دارد (آیا مطالعاتی در این زمینه صورت گرفته است؟، آیا این موضوع شایسته مطالعه در نظر گرفته شده است؟) بدفهمیها/ کمفهمیها/ کجفهمیها درباره ایران و انقلاب اسلامی به چه میزان به بدکاریها/ کمکاریها/کجکاریهای ما (به عنوان شهروندان/ دانشگاهیان/نهادهای مسئول) مربوط میشود و به چه میزان ناشی از تبلیغات سوء علیه کشور عزیزمان میباشد؟ چه طرحها و برنامههای کوتاه مدت، میان مدت و بلند مدتی برای اصلاح و ارتقای تصویر ملی میتوان پیشنهاد و اجرا کرد؟ جوانان (به عنوان فعالان اجتماعی و رهبران آینده) چه جایگاهی در دیپلماسی عمومی دارند؟ آیا در دیپلماسی عمومی جمهوری اسلامی ایران، بر روی جوانان (به ویژه جوانان کشورهای منطقه) هدفگذاری شده است و طرحها و برنامههایی برای آنان در نظر گرفته شده است؟ و ... |
|
+ نوشته شده در
شنبه دوازدهم شهریور 1390ساعت 19:27 توسط مهدی یوسفی |
|
|
فردا، دوره دعوت آغاز خواهد شد. خوشحالی فزاینده من به عنوان عضوی از خانواده بزرگ دانشجویان رشته معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات دانشگاه امام صادق علیهالسلام از برگزاری چهارمین دوره علمی-پژوهشی دعوت قابل وصف نیست. «دعوت» نخستین مدرسه تابستانی (Summer School) متداوم ارتباطات و به طور کلیتر علوم اجتماعی در ایران است که به زودی چهارمین سال خود را تجربه خواهد کرد و ان شا الله به زودی یکی از مدارس تابستانی مطرح در حوزه فرهنگ و ارتباطات در سطح جهانی خواهد بود. زمانی که در تابستان 1387 با دوست عزیزم محسن بدره در حال طراحی نخستین دوره دعوت بودیم، دعوت را نه به عنوان یک رویداد که به عنوان یک سنت در نظر داشتیم. چیزی که برگزاری دوره چهارم نشان از تحقق آن دارد. به اعتقاد بنده، دعوت یک جریان علمی دانشجویی اصیل بوده و متعلق به همه دانشجویان رشته معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات است و همه ما موظفیم در حفظ این سنت دانشگاهی ارزنده و ارتقای آن تمام تلاش خود را بنماییم. امسال، مجتبی صمدی تلاش گسترده و برنامهریزی شدهای را برای دوره چهارم شروع کرده است و همه دانشجویان (به ویژه ورودیهای 85 رشته) به او کمک خواهند کرد که دوره چهارم قویتر و پربارتر از سه دوره قبل برگزار شود. در سه سال گذشته، دوره دعوت بیشتر منعکس کننده علایق و جهتگیریهای پژوهشی نسل اول (ورودیهای 1383) – حتی بعضاً در سبک اجرا- دانشجویان بود. و امسال نسلهای بعدی دانشجویان در نقش برنامهریز و طراح دوره، تواناییها و خلاقیتهای خود را به نمایش خواهند گذاشت. این دعوتی برای حضور در دوره دعوت است: فرهنگ و ارتباطات را با دعوت تجربه کنید! از آنجا که پس فردا در مراسم افتتاحیه دوره چهارم نخواهم بود، با نگارش این یادداشت مختصر قصد داشتم به همه دوستان عزیزم که در حال تدارک برگزاری دوره چهار هستند خسته نباشید گفته و برایشان آرزوی موفقیت نمایم. اکنون در لیسبون (پرتغال) و در یک مدرسه تابستانی بینالمللی هستم. آنچه که دریافتم این است که ما تمام ظرفیتها و پتانسیلها برای تبدیل شدن به یک مدرسه تابستانی مطرح بینالمللی را داریم. بیشک با تلاش برنامهریزی شده ما این امر در آینده نزدیک تحقق خواهد یافت. دعوتی دیگر در راه است: این دعوتی برای ایدهپردازی و برنامهریزی برای دعوت پنجم است! برای کسب اطلاعات بیشتر درباره مدرسه تابستانی دعوت به اینجا مراجعه کنید. مصاحبه کوتاه من درباره دوره دعوت را بخوانید. انعکاس این مطلب در وبلاگ حمید درویشی را بخوانید. |
|
+ نوشته شده در
جمعه یازدهم شهریور 1390ساعت 14:20 توسط مهدی یوسفی |
|
|
روز دوم کنفرانس و در یکی از جلسات نسبتاً شلوغ گروه «رسانه، دین و فرهنگ» فرصت برای من حاصل شد که مقاله خود را ارائه نمایم. در این جلسه دو ایرانی دیگر (خانم گلنوش بهروزیان و آقای شهاب مباشری) نیز ارائه داشتند. اکثر ایرانیهای حاضر در کنفرانس در جلسه حضور داشتند و نیز گروهی از یهودیان (که به دقت مقالههای مربوط به ایران را پی میگرفتند) نیز به چشم میآمدند. ارائهام را یا یک شوخی آغاز کردم: «من از ایران آمدهام اما اصلا نگران نباشید چون نمیخواهم فارسی صحبت کنم!» (از آنجا که ارائهدهنده پیش از من از کشور برزیل بود و به زبان اسپانیولی ارائه داد و ظاهراً کسی در جلسه اسپانیولی بلد نبود!). اوضاع بهتر از آن چیزی که فکر میکردم پیش رفت و تلاش کردم تا ارائه ام مشارکتی، فعالانه تر و با نشاط و تحرک بیشتری باشد. (برایم بسیار عجیب بود که تعداد زیادی از ارائهها بسیار خشک و بیروح و خسته کننده بود. حتی برخی دقیقاً از روی کاغذ میخواندند!) بعد از ارائه چند سؤال پرسیده شد که عمدتاً از سوی افرادی بود که علایق پژوهشی مشابهی داشتند.اشکال اصلی به ارائه من، مربوط به روششناسی بود که از سوی یکی از فارغالتحصیلان دانشگاه آکسفورد مطرح گردید. هر چند ایشان تا حد زیادی پاسخ من را پذیرفتند که این یک مطالعه انتقادی و در واقع یک درآمد به موضوع است (و نه یک کار نهایی)، اما گفتگوهای ما در روزهای آینده چشماندازهای روشنتری درباره روششناسی مطالعات اینچنینی فراهم آورد. جلسه ارائه، فرصت بسیار خوبی برایم فراهم ساخت تا بتوانم روی مقالهام بیشتر کار کنم و اشکالاتش را مرتفع سازم (مهم ترین کارکرد هماش های اینچنینی برای محققان). امیدوارم دیدگاههای خوانندگان وبلاگ نیز در این زمینه کمکم کند. (بحث نظری درباره موضوع را اگر فرصتی شد در یادداشت دیگری انجام خواهم داد) و اما چکیده من: Dynamics of New and Traditional Media in Contemporary Iran Toward a Conceptual Framework Focusing on Iran as a case, in the second part of the article I tried to put into action the theoretical debates of part one. Analyzing dynamics of new media in Iran, with emphasis on their roles in contemporary social movements, reveals that existing paradigms cannot capture what is going on in Iran. With broader definition of medium that includes any communication system distributes a massage to mass audience, old traditional media (Bazars, mosques and so on) play a crucial role in social movements in Iran in about last three decades. New media always operate in a broader social communication system that includes these traditional media. Any fruitful understanding of new media should recognize these dynamics in the context of analyses. This article proposes an integrated conceptual framework that enables us to take into consideration dynamics of new and old media together |
|
+ نوشته شده در
شنبه هشتم مرداد 1390ساعت 2:8 توسط مهدی یوسفی |
|
|
اشاره بحمدالله توفیق حاصل شد که در کنفرانس سالانه «انجمن بینالمللی تحقیق در رسانهها و ارتباطات» (IAMCR) که امسال در شهر استانبول برگزار میگردید حضور یابم و مقاله خود را ارئه نمایم. این استانبولگردی کوتاه و نیز معاشرت با بزرگان رشته ارتباطات نکات جالب توجه و آموزندهای برایم داشت. قصد دارم تا جایی که مقدور باشد برخی از خاطراتم (که دارای یک نقطهنظر و دیدگاه میباشد) را به صورت موردی و در قالب نوشتارهای کوتاه در وبلاگ قرار دهم. اکنون یادداشت اول: کارل همان نوردنسترنگ یادداشت قبلی است. قابل حدس بود که کنفرانس استانبول به اندازه کافی برایش جالب باشد که به همراه همسرش (که او نیز از اساتید رشته ارتباطات است) راهی ترکستان شود. فکر میکنم گفتن این که نوردنسترنگ نیاز به معرفی ندارد کافی نبوده و باید پیوندی معرفی کنم و اضافه کنم که او استاد بازنشته دانشگاه تمپر فنلاند میباشد و یکی از چهرههای شناختهشده در حوزه نظریه ارتباطات، ارتباطات بینالملل و تا حدودی اخلاق ارتباطات است.
تصویر کراواتزده و شسته رفته او در ذهنم بود و به همین دلیل تا روز سوم کنفرانس نتوانستم پیدایش کنم. در حاشیه یکی از جلسات عمومی (Plenary Session) پیرمرد تیشرت پوشی که در انتهای سالن نشسته بود و به دقت سخنرانیها را گوش میداد توجهام را جلب کرد. پشت سرش نشستم و از روی چهره شناختمش. بعد از جلسه بلافاصله رفتم سراغش. بسیار گرم و صمیمی برخورد کرد. به ویژه وقتی فهمید از ایران هستم. سؤال یادداشت قبلی وبلاگ در ذهنم بود اما صحبتم را با نقد و نظری کوتاه درباره مقاله سال 1968 او آغاز کردم. بسیار برایش جالب بود که آن مقاله را خواندهام. از خودپژوهی (Soul Research) گفتم. ظاهراً آنقدر بقیه از موضوعات اینچنینی صحبت نکرده بودند که خودش نیز فراموش کرده بود. قمستهایی از پایاننامهام را برایش بازگو کردم. بسیار خوشحال شد از این که چنین موضوعی را برای پایاننامه انتخاب کرده بودم و هندوانهها بود که زیر بغلم قرار داده میشد از بابت پایاننامه. اکنون دیگر گرمتر و صمیمیتر شده یود (خنده عکس مربوط به همین فضاست) دلها آماده شده بود و بهترین فرصت بود برای چسباندن نان. با سؤال کوتاهم خندهاش قطع شد و عمیقاً به فکر رفت: کارل! ارتباطپژوهان زیادی اکنون در استابولند و ما الان در یکی از جلسات عمومی کنفرانسیم (همه جمعند). به نظرت الان وضیعت با 1968 فرق کرده؟ آیا هنوز مردان اندیشه کمند؟
نگاهی به جمعیت کرد و گفت: والا چی بگم. افرادی بودند و اکنون نیز معدود افرادی هستند. اما چندان خبری نیست. ارتباطات هنوز از نبود مردان اندیشه رنج میبرد. اکنون بیش از گذشته نیاز به خودپژوهی داریم. کارتم را گرفت و گفت به من ایمیل بزن تا برخی از نوشتارهی منتشر نشدهام را برایت بفرستم. امیدوارم تحقیقاتت در این حوزه را ادامه دهی. من هم امیدوارم بتوانم ادامه دهم (با توجه به استقبال گرم و تشویقها و بازخوردهای مثبتی که تحقیقات اینچنینی برای محققان در ایران دارد!). گفتگوهایم با نوردنسترنگ در هتل کنت (هر دو در همان هتل بودیم) و دانشگاه کادیر هاس (محل کنفرانس) در روزهای آتی ادامه داشت. امیدوارم روزی میزبان نوردنسترنگ در تهران باشیم. البته وقتی ما دانشجویان ایرانی مقالهها و کتابهایش را خوانده باشیم و دیدگاههای جدیدی ارائه دهیم. |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه ششم مرداد 1390ساعت 0:21 توسط مهدی یوسفی |
|
|
کارل نوردنسترنگ نیاز به معرفی ندارد. تحلیل وی از وضعيت رشد رشته ارتباطات در ايالات متحده (در سال 1968) جالب توجه است. وي با تأکيد بر اين که رشد در رشته «عموماً رشد در تعداد است نه در کيفيت»، تحقيقات ارتباطي را فرد مريضي ميبيند که اين بيماري نيز درمان ندارد: «رشد فيزيکي خيلي زياد است و اسباببازيهاي بسياري براي بازي با آن وجود دارد. اما رشد فکري کم است. اين حوزه بر صحيح بودن در روشهاي تکنيکي متمرکز شد با اين هزينه که در سطح مفهومي شکست بخورد. رشته پر از فنسالار است اما مردهاي (و زن های) انديشه کم است. معدود انديشمنداني چون شرام که کماکان علاقه اصلي خود را به تحقيقات بيشتر فلسفي ارتباطات اختصاص دادهاند توسط انديشمندان بيشتر علمگرا مورد تمسخر قرار ميگيرند» (نوردنسترنگ، 1968: 1-4) بیش از چهل سال میگذرد. نطر حقیر این است که وضعیت ارتباطپژوهی از این لحاظ نه تنها بهتر نشده است بلکه حتی اکنون اسباببازیهای بیشتری برای ارتباطاتیهای فراهم شده است. کارل هنوز سرزنده است و مینویسد. باید نظر او را نیز بپرسم. منبع: Nordenstreng, K. (1968). Communication research in the United States: A critical perspective. Gazette, 14 (3), 207-216. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه پانزدهم تیر 1390ساعت 0:1 توسط مهدی یوسفی |
|
|
پیشتر (سالهای اول دانشجویی) فکر میکردم برای شرکت در یک همایش خارجی بیش از همه داشتن یک ایده و نظر جدید مهم است. بعدها به این نتیجه رسیدم که تسلط به زبان انگلیسی عامل مهمتری میباشد. اکنون که خود را داخل در موضوع میبینم، به این نتیجه رسیدم که گرفتن ویزای کشور مقصد (فروردین امسال به دلیل عدم صدور ویزا نتوانستم برای ارائه مقاله خود در قاهره حضور یابم) و مهمتر از آن «مجوز خروج از کشور» (برای افرادی که چون من باید به خدمت سربازی بروند) مهمترین فاکتورها برای شرکت در یک همایش خارجی است. نزدیک یک هفته دیگر کنفرانس «انجمن بینالمللی تحقیق در رسانهها و ارتباطات» (IAMCR) در شهر استانبول برگزار میگردد. اکنون که همکاران بنده احتمالاً در اتاق کار خود مشغول آماده کردن پاورپوینتها خود جهت ارائه هستند، من چند روزی است که در حوالی میدان سپاه (سازمان نظام وظیفه) بر ترک موتور-تاکسیها (به جهت تسریع و نیز هیجان رفت و آمدها از موتور استفاده میکنم) مشغول لذتبردن از زندگی هستم. فعلاً هیچ افقی از حل شدن موضوع دیده نمیشود. در چند روز باقیمانده باید هر روز مراجعه کنم: شاید لطف سرداری شامل حالم شود! پاورپوینتها هم که حتماً پیشتر آماده گردیده است! اکنون با آرامش تمام مشغول چیدن برنامههای حضور چند روزهام در استانبول هستم: خلیج بوسفور و ...! (در یادداشت بعدی به موضوع پرابلماتیک بودن ارتباطات در زندگی روزمره خواهم پرداخت) |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سیزدهم تیر 1390ساعت 15:37 توسط مهدی یوسفی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره من |
مهدی یوسفی (متولد 1366، تبریز)، دانشجوی دکتری علوم ارتباطات در دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران میباشد. وی دانشآموخته رشته معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات از دانشگاه امام صادق علیهالسلام میباشد. حوزههای علاقمندی او شامل فلسفه و نظریه ارتباطات، اسلام و ارتباطات، و فرهنگ و ارتباطات میباشد.
Mahdi Yousefi is a PhD student at University of Tehran in Communications. He received a M.A. degree in Islamic studies, Culture and Communication from Imam Sadiq University, Tehran. His research focus on the communication theory and philosophy, Islam and communication, and culture & communication. |
|
RSS
|