![]() |
![]() |
|
| نوشتارهایی درباره ارتباطات، فرهنگ، فلسفه ارتباطات، اسلام و ارتباطات، سیاستگذاری در فرهنگ و ارتباطات |
|
تا مدتها، در عرصه روابط بینالملل صحبتی از فرهنگ در میان نبود و بیشتر جنبههای فنآورانه، سیاسی و اقتصادی در ارتباطات بین المللی مورد بحث قرار میگرفت. در این چارچوب، اگر کسی موضوع فرهنگ علاقمند بود، خیلی مؤدبانه به دپارتمان مردمشناسی هدایت میشد تا گروههای قومی جنوب غرب آفریقا را مطالعه کند. عرصه بینالمللی جای چنین مباحث به اصطلاح دست پایینی نبود. فرهنگپژوهی مشروعیت چندانی در ادبیات ارتباطات بینالملل نداشت. اما تغیر و تحولات چند دهه اخیر، فرهنگ را به عاملی مهم در ارتباطات بینالملل تبدیل کرد. «فرهنگ» انقلاب کرد (پیروزی انقلاب اسلامی ایران). «فرهنگ» صنعت شد. صنعتی که حداقل به دلیل گردش مالی خارج از حد تصورش (و کاملتر از آن به دلیل تأثیرگذاری فرامرزی و عمیق آن)، باید در ارتباطات بینالملل مورد ملاحظه قرار میگرفت. با توسعه زیرساختهای ارتباطی و حمل و نقلی، ارتباطات و تعاملات میانفرهنگی به شکل روزافزونی افزایش پیدا کرد. در این چارچوب، مطالعه فرهنگ در ارتباطات بینالملل مورد توجه قرار گرفت. اگر خوشبینانه نگاه کنیم، حداقل دلیل این تمایل و علاقه ضرورت شناخت یکدیگر (فرهنگ یکدیگر) در فضای بینالمللی تغییر یافته موجود بود. اگر بدبینانه نگاه کنیم، فرهنگ به شکل جدی تبدیل به ابزاری برای قدرت شده بود و باید مورد مطالعه قرار میگرفت. در حالی که «ارتباطات بین الملل» را میتوان تا حدی یک میانرشتهای بین ارتباطات و دانش سیاست (با تأکید بر پارادایم قدرت) دانست، ارتباطات میانفرهنگی به طور خاص میانرشتهای ارتباطات و فرهنگ است (هر چند در چارچوب رشته گسترده ارتباطات، ارتباطات میانفرهنگی و بینالملل عمدتاً در دائرهالمعارفها و درسنامههای عمدتاً در کنار هم مطرح میشوند) و احتمالاً برای علاقمندان به پارادایم فرهنگ هیجانانگیزتر و جالبتر و جذابتر باشد. اما مروری بر نظریات ارتباطات میانفرهنگی (که بیشک گادیکانست را میتوان پیشتاز این حوزه دانست) نشان میدهد که عمده نظریات در سطح خرد (میکرو) مطرح میباشد که یادآور سنت مردمشناختی مربوط به ارتباطات میانفرهنگی است. البته این امر در بافتار تاریخی شکلگیری حوزه ارتباطات میانفرهنگی (که کمتر مورد بحث و کاوش قرار میگیرد) کاملاً قابل درک میباشد. غلبه نظریات خرد، تا حدی مشروعیت این حوزه را هم تحتالشعاع قرار داده است. نظریات ارتباطات میانفرهنگی به چه میزان میتواند ما را در مطالعه پویاییهای فرهنگ در ارتباطات بینالملل توانمند سازد؟ این سؤالی است که بیشتر باید موردکاوش و بررسی قرار گیرد. در واپسین روزهای سال 2011 (11 تا 13 دسامبر)، دبیر کل سازمان ملل متحد، سران دول، وزرای خارجه، پژوهشگران و فعالین جامعه مدنی دور هم جمع شده بودند تا درباره آینده ارتباطات میانفرهنگی صحبت کنند. «ائتلاف تمدنهای ملل متحد» (UNAOC) به عنوان یکی از زیربخشهای سازمان ملل متحد در سال 2005 با تصویب مجمع عمومی سازمان ملل تأسیس گردید و آقای جرج سامپایو (رئیس جمهور وقت کشور پرتغال) ریاست آن را بر عهده گرفته است. این سازمان هر ساله نشستها و جلساتی را در کشورهای مختلف برگزار میکند که با حضور دبیر کل سازمان ملل متحد و سران دول همراه است. نقاط تمرکز این سازمان عبارتند از: رسانه، جوانان، آموزش، مهاجرت و انسجام.
کنفرانس امسال این سازمان در دوحه برگزار گردید. لازم به ذکر است در این نشست آقای بانکی مون، رجب طیب اردوغان (از طریق ویدئو کنفرانس به دلیل کسالت)، نخست وزیر قطر، شیخه موزه بنت ناصر همسر امیر قطر، رئیس جمهور آلمان و تعدادی از وزرای خارجه کشورهای مختلف جهان حضور و سخنرانی داشتند. در تکمیل مقدمه نظری گزارش این سفر، باید بگویم در حالی که تمرکز و شعار این کنفرانس بر عبور کردن از شعار دادن و آماده کردن طرحهایی برای عمل بود، آنچه که اتفاق افتاد چندان برنامههایی برای عمل را فراهم نیاورد. این امر بیش از همه ضرورت طرح یک نظریه اساسی ارتباطات میانفرهنگی برای همگرایی و نزدیکشدن فرهنگها به همدیگر را نشان میدهد. عمده سخنرانان که درباره موضوع صحبت می کردند، تنها به ضرورت و مفید بودن همگرایی فرهنگها اشاره داشتند، اما این سؤال جدی وجود دارد که در فضای جاری ارتباطات بینالمللی، همگرایی و ائتلاف فرهنگها در چه چارچوبی باید صورت بگیرد. چگونه فرهنگها در عین تفاوتهای بنیادینی که با یکدیگر دارند می توانند همگرا شوند؟ در ادامه مهمترین نکات مربوط به این همایش و حواشی آن به صورت بسیار فشرده میآید. لازم به ذکر است نکاتی که در ادامه میآید حاصل همفکری پنج شرکتکننده ایرانی در این نشست میباشد: 1- در فضای بینالمللی، به ویژه در میان جوانان و فعالان، نگاه و رویکرد منفی جدی نسبت به رژیم صهیونیستی به وضوح احساس میشود. این رویکرد در میان کشورهای مسلمان دوچندان است. شرکتکنندگان اسرائیلی – حتی اعضای سازمانهای مردم نهاد آنها- در همایش در انزوا قرار داشتند. 2- کشور ترکیه و شخص رجب طیب اردوغان با سیاست و زیرکی خاصی خاصی در تلاش است تا پیشتازی گفتمان ضد رژیم صهیونیستی را از ایران بگیرد. اردوغان با وجود کسالت، در این نشست سخنرانی بسیار مهمی ایراد کرد. سخنرانی وی با تشویقهای مکرر و طولانی حضار همراه بود. وی در بخشی از صحبتهای خود با محکوم کردن آمریکا تأکید کرد اگر آمریکا حمایتهای خود را از یونسکو و سازمان ملل به خاطر به رسمیتشناختن فلسطین قطع کند، کشورش حاضر است این حمایتها را جبران کند. محبوبیت اردوغان در میان جوانان بسیار رو به افزایش است. 3- علیرغم اختصاص میز به جمهوری اسلامی ایران، میز ایران در همایش خالی بود و هیچ مقام رسمی حتی سفیر یا کاردار نیز در این همایش شرکت نکرده بود. این در حالی بود که سایر کشورهای منطقه و بعضی کشورهای اروپایی در سطح وزیر خارجه یا سفیر شرکت کرده بودند. با توجه به اهمیت این سازمان و نشست های اینچنینی (که تریبون بسیار خوبی برای بیان نظرات ایران و همچنین گفتگو و مذاکره با سران و نیز رسانهها و جوانان فعال میباشد)، عدم حضور رسمی ایران جای تأمل دارد. با توجه به رویکرد جمهوری اسلامی ایران در دیپلماسی عمومی و نگاه فرهنگی به مسائل بینالمللی، به نظر میرسد این سازمان میتواند محل توجه باشد. دیدگاه جمهوری اسلامی ایران در زمینه همگرایی و ائتلاف تمدنها و فرهنگها، در همایشها و برنامههای این سازمان کاملاً قابل طرح است و میتوانیم در این زمینه رویکرد فعالانهتری اتخاذ نماییم. |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه چهارم اسفند 1390ساعت 14:11 توسط مهدی یوسفی |
|
|
دفتر مطالعات و برنامه ریزی رسانه ها، متن کامل بیش از 100 کتاب فارسی ارتباطات که توسط این انتشارات منتشر گردیده است را در وب سایت خود قرار داده است. این اقدام ارزشمند، می تواند گام مثبتی جهت تسهیل دستیابی به منابع برای پژوشگران ارتباطات در ایران می باشد. برای دسترسی و دانلود متن کامل این کتاب ها، به این لینک مراجعه کنید. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و ششم بهمن 1390ساعت 1:18 توسط مهدی یوسفی |
|
|
سالروز پیروزی انقلاب اسلامی را به همه خوانندگان عزیز تبریک عرض میکنم. این روزها بساط کارزارهای انتخاباتی گرم است. انتخابات مجلس شورای اسلامی ایران و انتخابات ریاست جمهوری ایالات متحده از آن جمله است که به جهت تأثیرات و اهمیتش احتمالاً مورد توجه ارتباط پژوهان ایرانی قرار دارد. اما در این میان، اساتید و پژوهشگران ارتباطات در سطح جهانی نیز در آستانه یک انتخاب قرار دارند. انتخابی که بی شک در مسیر آینده دانش ارتباطات تأثیر قابل توجهی خواهد داشت. انجمن بین المللی تحقیق در رسانه ها و ارتباطات (IAMCR) خود را برای انتخاب رئیس جدید خود برای چهار سال آینده آماده می کند. هوپتون دان (Hopeton Dunn) و ژانت وسکو (Janet Wasko) - که هر دو از اساتید به نام بوده و دهه ها در این انجمن فعال بوده اند- نامزد ریاست انجمن گردیده اند: ![]() وسکو از دانشگاه اورگان امریکا - فارغ التحصیل از دانشگاه ایلینویز- و دان از دانشگاه وست ایندیز جامائیکا - فارغ التحصیل از دانشگاه سی تی لندن- می باشد. وسکو که روزگاری به اندیشه های رادیکالی فمینیستی خود شهرت داشت، با تمرکز بر موضوعاتی چون هالیوود و ... در یک دهه اخیر توانسته خود را در خط اصلی پژوهشی جریان انتقادی قرار دهد، بی آن که یک فمنیست رادیکال به نظر برسد. وی در معرفی خود به سوابق قریب به سه دهه خود در انجمن و پست های مدیریتیش در آن - که تا سطح نائب رئیس بالا می رود- و آثار پژوهشی و تألیفی گسترده خود تأکید دارد. در مقابل، دان خود را نماینده صدای متفاوت در انجمن می داند که هر چند یک دهه کمتر از وسکو در انجمن فعال بوده و هیچگاه تا سطح نائب رئیس بالا نیامده است، اما ایده ها و دغدغه های ارزشمندی برای شکل دهی به مسیر آینده انجمن دارد. به نظر می رسد انتخاب میان وسکو و دان، انتخاب میان ادامه راه آنابل سربرنی یا دمیدن هوایی تازه در انجمن باشد. (وسکو به لحاظ زمینه پژوهشی شباهت های زیادی به سربرنی رئیس فعلی انجمن دارد). این روزها، گروه ایمیلی انجمن صحنه اعلام نظر و حمایت اعضا از این دو نامزد شده است. به نظر می رسد سمت و سوی نظرات - به ویژه در میان طیف اروپایی انجمن که اکثریت نسبی را نیز دارا هستند- بیشتر به سمت وسکو باشد، هر چند در میان حامیان دان اساتید و صاحب نظران مطرحی نیز دیده می شود. چه بسا برگزاری انجمن در یک کشور آفریقایی در سال انتخاب رئیس - دوربان آفریقای جنوبی- فرصت خوبی در اختیار دان قرار دهد و اعضا را به انتخاب یک رئیس متفاوت از منطقه ای که خود آن را «جنوب جهانی» (Global South) می نامند، بیشتر ترغیب و تشویق نماید. فکر میکنم دان می تواند رئیس موفق تری برای انجمن باشد و برنامه ها و فعالیت های انجمن را در چهار سال آینده به شکل مطلوب تری پیش ببرد. معرفی اجمالی و نامه اعلام نامزدی دکتر هوپتون دان را می توانید در اینجا ببینید. |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و دوم بهمن 1390ساعت 14:48 توسط مهدی یوسفی |
|
|
اشاره سلام مجدد و باز پوزش به جهت وقفه ای نه چندان کوتاه! به یاری خدا، در حال تهیه مجموعه یادداشت های مسلسلی با عنوان «نظریه پردازی اسلام و ارتباطات» برای انتشار در نشریه حیات (متعلق به بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق علیه السلام) هستم. قسمت اول این مجموعه با زیر عنوان «درآمد» - که در شماره 59 منتشر گردید- تقدیم حضور خوانندگان عزیز می گردد. امید که مورد استفاده قرار گیرد. هر چند این بخش بیشتر یک مقدمه و طرح بحث است، اما نظرات و انتقاداتتان برای ادامه بحث می تواند بسیار مفید و راهگشا باشد نظریه پردازی اسلام و ارتباطات قسمت اول: درآمد اسلام به عنوان دین خاتم پیوند گسستناپذیری با ارتباطات به عنوان یک دانش دارد. هر چند به دلایل مختلف فکری، سیاسی، فرهنگی، حرفهای و ... حوزه پژوهشی «اسلام و ارتباطات» تا حد زیادی مغفول واقع شده است، اما چشماندازی بر فضای نظریهورزی ارتباطات در حداقل یک دهه گذشته و افقهای پیشروی آن از یک سو، و تغییر و تحولات بافتار وسیعتر فرهنگی و اجتماعی که فضای نظریهورزی را شکل میدهد از سوی دیگر، نشان میدهد که این حوزهی پژوهشی روز به روز بیشتر مورد توجه واقع خواهد شد. با درک دشواریهای اثبات این بیان نظری، تغییرو تحولات دهههای پیشروی نظریهورزی ارتباطات صحت و سقم این مدعا را بیشتر نشان خواهد داد. حتی اگر ما ارتباطپژوهان مسلمان به سهم نظری منحصر به فرد خود در دانش جهانی ارتباطات بیتوجه باشیم و «اسلام و ارتباطات» را وجهه همت نظری خود قرار ندهیم، پژوهشگران علاقمند به درک پویاییهای ارتباطات در جوامع مسلمان اجتنابی از پرداختن به این حوزه نخواهند داشت. از همان ابتدای مطرح شدن دانش مدرن ارتباطات در جوامع مسلمان، پرداختن به موضوع اسلام و ارتباطات جزو دغدغههای ارتباطپژوهان مسلمان بوده است، هر چند در سطح نهادی و سازمانی چندان جدی گرفته نشده است. از تلاشهای «محد یوسف حسین» (Mohd Yusof Hussain) مالزیایی در ارائهای با عنوان «اسلامیسازی نظریه ارتباطات» (Islamization of Communication Theory در سال 1985 گرفته تا انتشار ویژهنامه نشریه معتبر «رسانه، فرهنگ و جامعه» (Media, Culture & Society) در سال 1993 تحت عنوان «اسلام و ارتباطات» (Islam and Communication) با تلاشهای حمید مولانا و پژوهشهای بنیادین ابراهیم فیاض و ناصر باهنر در رسالههای دکتری خود در دانشکده معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات دانشگاه امام صادق علیهالسلام، همه و همه تنها بخشی از کاوشهایی است که به دنبال تقاطعهای اسلام به عنوان یک دین و ارتباطات به عنوان یک رشته بودهاند. این سلسله نوشتارها تحت عنوان «نظریهپردازی اسلام و ارتباطات» که در هر شماره با یک عنوان فرعی همراه خواهد بود، تلاشی است متواضعانه برای مطرح ساختن «اسلام و ارتباطات» به عنوان یک حوزه از نظریهپردازی که با برداشتن برخی گامهای اولیه در این زمینه همراه خواهد بود. در تبیین این که چرا «اسلام و ارتباطات» یک حوزه از نظریهپردازی است، به سراغ یکی از صاحبنظران مطرح نظریه ارتباطات میرویم. ربرت کریگ (Robert T. Craig)، استاد ارتباطات دانشگاه کلورادو در بولدر آمریکا، در کتاب معروف خود «نظریهپردازی ارتباطات» (Theorizing Communication) به هفت سنت اساسی نظریهپردازی ارتباطات اشاره میکند؛ بلاغی، نشانهشناختی، پدیدارشناختی، فرمانششناختی (Cybernetic)، جامعهشناختی-روانشناختی، جامعهشناختی-فرهنگی و انتقادی. وی در بخش نتیجهگیری کتاب خود با اذعان به سوگیری نظریه ارتباطات به فرهنگ غربی، تصریح میکند که تمام سنتهای نظری ذکر شده (و حتی سه سنتی که به عنوان نامزد اضافهشدن به سنتهای موجود مطرح گردیده است) عمدتاً مأخوذ از فرهنگ و تمدن و اندیشه اروپایی بوده و زمینههای اجتماعی و فرهنگی آنها را منعکس میکند. وی با اشاره به دیدگاههای یوشیتاکا میاکی (Yoshitaka Miiki) (که از اندیشمندان پیشگام در حوزه غربیزدایی رشته ارتباطات از منظر آسیایی محسوب میشود) در رابطه با سنتهای فکری آسیایی در ارتباطات، اضافه کردن یک سنت آسیایی به سنتهای فکری موجود نظریه ارتباطات را راه حل مناسبی نداسته و آن را تجسمبخشی به قوممداری موجود در نظریه ارتباطات میداند. سنتهای غیر غربی رشته را در سطحی فرانظری به چالش میکشند و نه تنها ما با نظریههای متفاوتی روبه رو هستیم بلکه حتی تعریف ما از نظریه نیز ممکن است متفاوت باشد. میاکی خود میگوید که ارتباطات پژوهان غربی نباید فکر کنند که همواره معلم هستند، بلکه باید خود را دانشجویان سختکوش تعالیم غیر غربی بدانند (Miiki, 2006: 23). اما کریگ نمیداند که این فرایند نهایتاً به چه شکل حوزه نظریه ارتباطات را بازسازی خواهد کرد. کریگ هر چند خود را در این زمینه ناتوان میبیند اما نهایتاً با میاکی موافقت میکند که «بیشک، نظریهپردازی درباره فلسفهها و فرایندها غیر غربی ارتباطات، یک وظیفه آکادمیک ضروری برای رشته ارتباطات است.» (همان). از این رو ما با یک «نظریه اسلامی ارتباطات» سر و کار نداریم، بلکه «اسلام و ارتباطات» در معنای دقیق کلمه یک حوزه از نظریهپردازی است. روشن است که از دیدگاه ما ارتباطپژوهان مسلمان، حقایق وحیانی مستتر در قرآن و سنت با ملاحظات روششناختی خاص خود اهمیتی صرفاً فراتر از صرفاً یک فرهنگ متفاوت و خاص برای نظریهپردازی ارتباطات دارد. با این حال، ماهیت به غایت فرهنگی پدیدار ارتباط، امکان طرح و دفاع از دیدگاههای متفاوت برای ارتباطپژوهان مسلمان را در سطح جهانی تسهیل میکند. برخی ارتباطپژوهان از «چرخش چندفرهنگی» (Multicultural Turn) در رشته ارتباطات صحبت میکنند و معتفدند باید از تمامیتخواهی علمی موجود در رشته ارتباطات (از سوی جریان مسلط) به نوعی دانشوری چند فرهنگی برسیم. بدین معنی که پدیدار ارتباط، که در پیوندی وثیق با فرهنگ قرار دارد، نه تحت یک گفتمان غالب غربی که بر مبنای اصول و مبادی خاص هر فرهنگی مطالعه شود. به عنوان مثال، مجید تهرانیان (Tehranian, 1991)، تحلیل تطبیقی خود از نظریه ارتباطات را در قالب سه گزاره بنیادین بیان میدارد: 1- تمام انواع ارتباطات انسانی در ماهیت خود بومی و محلی هستند؛ 2- تمام نظامهای ارتباطات انسانی محلی، دارای شباهتهایی با سایر نظامهای ارتباطی هستند و 3- با مقایسهی نظامهای ارتباطی محلی، میتوان به برخی ابعاد جهان شمول ارتباطات انسانی در طول زمان، فضا، ساختار و کارکرد دست یافت. آنچه که مطرح گردید، صرفاً یک ورودی برای این حوزه گسترده از نظریهپردازی است که به یاری خدا در شمارههای بعدی پی گرفته خواهد شد. دیدگاهها و انتقادات شما خوانندگان محترم در رابطه با نوشتار حاضر و نیز عنوان کلی بحث میتواند کمک قابل توجهی در غنای مطالب داشته باشد. منابع: Craig, R. T. & Mauler, H. (2007). Theorizing communication; readings across traditions. Beverly Hills, CA: Sage. Miike, Y. (2006). Non-Western theory in Western research? An Asiacentric agenda for Asian communication studies. Review of Communication,6(1 – 2), 4–31. Tehranian, M. (1991). Is comparative communication theory possible/desirable? Communication Theory, 1(1), 44-59. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه یازدهم بهمن 1390ساعت 17:42 توسط مهدی یوسفی |
|
|
به حول و قوه الهی، چهارمین دوره علمی- پژوهشی دعوت، برگزار گردید. اکنون می تواند فرصتی برای همه ما باشد که دوباره روی این دوره ها و ضعف ها و قوت های آن بیاندیشیم. آنچه در ادامه می آید صرفاً نکاتی چند برای طرح بحث است تا شرکت کنندگان، دوستان، دانشجویان و منتقدان نظرات خود را مطرح سازند. یک ارزیابی اولیه از قوت ها و فرصت ها و ضعف ها و چالش های مدرسه تابستانی دعوت می تواند به صورت زیر باشد:
فکر می کنم برای ادامه این دوره ها باید روی مسائل و موضوعات زیر بیشتر بیاندیشیم: }تأسیس یک نهاد دانشجویی مستقل
}راهاندازی دبیرخانه دائمی و تنظیم اساسنامه دوره دعوت
}جلب مشارکت بیشتر و متنوعتر شرکتکنندگان در سطح ملی و بعدها
بینالمللی
}جلب مشارکت بیشتر و متنوعتر ارائهدهندگان در سطح ملی و
بینالمللی
}طراحی ساز و کارهایی برای جلب مشارکت بیشتر دانشجویان در
طراحی و اجرا
}استفاده از تجارب مدرسههای تابستانی در سطح جهانی
}مدیریت «عنوان» دعوت به عنوان یک مدرسه تابستانی تخصصی در
حوزه فرهنگ و ارتباطات در سطح ملی و بینالمللی
|
||||||||||||||||
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و یکم شهریور 1390ساعت 23:56 توسط مهدی یوسفی |
|
|
اینجا، لیسبون (پرتغال)، 28 آگوست تا 3 سپتامبر 2011 قریب به 100 نفر از جوانان از کشورهای مختلف جهان توسط «ائتلاف تمدنهای ملل متحد» در یک دوره تابستانی دور هم جمع شدهاند. در یکی از روزهای دوره فرصتی برای شرکتکنندگان داده میشود که درباره کشور خود و موضوعات داغ مربوط به آن ارائهای داشته باشند. پیش از سفر و در اندک مدت باقیمانده میان خلاصی از گیر و دار نطام وظیفه، ویزا، بلیط و ... و شروع دوره (یعنی در حدود چند ساعت) موضوعاتی را برای ارائه آماده کرده بودم. در نخستین روزهای دوره کنجکاوانه پیگیر این سؤال اساسی بودم که جوانان سایر کشورها (به عنوان مردم عادی جهان و نه دانشگاهیان) چه تصویری از کشور ما دارند. این پیگیریها باعث شد از موضوعاتی که پیشتر در ذهن داشتم منصرف شده و تشویقکننده و حامی یکی دیگر از ارائهها باشم. این ارائه بسیار زیبا و تأثیر گذار – که توسط خانم ملکی از ایران ارائه شد- با یک حرف ساده اما بسیار مهم شروع می شد: «ایران درخت دارد» (این جمله تبدیل به یک شعار و کنایه در طول دوره گردید). آری باور کنید، ایران درخت دارد! این جمله در بافتار شرکت کنندگان حاضر، این کنایه عمیق را به آنان مطرح می ساخت که اطلاعات شما درباره ایران به اندازه ای کم و یا مخدوش است که حتی بدیهی ترین و ساده ترین مسائل را نمی دانید: شاید تلنگری باشد برایشان برای کنار گذاشتن تصورات پیشین و بازاندیشی درباره ایران!
در حالی که سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی و سایر نهادهای مسئول مجدانه مشغول معرفي دقيق فرهنگ و تمدن ايران و آگاهيبخشی به جهانيان به مباني و واقعيت انقلاب اسلامي ايران (موارد قرمز شده جزو اهداف تأسیس سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی مندرج در اساسنامه میباشد) بودند، ما مشغول تبیین پایهای ترین اطلاعات درباره ایران برای شرکتکنندگان بودیم! این موقعیت، ما را در یک تقاطع از سیاست و فرهنگ قرار میدهد که سؤالات بسیاری را برمیانگیزاند: تصویر ملی ایران در نزد مردم سایر کشورها به چه میزان برای ما به عنوان شهروندان ایران و در مرحله بعد دانشگاهیان ایرانی، دارای اهمیت است؟ چه تصویری از ایران در میان شهروندان کشورهای مناطق مختلف جهان وجود دارد (آیا مطالعاتی در این زمینه صورت گرفته است؟، آیا این موضوع شایسته مطالعه در نظر گرفته شده است؟) بدفهمیها/ کمفهمیها/ کجفهمیها درباره ایران و انقلاب اسلامی به چه میزان به بدکاریها/ کمکاریها/کجکاریهای ما (به عنوان شهروندان/ دانشگاهیان/نهادهای مسئول) مربوط میشود و به چه میزان ناشی از تبلیغات سوء علیه کشور عزیزمان میباشد؟ چه طرحها و برنامههای کوتاه مدت، میان مدت و بلند مدتی برای اصلاح و ارتقای تصویر ملی میتوان پیشنهاد و اجرا کرد؟ جوانان (به عنوان فعالان اجتماعی و رهبران آینده) چه جایگاهی در دیپلماسی عمومی دارند؟ آیا در دیپلماسی عمومی جمهوری اسلامی ایران، بر روی جوانان (به ویژه جوانان کشورهای منطقه) هدفگذاری شده است و طرحها و برنامههایی برای آنان در نظر گرفته شده است؟ و ... |
|
+ نوشته شده در
شنبه دوازدهم شهریور 1390ساعت 19:27 توسط مهدی یوسفی |
|
|
فردا، دوره دعوت آغاز خواهد شد. خوشحالی فزاینده من به عنوان عضوی از خانواده بزرگ دانشجویان رشته معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات دانشگاه امام صادق علیهالسلام از برگزاری چهارمین دوره علمی-پژوهشی دعوت قابل وصف نیست. «دعوت» نخستین مدرسه تابستانی (Summer School) متداوم ارتباطات و به طور کلیتر علوم اجتماعی در ایران است که به زودی چهارمین سال خود را تجربه خواهد کرد و ان شا الله به زودی یکی از مدارس تابستانی مطرح در حوزه فرهنگ و ارتباطات در سطح جهانی خواهد بود. زمانی که در تابستان 1387 با دوست عزیزم محسن بدره در حال طراحی نخستین دوره دعوت بودیم، دعوت را نه به عنوان یک رویداد که به عنوان یک سنت در نظر داشتیم. چیزی که برگزاری دوره چهارم نشان از تحقق آن دارد. به اعتقاد بنده، دعوت یک جریان علمی دانشجویی اصیل بوده و متعلق به همه دانشجویان رشته معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات است و همه ما موظفیم در حفظ این سنت دانشگاهی ارزنده و ارتقای آن تمام تلاش خود را بنماییم. امسال، مجتبی صمدی تلاش گسترده و برنامهریزی شدهای را برای دوره چهارم شروع کرده است و همه دانشجویان (به ویژه ورودیهای 85 رشته) به او کمک خواهند کرد که دوره چهارم قویتر و پربارتر از سه دوره قبل برگزار شود. در سه سال گذشته، دوره دعوت بیشتر منعکس کننده علایق و جهتگیریهای پژوهشی نسل اول (ورودیهای 1383) – حتی بعضاً در سبک اجرا- دانشجویان بود. و امسال نسلهای بعدی دانشجویان در نقش برنامهریز و طراح دوره، تواناییها و خلاقیتهای خود را به نمایش خواهند گذاشت. این دعوتی برای حضور در دوره دعوت است: فرهنگ و ارتباطات را با دعوت تجربه کنید! از آنجا که پس فردا در مراسم افتتاحیه دوره چهارم نخواهم بود، با نگارش این یادداشت مختصر قصد داشتم به همه دوستان عزیزم که در حال تدارک برگزاری دوره چهار هستند خسته نباشید گفته و برایشان آرزوی موفقیت نمایم. اکنون در لیسبون (پرتغال) و در یک مدرسه تابستانی بینالمللی هستم. آنچه که دریافتم این است که ما تمام ظرفیتها و پتانسیلها برای تبدیل شدن به یک مدرسه تابستانی مطرح بینالمللی را داریم. بیشک با تلاش برنامهریزی شده ما این امر در آینده نزدیک تحقق خواهد یافت. دعوتی دیگر در راه است: این دعوتی برای ایدهپردازی و برنامهریزی برای دعوت پنجم است! برای کسب اطلاعات بیشتر درباره مدرسه تابستانی دعوت به اینجا مراجعه کنید. مصاحبه کوتاه من درباره دوره دعوت را بخوانید. انعکاس این مطلب در وبلاگ حمید درویشی را بخوانید. |
|
+ نوشته شده در
جمعه یازدهم شهریور 1390ساعت 14:20 توسط مهدی یوسفی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره من |
مهدی یوسفی (متولد 1366، تبریز)، دانشجوی دکتری علوم ارتباطات در دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران میباشد. وی دانشآموخته رشته معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات از دانشگاه امام صادق علیهالسلام میباشد. حوزههای علاقمندی او شامل فلسفه و نظریه ارتباطات، اسلام و ارتباطات، و فرهنگ و ارتباطات میباشد.
Mahdi Yousefi is a PhD student at University of Tehran in Communications. He received a M.A. degree in Islamic studies, Culture and Communication from Imam Sadiq University, Tehran. His research focus on the communication theory and philosophy, Islam and communication, and culture & communication. |
|
RSS
|